تغییر روایت تاریخی قزاقستان؛ از استقلال 1991 تا امپراتوری اردوی زرین
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 21 تير 1405 - 12:33
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، هنگامی که قزاقستان در دسامبر 1991 اعلام استقلال کرد، نه تنها نهادهای دولتی شوروی، بلکه چارچوبهای تاریخی آن را نیز به ارث برد. نخستین تاریخنگاری مهم این کشور پس از فروپاشی شوروی که در سال 1997 منتشر شد، پارادایم شوروی را تقریباً بدون تغییر بازتولید کرد.
«آقاوردا» به عنوان یک دولت دستنشانده در درون «اردوی زرین» معرفی شد که برای استقلال خود جنگید و در نهایت در قرن پانزدهم منجر به پیدایش «خانات قزاق» شد. این روایت، شالوده رسمی ملت قزاقستان باقی ماند.
خود اردوی زرین به عنوان یک تاریخ بیگانه در نظر گرفته میشد: یک امپراتوری فاتح که هیچ ارتباط مستقیم و تبارشناختی با تمدن قزاق نداشت. برای حدود سه دهه، این چارچوب تعیین میکرد که قزاقستان چگونه ریشههای پیدایش خود را برای شهروندانش توضیح دهد. اما اکنون، قزاقستان در حال بازنگری در این روایت است؛ نه با رد نقطه عطف 1991، بلکه با کاهش قابلتوجه اهمیت آن نسبت به گذشته.
سایه سنگین روایتهای شوروی بر استقلال قزاقستان
دلایل عملگرایانهای برای تعیین سال 1991 به عنوان نقطه آغاز دولتسازی قزاقستان وجود داشت. این امر بازتابدهنده محدودیتهای واقعی کشوری بود که در حال ساختن خود از نقطه صفر بود. در زمان استقلال، قزاقتبارهای بومی تنها 39.7 درصد از جمعیت را تشکیل میدادند و قزاقستان را به تنها جمهوری شوروی تبدیل کردند که در زمان استقلال، ملیت اصلی آن در اکثریت نبود.
روستبارها 37.8 درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدادند که بیشتر در شمال صنعتی متمرکز بودند و شکافهای زبانی در این کشور بسیار عمیق بود. در شرایط دهه 1990، الگوی ملتسازی مدنی، کاربردیترین ابزار برای ساخت یک دولت جدید و جلوگیری از فروپاشی و چندپارگی در یک جامعه متنوع به شمار میرفت.
نورسلطان نظربایف، نخستین رئیسجمهور قزاقستان، که مدتها به عنوان معمار قزاقستان مستقل شناخته میشد اما پس از بحران ژانویه 2022 تا حد زیادی از عرصه سیاست کنار گذاشته شد، این چارچوب را از طریق تلاشهای ملتسازی که با شخصیت خود او گره خورده بود، تقویت کرد.
مراسمهای رسمی، برنامههای درسی آموزشی، رسانههای دولتی و نمادهای عمومی، همگی حول یک تصویر واحد متمرکز شدند: نظربایف به عنوان پدر بنیانگذار جمهوری نوین. این رویکرد به برقراری ثبات در یک دوره پرآشوب کمک کرد، اما روایت تاریخیِ برآمده از آن، به شکلی عامدانه فشرده و محدود بود.
استقلال نقطه مرکزی این روایت بود، در حالی که دورههای پیشین تنها به عنوان پسزمینه عمل میکردند. دوران شوروی بیشتر به عنوان دورانی شکلدهنده تلقی میشد تا دورانی پرمناقشه. این مدل برای سالهای اولیه استقلال کارآمد بود، اما یک سؤال کلیدی را بیپاسخ گذاشت: دولتسازی قزاقستان واقعاً از کجا آغاز شد؟
اظهارات جنجالی پوتین و بیداری تاریخی آستانه
اظهارنظر نسنجیده ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در یک مجمع جوانان در اوت 2014، فوریت تازهای به این پرسش بخشید. پوتین با ارائه دیدگاه خود مبنی بر اینکه قزاقستان پیش از استقلال هرگز دارای حاکمیت و دولت واقعی نبوده است، ادعا کرد که نظربایف «در سرزمینی که پیش از آن هرگز دولتی در آن وجود نداشته، یک دولت ایجاد کرده است.»
