تشییع پدر و چند پیام
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 20 تير 1405 - 12:43
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، تشییع باشکوه رهبر انقلاب در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد؛ صرفاً یک آیین سوگواری نبود؛ رویدادی تاریخی بود که میتوان آن را از مهمترین وقایع سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر ایران دانست. حضور میلیونی مردم از شهرهای مختلف، آن هم پس از چندین ماه پرالتهاب جنگی، حامل پیامهایی بود که فراتر از مرزهای ایران و منطقه غرب آسیا مخابره شد؛ پیامهایی که هم برای دوستان و دوستداران جمهوری اسلامی معنا داشت و هم برای مخالفان و دشمنان آن!
اول؛ بزرگترین همهپرسی خیابانی تاریخ معاصر ایران
سالهاست مخالفان جمهوری اسلامی از «رفراندوم» بهعنوان راه سنجش مقبولیت نظام سخن میگویند. فارغ از مباحث حقوقی و سیاسی این مطالبه، واقعیت این است که در بسیاری از کشورهای جهان، رفتار اجتماعی مردم در بزنگاههای تاریخی، خود به یک همهپرسی عمومی تبدیل میشود. حضور بیش از 15 میلیون نفر در مراسم وداع و تشییع رهبر انقلاب در تهران، آن هم با سختیها و تحمل ساعتها پیادهروی و ازدحام، تصویری ساخت که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. همان مردمی که در روزهای جنگ نیز طبق نظرسنجیهای مختلف با نصاب بیش از 70 درصدی در تجمعهای شبانه، فعالیتهای داوطلبانه، کمکهای مردمی و حمایتهای اجتماعی حضور پررنگ داشتند، این بار نیز در میدان حاضر شدند و برداشت خود را از آینده کشور به نمایش گذاشتند و مهر تأییدی بر مسیر ایران و حکمرانیاش زدند.
دوم؛ نمایش عینی و ملموس از پیوند امام و امت
در ادبیات انقلاب اسلامی، همواره از نسبت «امام و امت» سخن گفته شده است؛ مفهومی که گاه برای نسلهای جدید صرفاً یک تعبیر نظری و انتزاعی به نظر میرسید. اما این تشییع، آن مفهوم را به یک تصویر عینی و ملموس تبدیل کرد. مردم از صدها کیلومتر دورتر، با پای پیاده، با خانواده و کودکان خود، خود را به مراسم رساندند. صحنههایی که در بسیاری از خیابانها شکل گرفت، برای هر کسی که تجربه پیادهروی اربعین را داشته باشد، یادآور همان حرکت عظیم مردمی بود؛ موکبها، خدمترسانی داوطلبانه، اشک، دعا و احساس تعلق به یک هویت مشترک برای مردم تولید معنایی تازه از پیوند امام و امت داشت. این حضور نشان داد که رابطه بخش بزرگی از جامعه با رهبر انقلاب، صرفاً یک رابطه سیاسی نبوده، بلکه پیوندی عاطفی، اعتقادی و هویتی است.
سوم؛ قدردانی یک ملت از رهبر شهید
«حجاب معاصرت» همیشه ما را از آنچه داریم محروم میکند. فقدان آگاهی تاریخی نیز باعث میشود نتوانیم بین وضع موجود و گذشته خود مقایسه کنیم. ملتها معمولاً شخصیتهای تاریخی خود را پس از فقدانشان دوباره کشف میکنند. تشییع رهبر انقلاب، صحنهای از قدرشناسی مردمی بود که احساس میکردند سالها امنیت، ثبات، استقلال و مقاومت کشور را مدیون مدیریت او هستند. بسیاری از کسانی که مقابل دوربین مستندسازان قرار میگرفتند نه از یک نگاه سیاسی، بلکه از تجربه زیسته خود در نسبت با امام شهید حرف میزدند؛ از امنیت، عزت ملی، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی و احساس پدری که در بزنگاههای سخت، پشت ملت ایستاده بود. این حضور، بیش از آنکه واکنشی احساسی باشد، نشانهای از آگاهی سیاسی بخش مهمی از جامعه بود و حالا در این بزنگاه آگاهی تاریخی نیز به کمک ملت ایران آمده است تا جمهوری اسلامی و رهبری شهیدش را با گذشتگان مقایسه کند و افتخار زیستن در دوران زعامت ایشان را داشته باشد.
