یادداشت | سرمنزلِ عشق، جوارِ ولیّ خداست

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، یک هفته دلدادگی و عشق به امام مجاهد را پس از داغ و حسرت چهار ماهه چگونه روایت کنم که این دلِ داغدار به آرامشی برسد همانند سرانجامِ اعمالِ مجاهدانه این آقای شهید ما، این عبد صالح خداوند که نصیبش آرامشی جاودانه در آغوش مهربان امام رئوف شد.

پس از یک هفته اشک و وداع، پس از آن همه شکوه در بدرقه و تشییع، گویی این پیکر تنها بر دوش مردم نبود؛ بر شانه‌های عشق سفر می‌کرد. از تهران تا قم، از نجف تا کربلا، در میان سلام‌های عاشقان و زمزمه‌های «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» و «السلام علیک یا اباعبدالله»، راهی را پیمود که پایانش پایان نبود؛ آغاز آرامشی جاودانه بود.

اکنون این کاروان دلدادگی از مسیر بهشتی آستان‌های کربلا و نجف به مشهد رسیده است؛ به آستان خورشید خراسان، به حریم امام مهربانی‌ها. 

گویی تمام آن سفر، مقدمه‌ای بود برای آنکه این پیکر، سرانجام در آغوش امام رضای جان  آرام گیرد؛ همان‌جا که دل‌های بی‌شمار، آرامش خود را در سایه گنبد زرینش یافته‌اند و پَردگیان عرش گِرد حرمش آوای خوش رضا رضا سر می دهند.

چه زیباست که زائر و خادم دیروز، امروز همسایه و مجاور همیشگی حرم شده است.

دیگر سلامش از دور نیست و هر صبح و شام، نسیم صحن و سرا بر تربتش پاسخ سلامش را می‌دهد و هر زائری که به دیدار امام می‌آید، بی‌آنکه بداند، از کنار فرزندی از سلاله او نیز می‌گذرد؛ فرزندی که عمر خویش را در راه آرمانی برخاسته از ایمان و وفاداری به راه انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام نثار کرد.

از این پس، زیارت امام رضا با یاد او گره خورده است؛ سلام بر امام، سلامی نیز بر این خادم صادق خواهد بود. خاک مشهد، امانت‌دار پیکری شد که سال‌ها مسیرش از کوچه‌های دلدادگی می‌گذشت و منزل آخرش، جوار ولیّ خدا شد.

و چه آرامشی بالاتر از این؛ آن‌گاه که دل‌های داغدار بدانند عزیزشان در سایه‌سار لطف امامی آرمیده است که پناه دل‌های شکسته است.

 این پایان یک سفر نبود؛ آغاز حضوری ماندگار در کنار بارگاه نور و کرامت بود؛ حضوری که هر زائر، با سلام به امام، عطر یاد او را نیز در جان خویش احساس خواهد کرد.

یادداشت از امرالله عظیمی، استاد دانشگاه

انتهای پیام/