این اظهارات، نقطه آسیبپذیری در روایت رسمی تاریخی قزاقستان را نمایان کرد. این یک اظهارنظر منزوی و گذرا نبود. مقامات ارشد و سیاستمداران روس به طور دورهای تمامیت ارضی قزاقستان و مشروعیت مرزهای آن را زیر سؤال بردهاند. پیام پنهان این مواضع همواره ثابت بوده است: حاکمیت قزاقستان مشروط، نوپا و وابسته به حسن نیت روسیه است.
واکنش اولیه نظربایف به اظهارات پوتین، برجسته کردن «خانات قزاق» به عنوان پیشدرآمد تاریخی اصلی قزاقستان مدرن بود. جشنهای گسترده 550مین سالگرد تأسیس این خانات در سال 2015، به یکی از مهمترین رویدادهای نمادین اواخر دوران نظربایف تبدیل شد و این پیام را مخابره کرد که دولت قزاقستان پیش از اتحاد جماهیر شوروی و امپراتوری روسیه وجود داشته است.
با این حال، روایت رسمی جدید فاقد یک مقدمه تاریخی مستحکم بود. برای گسترش این گاهشمار به دورانهای کهنتر، نیاز به تغییر رئیسجمهور بود.
توکایف و احیای میراث «اردوی زرین»
قاسم جومارت توکایف، با همان احتیاطی که همواره مشخصه سیاست خارجی قزاقستان بوده است، وارد عرصه ملتسازی شد. وی در نخستین سخنرانی سالانه خود در سپتامبر 2019، کمتر از سه ماه پس از انتخابش به دنبال استعفای نظربایف، برگزاری مراسم 750مین سالگرد تأسیس «اردوی زرین» را اعلام کرد.
این نخستین بار بود که یک رئیسجمهور قزاقستان به طور رسمی این امپراتوری پهناور قرون وسطایی را وارد روایت ملی میکرد. این مراسم اگرچه مخاطبان داخلی را هدف قرار داده بود، اما سیگنالهای آن بسیار فراتر از مرزها مخابره شد.
در سال 2022، قزاقستان یک مؤسسه تحقیقاتی در آستانه تأسیس کرد که به مطالعه «اولوس جوچی» (نام رسمی اردوی زرین) اختصاص یافت. دولت مجموعه آرامگاه مدتها رها شده «جوچی» در منطقه «اولیتاو» در مرکز قزاقستان را بازسازی کرد که اکنون به یکی از برجستهترین مکانهای حافظه تاریخی این کشور تبدیل شده است.
علاوه بر این، توکایف اولیتاو را به عنوان محل برگزاری نخستین نشست «قورولتای ملی» (کنگره ملی) - مجمع مشورتی ویژه خود - انتخاب کرد؛ اقدامی که حکمرانی معاصر را مستقیماً به چشمانداز استپهای قرون وسطایی متصل میکرد.
در همایشی با حمایت یونسکو در مه 2026 که 300 پژوهشگر از بیش از 20 کشور در آن حضور داشتند، توکایف این امپراتوری را «رومِ استپ» توصیف کرد. چنین توصیفی جسورانهتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. تاریخنگاری روسی مدتهاست که اردوی زرین را تحت عنوان «یوغ تاتار-مغول» و عصر تاریک تسخیر و رنج بیگانگان به تصویر کشیده است.
تاریخ ملی جدید قزاقستان که در هفت جلد توسط بیش از 250 پژوهشگر، از جمله گروه بزرگی از کارشناسان خارجی تدوین شده است، یک جلد کامل را به دوره اردوی زرین اختصاص میدهد. شش جلد از این هفت جلد اکنون تأیید شده و در آستانه انتشار است.
تغییرات دموگرافیک و غلبه فرهنگ و زبان قزاقی
این روند به فرهنگ عامه نیز کشیده شده است. مینیسریال درام «امپراتوری زرین» با محوریت شخصیت «جوچی خان» در حال حاضر در دست تولید است و قرار است از نتفلیکس پخش شود. این پروژه به همراه تاریخ هفتجلدی ملی، هر دو تحت نظارت یرلان کارین، یکی از مقامات ارشد توکایف و مسئول سیاستهای ایدئولوژیک، پیش میروند.
«امپراتوری زرین» یک استثنا نیست. در سال 2024، تولیدات سینمایی قزاقستان 58 درصد رشد کرد و تولیدات داخلی نیمی از 10 فیلم پرفروش کشور را به خود اختصاص دادند؛ جهشی که توکایف در قورولتای ملی خواستار آن شده بود.