چهارم؛ بیداری؛ محصول خون رهبر شهید
راهبر هر ملتی پیشانی حرکتهای جمعی آن است؛ چنانکه امام راحل در 12 بهمن گفت «من به پشتوانه این ملت، دولت تعیین میکنم» و رهبری شهید همیشه در رتوریک سیاسی خود میگفتند «ملت ایران چنینوچنان میکند!» در واقع رهبر، با حضورش در پیشانی ملت، تاریخ را میسازد؛ ولی گاهی این اتفاق با رفتنش هم صورت میگیرد. شهادت رهبر انقلاب، اگرچه ضایعهای بزرگ بود، اما به نظر میرسد خود به عامل انسجام دوباره جامعه تبدیل شد. ایشان با خون خود وحدت ملی را امضا کرد. مردمی که شاید در بسیاری از مسائل اختلاف سلیقه داشتند، در این واقعه کنار یکدیگر ایستادند. تشییع باشکوه او نشان داد که شهادت، نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز مرحلهای تازه از بازتولید سرمایه اجتماعی انقلاب است. این حضور گسترده، این پیام را منتقل کرد که پروژه بیثباتسازی ایران، دستکم در افق پیشرو، با مانعی جدی به نام سرمایه مردمی مواجه است.
پنجم؛ تصویری که جهان را غافلگیر کرد
سالهاست بسیاری از رسانههای بینالمللی، روایت ایران را با تمرکز بر بحرانها، اعتراضها یا اختلافات داخلی بازنمایی میکنند. در چنین فضایی، انتشار تصاویر جمعیت میلیونی تشییع رهبر شهید، معادلات رسانهای را بر هم زد. حتی رسانههایی که معمولاً تلاش میکنند چنین صحنههایی را کمرنگ نشان دهند، ناچار شدند، اصل این حضور را پوشش دهند. حجم جمعیت، گستره جغرافیایی مشارکت و نظم اجتماعی مراسم، تصویری متفاوت از ایران به جهان ارائه کرد؛ تصویری که با بسیاری از روایتهای رایج فاصله داشت.
تشییع بیش از 15 میلیون نفری تهران، تشییع میلیونی قم و حماسه تاریخساز استقبال و بدرقه مردم عراق در نجف و کربلا و همچنین تشییع چند میلیونی مردم در مشهد، باعث شد حتی رسانههای آمریکایی از صفاتی چون «معجزه» و «اعجابانگیز» از این حضور نام ببرند و شاید همین تولید معنای جمعی است که باعث عصبانیت و دیوانگی ترامپ شده است!
ششم؛ بازنگری در محاسبات اپوزیسیون
یکی از مهمترین پیامهای این مراسم، متوجه جریانهای برانداز بود؛ جریانهایی که سالها بر این گزاره تأکید میکردند که جمهوری اسلامی پشتوانه اجتماعی ندارد. حضور میلیونها نفر، این محاسبه را با پرسشی جدی روبهرو کرد؛ پرسشی که باعث شده است همه رسانههای ضدانقلاب در این یک هفته در سکوت مطلق باشند. جامعهای که در لحظهای چنین حساس، با این حجم از مشارکت وارد میدان میشود، نشان میدهد که معادلات سیاسی ایران را نمیتوان صرفاً از دریچه شبکههای اجتماعی یا رسانههای خارج از کشور تحلیل کرد. این مراسم، یادآور آن بود که همچنان بخش قابل توجهی از مردم، حفظ نظام و تداوم مسیر انقلاب را با امنیت، استقلال و آینده کشور گرهخورده میدانند و بر همین اساس حاضرند در بزنگاههای تاریخی به میدان بیایند.
تشییع رهبر انقلاب، صرفاً بدرقه یک شخصیت سیاسی نبود؛ نمایش سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و قدرت نمادین جامعه ایران بود. رویدادهای تاریخی همچون تجربه یک هفته اخیر ملت ایران؛ بیش از صدها سخنرانی و تحلیل، واقعیتهای یک ملت را آشکار میکنند. این تشییع از همان جنس بود؛ رویدادی که آثار و پیامدهای آن، احتمالاً تا سالها در تحلیلهای سیاسی، اجتماعی و رسانهای ایران و منطقه مورد بحث خواهد بود.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/