بی‌عدالتی که با نام عدالت عرضه می شود مرحله انحطاط  تمدن‌ است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، احمد بهمنی پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی در نشست علمی با موضوع قیام و احیای عدالت که در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و تمدنی برگزار شد، مهم‌ترین رسالت عاشورا را احیای حقیقت عدالت و جلوگیری از مصادره معنای آن توسط قدرت سیاسی دانست.

وی در ادامه افزود: گاه بزرگ‌ترین بحران یک جامعه، بحران معناست. ممکن است جامعه‌ای از قانون، حکومت، قاضی و نهادهای رسمی برخوردار باشد و در عین حال واژگانی همچون عدالت، آزادی و دین نیز به فراوانی در آن تکرار شوند، اما حقیقت این مفاهیم از درون تهی شده باشد. در چنین شرایطی، جامعه با بحرانی عمیق‌تر از آشفتگی سیاسی روبه‌رو است؛ زیرا معیار تشخیص حق و باطل را از دست می‌دهد.

بهمنی تصریح کرد: خطرناک‌ترین مرحله انحطاط  تمدن‌ها آن­ها عدم اجرای عدالت اجرا نیست، بلکه  بی‌عدالتی است که با نام عدالت عرضه شود و باعث شود که ظلم، جامه قانون و مشروعیت را  بر تن کند. در چنین وضعیتی مسئله صرفاً فقدان عدالت نیست، بلکه از میان رفتن معیار شناخت عدالت است و این همان نقطه‌ای است که مسیر سقوط یک جامعه آغاز می‌شود.

این پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی خاطرنشان کرد:عاشورا دقیقاً در چنین مقطع تاریخی رخ داد؛ مقطعی که قدرت سیاسی می‌کوشید معنای عدالت را به سود خود مصادره کند و از دل استبداد، تصویری مشروع و دینی از عدالت بسازد. هنگامی که قدرت خود را معیار حق معرفی می‌کند  دیگر ظلم نیازی به پنهان شدن ندارد، بلکه با زبان عدالت سخن می‌گوید و همین مسئله، خطر تحریف حقیقت را دوچندان می‌کند.

وی تصریح کرد: مسئله اصلی امام حسین(ع) تنها مخالفت با یک حاکم ستمگر نبود، زیرا تاریخ اسلام و حتی تاریخ بشر، فرمانروایان ستمگر فراوانی را به خود دیده است. آن­چه نهضت حسینی را به رخدادی یگانه و ماندگار تبدیل کرد، ایستادگی در برابر تحریف مفهوم عدالت بود. تحریفی که می‌خواست قدرت را معیار حقیقت معرفی کند و هر آن­چه از سوی حاکم صادر می‌شود، عین عدالت جلوه دهد. البته اگر قدرت معیار حق شود، حقیقت به آسانی قربانی مصلحت خواهد شد و در چنین شرایطی، انسان‌ها به جای آن­که عدالت را ملاک ارزیابی قدرت قرار دهند، قدرت را معیار سنجش عدالت می‌پندارند و همین وارونگی، بزرگ‌ترین آسیب برای حیات اجتماعی است. از این منظر، عاشورا پیش از آن­که جنبشی برای تحقق عدالت اجتماعی باشد، قیامی برای نجات خود مفهوم عدالت بود. از همین رو  عدالت پیش از آن­که در قوانین، دادگاه‌ها و ساختارهای حکمرانی متجلی شود، در وجدان انسان‌ها متولد می‌شود و اگر وجدان اجتماعی قدرت تشخیص حقیقت را  از دست بدهد، هیچ نظام حقوقی، هر چند پیشرفته و منظم، توان تحقق عدالت را نخواهد داشت.

این استاد دانشگاه در ادامه نشست بیان داشت: عدالت پیش از آن­که یک نهاد باشد، یک حقیقت است و هرگاه حقیقت عدالت تحریف شود، نهادهای وابسته به آن نیز به تدریج در خدمت سلطه قرار خواهند گرفت. به همین دلیل، اصلاح ساختارها بدون اصلاح فهم انسان از عدالت، هرگز به عدالت واقعی منتهی نخواهد شد.

