یادداشت|تحلیل ابعاد یک تشییع بی‌سابقه در طول تاریخ بشریت

خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی| مراسم وداع، نماز، تشییع و تدفین امام شهید آیت‌لله سیدعلی خامنه‌ای(ره)، به یکی از کم‌نظیرترین رویدادهای اجتماعی، دینی و رسانه‌ای تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام تبدیل شد.

بر پایه آمار رسمی منتشر شده، مجموع شرکت‌کنندگان در آیین‌های برگزارشده در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا نزدیک به 43 میلیون و 500 هزار نفر بوده است؛ آماری که بر اساس داده‌های تجمیعی نقطه‌زنی تعداد گوشی‌های همراه، آمار جابه‌جایی ناوگان حمل‌ونقل عمومی و برآوردهای میدانی از تراکم جمعیت و سطح اشغال مسیرهای برگزاری مراسم استخراج شده است.

این رویداد از همان نخستین ساعات، توجه افکار عمومی، رسانه‌ها و پژوهش‌گران را به خود جلب کرد و پرسش‌های مهمی را درباره علل این حضور گسترده و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی آن برانگیخت.

در اوراق تاریخ، هیچ بدرقه‌ای را نمی‌توان یافت که از نظر گستره‌ی جغرافیایی، شمار شرکت‌کنندگان و استمرار چندروزه، هم‌سنگ این وداع تاریخی باشد. اگر این آمار رسمی مبنای ارزیابی تاریخی قرار گیرد، این مراسم از نظر تعداد شرکت‌کنندگان، تمامی رکوردهای شناخته‌شده‌ی تشییع در دوران معاصر را پشت سر گذاشته است.

افزون بر آن، تحقق جابه‌جایی و اجتماع ده‌ها میلیون نفر، مستلزم وجود شبکه‌های گسترده حمل‌ونقل زمینی، ریلی و هوایی، ارتباطات سراسری و زیرساخت‌های شهری است؛ امکاناتی که در بخش اعظم تاریخ بشر وجود نداشته است. ازاین‌رو می‌توان استدلال کرد که این رویداد، از منظر ظرفیت لجستیکی و ابعاد مشارکت انسانی، در شمار بی‌سابقه‌ترین آیین‌های تشییع شناخته‌شده و می‌توان نتیجه گرفت که در طول تاریخ بشریت نیز اتفاق نیفتاده است.

اما پرسش اساسی این است که چه عاملی توانست میلیون‌ها انسان را با وجود مسافت‌های طولانی، گرمای طاقت‌فرسا، امکانات محدود و تحمل دشواری‌های فراوان، برای حضور در این مراسم به حرکت درآورد؟

پاسخ این پرسش را باید در جهان‌بینی تشیع و منظومه‌ی اعتقادی آن جست‌وجو کرد. به تعبیر شهید سیدعلی خامنه‌ای در تبیین مفهوم «جهاد»، «فعالیت سختِ مؤمنانه برای کسب رضای الهی را جهاد می‌گویند.» از همین منظر، بسیاری از شرکت‌کنندگان، حضور در این مراسم را نیز مصداقی از یک حرکت جهادگونه می‌دانستند؛ عزیمت از فواصل بسیار دور، گاه تا سه هزار کیلومتر، غالباً با وسایل حمل‌ونقل عمومی و بعضاً با امکانات محدود، تحمل گرمای نزدیک و گاه فراتر از 50 درجه سانتی‌گراد، استراحت در شرایط ساده، بهره‌مندی از حداقل امکانات رفاهی و ایستادگی در برابر ازدحام و فشارهای جسمی و روحی. آنان این دشواری‌ها را نه هزینه، بلکه بخشی از ادای تکلیف دینی، اظهار محبت به ولی الهی و ابراز وفاداری به باورهای خود تلقی می‌کردند.

در اینجاست که یکی از ارکان بنیادین مکتب تشیع، یعنی «تولّی و تبرّی»، کارکرد راهبردی خود را در عرصه‌ی اجتماعی آشکار می‌سازد. تولّی، به‌معنای پیوند قلبی، معرفتی و عملی با ولی الهی، و تبرّی، به‌معنای مرزبندی اعتقادی با جبهه‌ی باطل، صرفاً آموزه‌هایی کلامی نیستند، بلکه در بزنگاه‌های تاریخی، به رفتار اجتماعی و کنش جمعی تبدیل می‌شوند. هنگامی که این دو اصل در متن جامعه نهادینه شود، رابطه‌ی امت با امام و ولیّ، از سطح یک مناسبت سیاسی فراتر رفته و به پیوندی ایمانی، عاطفی و هویتی تبدیل می‌شود. از همین رو، تحمل سختی‌ها، گذشت از آسایش و حضور در میدان، برای پیروان این مکتب نه یک انتخاب معمول، بلکه ادای یک تکلیف دینی و تجلی عملی ایمان به شمار می‌آید.

