مشهدالرضا، روزی که تاریخ ایستاد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، راهی که از تهران آغاز شد، از قم گذشت، در نجف و کربلا با اشک و سوگ میلیون‌ها عاشق امتداد یافت، امروز به مشهدالرضا (ع) رسیده است؛ شهری که گویی تمام کوچه‌هایش بوی وداع گرفته و گنبد طلایی حرم مطهر امام رضا (ع) زیر بار سنگین اندوه، رنگ دیگری به خود دیده است.

اینجا پایان یک سفر تاریخی نیست؛ پایان بی‌قراری مردی است که یک عمر خود را خادم امام رئوف می‌دانست و اکنون در جوار همان بارگاهی آرام می‌گیرد که همواره مأمن دل و جانش بود.

از نخستین ساعات برگزاری آیین تشییع، خیابان‌های منتهی به حرم رضوی مملو از جمعیتی شد که با چشمانی اشکبار، پیکر رهبر شهید و خانواده شهیدش را بر دوش می‌کشیدند. صدای صلوات، نوحه و گریه در هم آمیخته بود و کبوتران حرم، گویی روایتگر اندوهیهستند که بر فراز تابوت‌ها پرواز می‌کرند.

مشهدالرضا امروز تنها میزبان یک مراسم تشییع نیست؛ این شهر، آخرین منزل عاشقی را در آغوش می‌گیرد که همه عمرش با نام امام رضا (ع) زیست.

شانه‌های مردم خراسان زیر بار این وداع می‌لرزید؛ وداع با مردی که سال‌ها در برابر سخت‌ترین طوفان‌ها ایستاد، از آرمان‌هایش عقب ننشست و سرانجام مهر پایان زندگی‌اش با شهادت نقش بست. گویی آسمان صحن انقلاب نیز با زمزمه آیه «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً» او را به سوی آرامش ابدی فرا می‌خواند؛ آرامشی که سال‌ها در آرزویش بود.

تشییع چند ده میلیونی؛ قیامی که مرزهای جغرافیا را شکست

این تشییع،روایتی است از پیوند مردی با مردمی که او را از خود می‌دانستند. راهی که از تهران تا قم، از قم تا نجف، از نجف تا کربلا و سرانجام تا مشهد طی شد، به یکی از بزرگ‌ترین آیین‌های بدرقه تاریخ معاصر تبدیل شد؛ آیینی که میلیون‌ها انسان در ایران و عراق، با حضور خود نشان دادند یاد و نام شهیدان با رفتن پایان نمی‌یابد.

در میان اشک‌های مردم، بسیاری زمزمه می‌کردند که این پایان نیست. آیه شریفه «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» بر زبان‌ها جاری بود؛ آیه‌ای که بسیاری آن را توصیف زندگی مردی می‌دانستند که عهدش با خدا، ایستادگی بود و سرانجام با شهادت به پایان رسید.

مشهد برای او تنها یک شهر نبود؛ خانه دلش بود. سال‌ها پیش، در حکمی به عنوان رئیس خدمه آستان قدس رضوی منصوب شد و حتی پس از قرار گرفتن در جایگاه رهبری، بار‌ها خود را پیش از هر عنوانی، خادم امام رضا (ع) معرفی می‌کرد. نزدیکانش روایت کرده‌اند که خلوت‌های شبانه‌اش در حرم رضوی، سرشار از اشک، دعا و نجوا بود؛ همان حرم که امروز پیکرش را در آغوش کشیده است.

کاروان تشییع، تصویری فراموش‌نشدنی را در حافظه خراسان ثبت کرد. تابوت‌های پیچیده در پرچم ایران، اشک مادران، بغض کودکان، فریاد‌های «لبیک یا حسین و لبیک یا خامنه‌ای» و صلوات‌های ممتد، صحنه‌هایی را رقم زد که تا سال‌ها در ذهن مردم باقی خواهد ماند. خیابان‌های منتهی به حرم رضوی، موجی از انسان‌هایی بود که بی‌وقفه اشک می‌ریختند و در سکوت یا با زمزمه دعا، آخرین بدرقه را انجام می‌دادند.

نوای صلوات و مرثیه، و پرواز کبوتران بر فراز گنبد طلایی، حال و هوایی متفاوت به مشهد بخشیده است. گویی همه شهر یکپارچه سیاهپوش شده و هر کوچه و خیابان، روایتگر فصلی از این وداع تاریخی است.

این تصویر، در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد شد؛ تصویری از مردمی که با چشمان اشکبار، اما گام‌هایی استوار، رهبر شهید خود را تا خانه ابدی بدرقه کردند. اگرچه مشهد آخرین ایستگاه این سفر طولانی است، اما بسیاری از حاضران باور داشتند که راهی که او از آن سخن می‌گفت، با این تشییع پایان نمی‌یابد.

امروز در جوار بارگاه امام رضا (ع)، میان اشک‌های بی‌شمار و زمزمه دعاها، پیکر خادم دیرین این آستان آرام خواهد گرفت؛ اما نام او، خاطراتش و تصویری که این روز‌ها در خیابان‌های مشهد رقم خورد، برای همیشه در حافظه تاریخ ایران باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/424