وی  با اشاره به راز ماندگاری نهضت عاشورا اظهار داشت: امام حسین(ع) نمی‌خواست تنها حکومتی را ساقط کند، بلکه می‌خواست معیار قضاوت انسان درباره عدالت را احیا کند. از همین رو، عاشورا بیش از آن­که یک رخداد سیاسی باشد، یک انقلاب معرفتی است؛ انقلابی که مرز میان عدالت و قدرت را دوباره ترسیم کرد و نشان داد مشروعیت قدرت تنها در گرو پایبندی به عدالت است.

بهمنی در ادامه افزود: اگر عدالت معیار قدرت باشد، حکومت ناگزیر در برابر حقیقت سر فرود خواهد آورد، اما اگر قدرت معیار عدالت شود، حقیقت به ابزاری در خدمت صاحبان قدرت تبدیل خواهد شد و جامعه به تدریج توان تشخیص حق از باطل را از دست خواهد داد. تاریخ نشان می‌دهد بسیاری از حکومت‌ها نه با حذف عدالت، بلکه با تغییر تعریف عدالت دوام یافته‌اند.  هنگامی که عدالت تنها به معنای اطاعت از قدرت تفسیر شود، ظلم دیگر چهره‌ای خشن ندارد، بلکه با لباس قانون، امنیت و حتی دین ظاهر می‌شود.

این پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی خاطر نشان کرد: در چنین شرایطی، جامعه گرفتار استبداد معنایی می‌شود؛ استبدادی که زبان جامعه را تغییر می‌دهد و قدرت تشخیص حقیقت را از مردم می‌گیرد. خطر چنین وضعیتی به مراتب بیشتر از استبداد آشکار است، زیرا انسان‌ها گمان می‌کنند در مسیر عدالت حرکت می‌کنند، در حالی که گرفتار تحریف حقیقت شده‌اند. از این منظر  عاشورا این چرخه خطرناک را در هم شکست و  امام حسین(ع) با خون خویش اعلام کرد که عدالت حقیقتی مستقل از اراده حاکمان است و هیچ قدرتی نمی‌تواند با تغییر روایت‌ها، ظلم را به عدالت تبدیل کند یا حقیقت را در انحصار خود قرار دهد.

وی افزود: عاشورا صرفاً یک مقاومت نظامی نبود، بلکه بزرگ‌ترین مقاومت در برابر تحریف مفاهیم به شمار می‌رود. اگر کربلا رخ نمی‌داد، چه‌بسا بسیاری می‌پنداشتند هر آن­چه از سوی قدرت دینی صادر می‌شود، عین عدالت است، اما نهضت حسینی نشان داد که مشروعیت از عدالت سرچشمه می‌گیرد از این منظر عدالت اجتماعی تنها به معنای توزیع عادلانه ثروت، امکانات یا فرصت‌ها نیست، بلکه پیش از هر چیز، به توزیع عادلانه حقیقت وابسته است. جامعه‌ای که حقیقت در آن انحصاری شود، دیر یا زود عدالت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نیز از دست خواهد داد، زیرا نخستین تبعیض، تبعیض در حقیقت است.

احمد بهمنی در پایان افزود: امام حسین(ع) اجازه نداد حقیقت در انحصار قدرت باقی بماند، حتی اگر بهای این ایستادگی، جان خویش، خاندان و وفادارترین یارانش باشد و همین ویژگی سبب شد عاشورا به نقطه عطفی در تاریخ اسلام و تاریخ عدالت‌خواهی بشر تبدیل شود. همچنین هر قرائتی که عاشورا را صرفاً به آیین سوگواری یا صرفاً به یک حماسه سیاسی تقلیل دهد، از مهم‌ترین پیام این نهضت فاصله گرفته است و عاشورا پیش از هر چیز، مدرسه بازسازی وجدان اجتماعی است؛ مدرسه‌ای که به انسان می‌آموزد حقیقت را قربانی مصلحت نکند و عدالت را بر قدرت مقدم بدارد. از همین رو جامعه‌ای که وجدان خود را بازیابد، خواهد توانست عدالت را نیز بازآفرینی کند، اما جامعه‌ای که قدرت تشخیص حقیقت را از دست بدهد، حتی اگر به توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی و اقتدار سیاسی دست یابد در نهایت قربانی بی‌عدالتی خواهد شد. بنابراین عدالت محصول قدرت نیست، بلکه قدرت زمانی مشروعیت می‌یابد که در خدمت عدالت قرار گیرد و عاشورا نیز برای همیشه این معیار را در برابر تاریخ و همه جوامع انسانی قرار داده است.

انتهای پیام/