در جریان تقابل گفتمانی میان حکومت مبتنی بر ولایت فقیه و جریان‌های سکولار و لائیک، به باور هواداران این گفتمان، منطق، ادب گفت‌وگو، استقامت و پایداری این جریان، موجب شد شماری از جوانان و نوجوانانی که پیش‌تر نگرش متفاوتی داشتند، در باورهای خود تجدیدنظر کرده و به این گفتمان گرایش پیدا کنند. از نگاه آنان، این تغییر نگرش را می‌توان یکی از جلوه‌های تأثیرگذاری گفتمان دینی در فضای پرچالش رسانه‌ای امروز دانست.

از پایتخت‌های کهن جهان تا مراکز بزرگ اسلام، کم‌تر شخصیتی را می‌توان سراغ گرفت که میلیون‌ها انسان، طی چندین شبانه‌روز، از سراسر ایران و دیگر سرزمین‌های اسلامی، چنین مشتاقانه در آیین‌های وداع، نماز، تشییع و تدفین او حضور یافته باشند. حاکمان و پادشاهان، با همه‌ی اقتدار ظاهری خود، هرگز از چنین سرمایه‌ای به نام محبت و همراهی مردم برخوردار نبوده‌اند.

بسیاری از پادشاهان ایران نیز پایان زندگی را در غربت سپری کردند و حتی از دفن در سرزمین خود محروم ماندند؛ اما اینک تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا صحنه‌ی وداعی شدند که در حافظه‌ی تاریخی ایران و جهان اسلام ماندگار شد.

این حضور گسترده، فارغ از روایت‌ها و منازعات رسانه‌ای، نشان داد که پیوند میان ولایت فقیه و بخش بزرگی از بدنه‌ی اجتماعی هواداران آن، هم‌چنان از ظرفیت بالایی برای بسیج اجتماعی برخوردار است. اجتماع عظیم مردم در آیین‌های وداع، نماز، تشییع و تدفین، از منظر جامعه‌شناختی، جلوه‌ای از سرمایه‌ی اجتماعی، هویت دینی و هم‌بستگی جمعی بود؛ سرمایه‌ای که صرفاً با جنگ روایت‌ها قابل تبیین یا نفی نیست.

این رویداد، افزون بر ابعاد دینی و عاطفی، پرسشی مهم را نیز در برابر تحلیل‌گران سیاسی و اجتماعی جهان قرار می‌دهد: چگونه در روزگاری که شبکه‌های گسترده‌ی رسانه‌ای، عملیات روانی، تحریم‌ها و فشارهای سیاسی با هدف تضعیف این گفتمان به‌کار گرفته می‌شوند، میلیون‌ها انسان هم‌چنان با انگیزه‌ای ایمانی و داوطلبانه در صحنه حاضر می‌شوند؟ اگر این حضور را برخاسته از یک باور عمیق و هویت دینی بدانیم، باید پذیرفت که اندیشه‌ها را نمی‌توان صرفاً با ابزارهای سخت، فشار سیاسی یا جنگ رسانه‌ای از میان برد؛ زیرا هرگاه یک گفتمان در قلب و ذهن مردم جای گیرد، پایداری آن بیش از هر چیز، بر ایمان، هویت و سرمایه اجتماعی استوار خواهد بود.

از این منظر، تشییع امام شهید حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای(ره) صرفاً یک مراسم سوگواری نبود، بلکه جلوه‌ای از گفتمان جهاد، تولّی و تبرّی، نمایش پیوند قلبی امت با امام و ولیّ، و نمادی از ظرفیت عظیم بسیج اجتماعی برخاسته از ایمان دینی بود. رخدادی که، فارغ از تفسیرهای سیاسی گوناگون، در حافظه‌ی تاریخی ملت ایران و جهان اسلام و نیز در مطالعات آینده درباره‌ی دین، هویت، ارتباطات اجتماعی و اجتماعات انسانی، جایگاهی ویژه خواهد یافت.

انتهای پیام/