مردم، معنا، میدان
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 27 تير 1405 - 10:20
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علیرضا شجاعیزند دانشیار و عضو هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس با حضور در برنامه جریان با موضوع بازشناسی نسبت مردم، رهبری و نظم اجتماعی دینی، به تبیین جایگاه و نقش مردم در شکل گیری و تداوم نظم اجتماعی دینی پرداخت.
شجاعیزند در آغاز سخنان خود بیان داشت: رهبری در جمهوری اسلامی، رهبری مقتدرانه به معنای تحکمی و الزامآور نیست، بلکه بر پایه موعظه، تربیت، تبیین و نصیحت شکل گرفته است. حضرت آقا در دورهای که رژیم پهلوی حاکم بود نیز بر مدار موعظه و تربیت حرکت میکردند و در دوره رهبری نیز، با وجود آنکه تمام قدرت ظاهری در اختیار ایشان بود، باز هم از ادبیات عتاب و اجبار استفاده نکردهاند. در سخنرانیهای رهبر شهید انقلاب کمتر میتوان نشانی از تحکم یافت و بیشتر با تبیین شرایط، تحلیل اوضاع، روشنگری و نصیحت روبهرو هستیم؛ که یکی از مهمترین دستاوردهای جمهوری اسلامی است، زیرا چنین سبک رهبریای توانسته بدنهای اجتماعی بسازد که در بزنگاههای حساس، بهصورت گسترده و خودانگیخته وارد میدان میشود.
وی در ادامه، به گستردگی حضور مردم در شبهای اخیر اشاره کرد و افزود: این حضور در هیچ شهری به یک یا دو نقطه محدود نمانده است. در تهران، بیش از صد میدان و نقطه مختلف شاهد حضور مردم بودهاند و این حضور تا نیمههای شب و حتی پس از آن نیز ادامه داشته است. از این رو، ما با یک پدیده عادی و مقطعی مواجه نیستیم، چرا که این حجم از حضور و استمرار آن، نشان میدهد که مسئله صرفاً به سازماندهی رسمی یا فراخوانهای اداری مربوط نیست، بلکه ریشه در لایههای عمیقتری از دین، معنا و هویت جمعی دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به حضور مردم در تجمعات شبانه خاطر نشان کرد: هیچ یک از احزاب جهان، حتی اگر با تمام ظرفیتهای تشکیلاتی و شبکههای گسترده خود گرد هم آیند، قادر نخواهند بود چنین بدنهای از مردم را به صحنه بیاورند. این حرکت شامل پیر و جوان، کودک شیرخوار و خانوادههای کامل بوده و اساساً از جنس بسیجهای معمول حزبی یا اداری نیست.
وی افزود: حتی نهادهای رسمی و ساختارهای اداری نیز نه توان چنین حرکتی را دارند و نه چنین انتظاری از آنها میرود، چرا که این نهادها کار خود را انجام میدهند و اگر در جایی نیز نقشی ایفا کرده باشند، در همان حد معمول بوده است. اما اصل حرکت، فراتر از اینهاست و از جایی برآمده که دین و معنای قدسی در متن جامعه رسوخ کرده است.
این استاد دانشگاه و جامعهشناس در ادامه به مسئله سکوت یا تأخیر در تحلیل جامعهشناسان اشاره کرد و بیان داشت: باید از خود پرسید چرا دانشگاهها و جامعهشناسان در برابر این رخدادها کمتر سخن میگویند. روی صحبت با همان جامعهشناسانیاند که طی دو دهه گذشته از فروپاشی اجتماعی و نبود سرمایه اجتماعی در جمهوری اسلامی سخن گفته بودند، اکنون در برابر چنین صحنهای با نوعی بحران تحلیلی روبهرو شدهاند.
شجاعیزند افزود: نباید از نخبگان انتظار توبه داشت، اما انتظار میرود علم و وجدان آنان را به سمت پذیرش واقعیت سوق دهد، چرا که اگر آنان زمانی به صرافت بیفتند و بخواهند تحلیلی ساختاری و تازه از این رخداد ارائه دهند، این امر نه تنها اشکال ندارد، بلکه میتواند به پیشرفت فهم علمی منجر شود. با این حال، چنین تحلیلی مستلزم آن است که پژوهشگر از قالبهای از پیش تثبیتشده و تحلیلهای ایدئولوژیک فاصله بگیرد و واقعیت را همانگونه که هست ببیند، نه آنگونه که دوست دارد باشد.
دانشیار دانشگاه تربیت مدرس در ادامه، به مسئله وابستگی نظام و جامعه به شخصیت رهبر شهید اشاره و اظهار داشت: نظریههای رایج درباره کاریزما، معمولاً جامعه را در صورت فقدان شخصیت کاریزماتیک، در معرض فروپاشی یا بحران میدانند، اما آنچه در رخدادهای اخیر دیده شد، نشان میدهد که جامعه ایرانی از سطح وابستگی به یک فرد فراتر رفته و به نوعی نظم اجتماعی دینی رسیده است که قدرت بازتولید و استمرار دارد. از این رو، پیوند مردم با رهبری، صرفاً پیوندی عاطفی یا شخصی نیست، بلکه در بطن خود واجد یک ساختار معنایی و اجتماعی عمیق است.
وی سپس برای فهم بهتر مسئله، به تجربه هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: در جنگ هشت سال دفاع مقدس مردم پشت جنگ بودند، همراه جنگ بودند و حامی آن محسوب میشدند، اما ماهیت آن همراهی با شرایط امروز یکسان نبود. در جنگ تحمیلی، مردم نقش پشتیبان، تدارکاتی، انگیزشی و حمایتی داشتند، اما اکنون با نوعی جنگ گفتمانی و ایدئولوژیک روبهرو هستیم که در آن، هر لحظه و هر کنش فردی معنا و اثر دارد، و این شرایط اقتضا میکند که انسانها در ابراز وجود و حضور اجتماعی هیچ فرصتی را از دست ندهند، زیرا مسئله تنها یک مواجهه نظامی نیست، بلکه میدان تقابل معناها، روایتها و هویتهاست.
علبرضا شجاعیزند در پایان اظهار داشت: بیش از یک دهه است رسانهها با تولید شبهه و اخبار دروغین تلاش کردهاند ذهن مردم را کنترل کنند، اما رخداد اخیر نشان داد که بدنه اجتماعی ایران در مواقع حساس قادر است پاسخ متفاوتی بدهد. از همین رو، وقتی از مردم سخن میگوییم، منظور همه افراد جامعه بهصورت مطلق نیست، بلکه جمعیت کثیری از آحاد جامعه است که حول یک شعار، یک هدف یا یک حرکت مشخص جمع میشوند، و در هیچ یک از تئوریهای جامعهشناختی و علوم سیاسی، لزوماً صددرصد مردم مدنظر نیست، بلکه همین جمعیت قابل اعتناست که اهمیت دارد. همچنین، در نسبت با جنگ نیز انواع واکنشها وجود دارد، از همراهی منفعلانه و از سر ناگزیری گرفته تا حمایت ضمنی و سپس حضور فعال و خودآگاه. بنابراین، واکنش مردم ایران در رخداد اخیر را نمیتوان در قالبهای معمول و شناختهشده قرار داد، زیرا این حضور بیش از آنکه از جنس همراهی منفعل باشد، شبیه مشارکت در یک جنبش انقلابی است، و همین ویژگی سبب شده است که این رخداد را از سایر نمونهها متمایز نماید و آن را به یکی از مهمترین نشانههای بازتولید نظم اجتماعی دینی در جامعه ایرانی تبدیل میسازد.
انتهای پیام/