گذار ایران به بازدارندگی همهجانبه؛ تغییر محاسبات راهبردی دشمن
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 22 تير 1405 - 14:11
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «شش ستون دکترین جدید بازدارندگی ایران در نظم جدید منطقه» که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
تحولات پس از جنگ تحمیلی رمضان و در پی آن یادداشت تفاهم اسلامآباد را میتوان نقطه آغاز مرحلهای جدید در دکترین امنیت ملی ایران دانست؛ مرحلهای که در آن، اولویت اصلی از مدیریت بحرانهای مقطعی به سمت تثبیت بازدارندگی همهجانبه در حال حرکت است.
تجربه جنگهای تحمیلی نشان داد که بازدارندگی پایدار، صرفاً محصول قدرت نظامی نیست، بلکه از همافزایی مؤلفههای امنیتی، فناورانه، اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرد. در این چارچوب، به نظر میرسد راهبرد آینده ایران بر شش ستون اصلی استوار باشد.
نخست؛ انتقام موثر و افزایش هزینه اقدامات تروریستی به دشمن که منجر به شهادت امام خامنهای، فرماندهان نظامی، دانشمندان و کودکان و مردم عزتمند ایران شده است.
انتقام به دشمن یادآوری میکند و اطمینان میدهد که هر اقدام خصمانه او، با پاسخی مؤثر و متناسب روبهرو میشود و هزینه سنگینی خواهد پرداخت.
در چنین شرایطی، علاوه بر قصاص جنایتکاران که حق طبیعی تک تک مردم داغدیده است یک هدف مهم ترسیم میشود و آن تغییر محاسبات راهبردی و کاهش انگیزه برای تکرار اقدامات خصمانه است.
دوم؛ ارتقای فناوری نظامی و تولید تجهیزات متناسب با نقاط ضعف آشکار شده دشمن. هر جنگ، علاوه بر آشکار کردن نقاط قوت و ضعف طرفین، بانک ارزشمندی از اطلاعات عملیاتی و راهبردی ایجاد میکند.
از این رو، انتظار میرود فناوریها و تجهیزات دفاعی، بیش از گذشته بر پایه شناخت دقیق آسیبپذیریهای دشمن و افزایش اثربخشی بازدارندگی طراحی و توسعه یابد.
سوم؛ توسعه ظرفیتهای راهبردی بازدارنده. در محیط پیچیده امنیتی امروز، ایران باید قابلیتهایی را توسعه دهند که محاسبات راهبردی رقبا را تغییر داده و هزینه هرگونه شرارت را در ذهن او بسیار خطرناک و سنگین نشان دهد.
هرچه این ظرفیتها که میتواند در حوزه ژئوپلتیک، نظامی و تکنولوژیک باشند، احتمال جنگهای آتی کاهش خواهد یافت و در نظم نوین جهانی این امر به عنوان یک جایگاه متناسب با موقعیت جدید ایران لازم به نظر میرسد.
چهارم؛ بازدارندگی اقتصادی و تعمیق همکاری با شرکای راهبردی. قدرت نظامی بدون اقتصاد توانمند، تجارت پایدار و پیوندهای راهبردی خارجی، ماندگاری لازم را نخواهد داشت. توسعه همکاریهای اقتصادی، تقویت کریدورهای ترانزیتی برای تأثیر کریدورهای ترسیمی دشمن، گسترش تجارت با شرکای راهبردی، افزایش تابآوری اقتصادی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی، از ارکان مهم بازدارندگی ملی به شمار میروند.
پنجم؛ حفظ و تقویت قدرت اجتماعی و سرمایه مردمی که قدرت خود را عملاً به اثبات رساندند. تجربه بحرانهای نشان داده است که اتحاد ملی، اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی، از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی هستند. هرچه سرمایه اجتماعی و همبستگی داخلی بیشتر باشد، توان بازدارندگی کشور نیز افزایش مییابد؛ زیرا دشمن، علاوه بر توان نظامی، تاب آوری اجتماعی و اعتبار مردمی آن را نیز در محاسبات خود لحاظ میکند.
ششم؛ اعتبار بازدارندگی با پاسخ مؤثر و متناسب با این توضیح که؛ بازدارندگی تنها به داشتن توانمندی وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که طرف مقابل باور کند در صورت اقدام به تهاجم حتی پس از هر تفاهمی و حتی از خاک کشورهای همسایه که با ایران روابط نزدیک دارند، با پاسخی مؤثر متناسب و قوی رو به رو خواهد شد.
هرگاه این باور تضعیف شود، احتمال تکرار تنشها و اقدامات خصمانه افزایش مییابد؛ اما زمانی که پاسخها با هدف ایجاد درد و تحمیل هزینه برای دشمن باشد بازدارندگی اثر بخش میشود و انگیزه برای تشدید درگیری کاهش مییابد. از این منظر اعتبار پاسخ یکی از ارکان اصلی هر دکترین بازدارندگی محسوب میشود.
در مجموع، به نظر میرسد ایران در حال ورود به مرحلهای تازه از دکترین بازدارندگی خود است؛ دکترینی که هدف آن نه گسترش درگیری، بلکه افزایش هزینه اقدامات خصمانه، ارتقای توان ملی، تقویت تابآوری کشور و تغییر محاسبات راهبردی در دشمن است.
هرچه این شش ستون مستحکمتر شوند، احتمال وقوع جنگ کاهش یافته و زمینه برای ثبات و امنیت پایدار در سطح ملی و منطقهای تقویت خواهد شد.
انتهای پیام/424