مشهد در آغوش حماسه و سوگ؛ آخرین وداع امت با رهبر شهید در جوار امام رضا(ع)

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، شهر مشهد امروز دیگر تنها یک شهر نبود؛ دریایی از اشک، آه و دلدادگی بود. از نخستین ساعات ورود پیکر مطهر رهبر شهید، خیابان‌ها و میدان‌ها لبریز از جمعیتی شد که آمده بودند آخرین سلام را به مردی بگویند که او را پرچمدار مقاومت و انقلاب می‌دانستند. اشک، نوحه، شعار و سکوت درهم آمیخته بود و شهری که سال‌ها چشم‌انتظار بازگشت فرزندش بود، این بار او را بر دوش گرفت؛ بازگشتی که بهای آن شهادت بود و پایانش آرام گرفتن در جوار بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع).

از چه می‌توان نوشت؟ از جنایت دشمنی که ناجوانمردانه رهبر ملتی ولایت‌مدار را در خانه‌اش به شهادت رساند، یا از دل‌های خونینی که این روزها در سراسر ایران و به‌ویژه مشهد، داغدار و بی‌قرار شده‌اند؟ از کدام تصویر باید آغاز کرد؛ از اشک‌های مادری که بی‌اختیار بر صورتش جاری بود، از دستان لرزان پیرمردی که پرچم ایران را در آغوش گرفته بود یا از کودکانی که معنای داغ را با چشمان اشک‌آلود بزرگ‌ترها می‌آموختند؟

از همان لحظه‌ای که پیکر مطهر رهبر شهید وارد مشهد شد، گویی زمان از حرکت ایستاد. خیابان‌ها دیگر مسیر عبور نبودند؛ مسیر دلدادگی شده بودند. مردمی که از ساعت‌ها قبل خود را به مسیر تشییع رسانده بودند، تنها یک آرزو داشتند؛ آخرین نگاه، آخرین سلام و آخرین وداع.

در میان موج جمعیت، شعارها پی‌درپی طنین‌انداز می‌شد؛ «لبیک یا حسین، یا لثارات الخامنه‌ای» و اندکی بعد، هزاران صدا هم‌زمان فریاد می‌زدند: «این گل پرپر از کجا آمده، از سفر کرب‌وبلا آمده.» نوایی که با اشک مردم درهم می‌آمیخت و فضای مشهد را به صحنه‌ای از سوگ و حماسه بدل کرده بود.

هر قدمی که پیکر شهید پیش می‌رفت، آه مردم سنگین‌تر می‌شد. انگار هیچ‌کس نمی‌خواست باور کند که این آخرین دیدار است؛ آخرین بدرقه مردی که سال‌ها تکیه‌گاه دل‌های این ملت بود. نگاه‌ها به تابوت دوخته شده بود و اشک‌ها بی‌اختیار بر گونه‌ها می‌غلتید. سلام‌ها دیگر تنها خطاب به پیکر مطهر او نبود؛ سلامی بود به راه، آرمان و مکتبی که تا واپسین لحظه عمر بر آن ایستاد.

در این روزهای تلخ، ایران بار دیگر وحدت و همدلی خود را به نمایش گذاشت. از نخستین ساعات پس از شهادت رهبر شهید، مردم در شهرهای مختلف به خیابان‌ها آمدند؛ عزاداری کردند، سینه زدند، اشک ریختند و با حضوری کم‌نظیر نشان دادند که پیوند آنان با آرمان‌های انقلاب، پیوندی ناگسستنی است. برخی در جبهه دفاع از میهن جان بر کف ایستادند، برخی با کمک‌های مالی، نذر و خدمت، سهم خود را در این روزهای سرنوشت‌ساز ادا کردند و امروز همه آنان آمده بودند تا تمام داغ و اندوه فراق را در وداعی تاریخی فریاد بزنند.

تشییع رهبر شهید، یادآور مظلومیتی بود که دوستدارانش آن را به مظلومیت جد بزرگوارش پیوند می‌زدند؛ مردی که به باور آنان، همچون پیشوایان خود، مظلومانه به دیدار پروردگار شتافت. مردمی که بسیاری از آنان با زبان روزه و در حالی که عبادت را با خدمت و حضور در مراسم درآمیخته بودند، ساعت‌ها در مسیر تشییع ایستادند تا نشان دهند عشق، خستگی نمی‌شناسد.

مشهد در این روز، تنها میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ میزبان تاریخ بود. شهری که در هر گوشه آن صدای گریه، صلوات، نوحه و شعار به گوش می‌رسید و پرچم‌های برافراشته در باد، روایتگر اندوه ملتی بودند که نمی‌خواستند این لحظه به پایان برسد. سکوت‌های میان شعارها، از هر فریادی رساتر بود؛ سکوتی که عمق داغ را فریاد می‌زد.

و سرانجام، پیکر مطهر رهبر شهید در کنار مضجع نورانی حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) آرام گرفت؛ گویی پس از 47 سال مجاهدت و رهبری، به خانه بازگشت و در آغوش امام رئوف مأوا گرفت. این پایان یک راه نبود؛ آغاز ادامه مسیری بود که هوادارانش آن را راه حسین(ع)، راه عزت، مقاومت و انتظار ظهور حضرت بقیةالله الاعظم(عج) می‌دانند.

مشهد امروز با اشک‌های بی‌پایان خود، آخرین سلام را زمزمه کرد؛ سلامی که در دل آن وداعی جانکاه نهفته بود. وداعی که برای مردم پایان نبود، بلکه عهدی دوباره برای ادامه راه به شمار می‌رفت؛ راهی که به باور آنان با خون شهید استوارتر شده و درخت انقلاب را تنومندتر از گذشته خواهد کرد.

خوش آمدی، ای رهبر شهید؛ خوش آمدی به خانه. این بار نه برای دیداری دوباره، بلکه برای آرام گرفتن در جوار امام مهربانی‌ها؛ جایی که میلیون‌ها دل داغدار، راهت را ادامه‌دار می‌دانند و نامت را در حافظه تاریخ این سرزمین جاودانه خواهند دید.

انتهای پیام/282