اگر این تغییر از بالا به پایین بود، روندهای بلندمدت دموگرافیک و فرهنگی زمینهساز ریشهدار شدن آن شدهاند. سرشماری سال 2021 قزاقستان نشان داد که قزاقتبارها 70.4 درصد از جمعیت را تشکیل میدهند که نسبت به 53.4 درصد در سال 1999 و 63.1 درصد در سال 2009 افزایش چشمگیری داشته است.
آمارهای دولتی نشاندهنده افزایش مداوم شمار شهروندانی است که به زبان قزاقی تسلط دارند. اکنون دوسوم از فارغالتحصیلان مدارس، آزمون سراسری دانشگاه خود را به زبان قزاقی میدهند؛ سهمی که از زمان استقلال پیوسته در حال رشد بوده است.
در پلتفرمهای تلویزیونی، چاپی و دیجیتال، قزاقی به زبان غالب مصرف رسانهای تبدیل شده است؛ تغییر مسیری که برای هر کسی که قزاقستان را در دهه 1990 میشناخت، غیرمحتمل به نظر میرسید.
در اواخر سال 2023، دولت «مفهوم توسعه سیاست زبانی برای دوره 2023-2029» را تصویب کرد و اهدافی از جمله افزایش تسلط فارغالتحصیلان غیرقزاق به زبان قزاقی از 45 درصد به 75 درصد تا سال 2029 را تعیین کرد.
حتی در سال 2019، پیش از آنکه آستانه به طور کامل به پروژه اردوی زرین متعهد شود، یک نظرسنجی نشان داد که تنها 24 درصد از شهروندان قزاق سال 1991 را نقطه آغاز حاکمیت ملی میدانستند و نزدیک به 45 درصد دیدگاه مثبتی به اردوی زرین داشتند.
سرمایهگذاری دولت از آن زمان تاکنون تنها به این روندها شتاب بخشیده است. نظرسنجی دیگری در سال 2023 نشان داد که شهروندان جوانتر، که بسیاری از آنها هیچ خاطره زندهای از دوران شوروی ندارند، تمایل بیشتری دارند تا تاریخ کشور را از طریق نقاط عطف پیش از شوروی درک کنند.
تاریخسازی برای یک دولت مدنی چندقومیتی
نحوه ارائه اردوی زرین به همان اندازهِ ترویج آن اهمیت دارد. توکایف به طور پیوسته این امپراتوری را به عنوان یک سیستم سیاسی چندقومیتی و چندزبانه معرفی کرده است که به جای انحصارطلبی قومی، بر حکمرانی، دیپلماسی، مدیریت حقوقی و ارتباطات اوراسیایی تأکید دارد. این مسئله مهم است، زیرا قزاقستان همچنان خود را به عنوان یک دولت مدنی چندقومیتی تعریف میکند.
قانون اساسی جدید قزاقستان که پس از همهپرسی ماه مارس، در اول جولای لازمالاجرا شد، زبان روسی را همچنان به عنوان یک زبان رسمی در نهادهای دولتی حفظ کرده است، اما نکته قابل توجه این است که جایگاه آن را از زبان «برابر» با قزاقی به زبان «در کنارِ» قزاقی تنزل داده است؛ یک بازنگری دقیق و محاسبهشده که مسکو آن را بدون اعتراض پذیرفت. پیش از سفر رسمی به آستانه در مه 2026، پوتین با انتشار مقالهای در یک روزنامه قزاقستانی، قانون اساسی جدید را «همسو با روح زمانه» خواند.
اینکه آیا این اجماع پایدار میماند یا خیر، موضوع دیگری است. آنچه برای پروژه ملتسازی قزاقستان اهمیت دارد این است که اردوی زرین نه به عنوان یک سرزمین مادری قومی، بلکه به عنوان یک پیشینه تاریخی برای یک دولت متنوع و به هم پیوسته مورد استناد قرار میگیرد. این تمایز بازتابدهنده واقعیتهای دموگرافیک و سیاسی دولتی است که نمیتواند هزینههای ناسیونالیسم قومی را بپردازد.
حدود سه دهه پس از استقلال، روایت رسمی قزاقستان در حال گسترش است، نه جایگزینی. استقلال همچنان سنگبنای جمهوری مدرن باقی میماند، اما اکنون به عنوان فصلی از یک داستان بسیار طولانیتر چارچوببندی شده است؛ داستانی که نه در سال 1991، و نه حتی با تأسیس خانات قزاق در سال 1465، بلکه با اردوی زرین در بیش از دو قرن پیش از آن آغاز میشود.
انتهای پیام/