راویان عهد| وقتی مردم روایت CNN و BBC را باطل کردند
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 24 تير 1405 - 08:15
به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام دکتر عبدالله جلالی، نویسنده و پژوهشگر دین و رسانه به موضوع حضور خیابانی مردم در خونخواهی پدر امت پرداخت و نوشت: طی دهههای گذشته، بخشی از رسانههای جریان اصلی غرب، همراه با برخی رسانهها و تحلیلگران همسوی داخل، بهطور مستمر این گزاره را بازتولید کردهاند که «جمهوری اسلامی ایران از پشتوانه اجتماعی و مردمی برخوردار نیست». این ادعا، یکی از مؤلفههای اصلی جنگ روایتها درباره ایران محسوب میشود و همواره کوشیده است تصویری از گسست میان نظام سیاسی و جامعه ایرانی ارائه دهد. با این حال، رخدادهای اجتماعی گسترده در مقاطع مختلف، این روایت را با چالشهای جدی مواجه ساخته و نشان داده است که ارزیابی سرمایه اجتماعی یک نظام سیاسی، نیازمند تحلیل واقعیتهای میدانی است، نه صرفاً بازنماییهای رسانهای.
مراسم تشییع میلیونی «قائد شهید» را میتوان از منظر جامعهشناسی سیاسی، جلوهای از بروز سرمایه اجتماعی و همبستگی جمعی دانست. چنین رویدادهایی، فارغ از گرایشهای سیاسی، ظرفیت آن را دارند که بهعنوان شاخصی از مشارکت داوطلبانه و حضور اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرند. این نوع کنش جمعی، برخلاف نظرسنجیهای محدود یا تحلیلهای مبتنی بر دادههای غیرمستقیم، بازتابی عینی از رفتار اجتماعی در عرصه عمومی است و میتواند در ارزیابی میزان انسجام اجتماعی و مشروعیت نمادین یک نظام سیاسی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
نکته قابل تأمل آن است که بخشی از رسانههای بینالمللی که همواره بر ارزشهایی نظیر دموکراسی، حقوق بشر و مشارکت مردمی تأکید میکنند، در مواجهه با چنین رویدادهایی، رویکردی متفاوت اتخاذ میکنند. بررسی نحوه پوشش خبری این مراسم نشان میدهد که در برخی موارد، این حضور گسترده یا با سکوت رسانهای مواجه شده یا با شیوههای مختلف تقلیل، کوچکنمایی یا تغییر چارچوب روایت بازنمایی شده است. این مسئله پرسشی مهم را در حوزه مطالعات رسانه مطرح میکند: آیا معیارهای رسانهای در انعکاس پدیدههای اجتماعی، مستقل از ملاحظات سیاسی عمل میکنند یا تحت تأثیر چارچوبهای ایدئولوژیک و منافع قدرتهای بینالمللی قرار دارند؟
از سوی دیگر، استمرار برخی روایتهای آرمانگرایانه درباره نقش ایالات متحده بهعنوان «الگوی دموکراسی» یا «مدافع جهانی حقوق بشر»، نیازمند بازنگری انتقادی بر اساس شواهد تاریخی و تجربیات معاصر است. تحولات چند دهه اخیر در مناطقی مانند غزه، لبنان، عراق، افغانستان و یمن، زمینه مناسبی برای بررسی نسبت میان گفتمان رسمی قدرتهای غربی و عملکرد عملی آنها در عرصه بینالمللی فراهم کرده است. از این منظر، تحلیل سیاست خارجی قدرتهای بزرگ، بدون اتکا به رویکردی انتقادی، نمیتواند تصویری جامع و واقعبینانه از تحولات جهانی ارائه دهد.
بر این اساس، نظام آموزشی و حوزه تألیف و نشر منابع عمومی نیز با یک مسئولیت علمی مواجه هستند. ضروری است متون آموزشی مرتبط با سیاست، روابط بینالملل، حقوق بشر و نظامهای سیاسی، با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر شواهد روز مورد بازنگری قرار گیرند. هدف از این بازنگری، جایگزینی یک روایت با روایت دیگر نیست، بلکه تقویت نگاه انتقادی، آموزش سواد رسانهای و آشنایی دانشآموزان و دانشجویان با سازوکارهای تولید و بازتولید روایت در فضای رسانهای جهان است.
امروزه رسانه صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه یکی از مهمترین عرصههای شکلدهی به ادراک عمومی و مدیریت افکار عمومی به شمار میآید. در ادبیات جنگ شناختی، رقابت اصلی نه صرفاً بر سر کنترل سرزمین، بلکه بر سر کنترل معنا، تفسیر و چارچوببندی واقعیتهاست. ازاینرو، نظام آموزشی باید توانایی تحلیل انتقادی روایتهای رسانهای را در مخاطبان تقویت کند تا نسل جوان بتواند میان واقعیتهای میدانی و بازنماییهای رسانهای تمایز قائل شود.
تشییع میلیونی اخیر، علاوه بر آنکه آیینی برای بدرقه یک شخصیت برجسته بود، از منظر ارتباطات سیاسی و مطالعات افکار عمومی، آزمونی برای سنجش اعتبار برخی روایتهای رایج درباره جامعه ایران نیز محسوب میشود. این رویداد نشان داد که تحلیل تحولات اجتماعی، بدون توجه به شواهد میدانی و رفتار واقعی جامعه، میتواند به برداشتهای نادرست و قضاوتهای غیرواقعبینانه منجر شود.
در نهایت، مطالعه تاریخ معاصر و روابط بینالملل، بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی مبتنی بر اسناد، دادههای معتبر و تحلیل انتقادی است. پذیرش یا رد هر روایت سیاسی، صرفنظر از منشأ آن، باید بر پایه شواهد قابل ارزیابی صورت گیرد. در عصر جنگ شناختی، یکی از مهمترین الزامات پژوهش و آموزش، تربیت نسلی است که بتواند میان واقعیت، روایت و عملیات رسانهای تمایز قائل شود و با اتکا به تحلیل علمی، تصویری دقیقتر از تحولات داخلی و بینالمللی به دست آورد.
انتهای پیام/