از گلونی تا برنو/ روایت عشایر لرستان از سوگ و ایستادگی
- اخبار استانها
- اخبار لرستان
- 18 تير 1405 - 17:12
به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، پیش از آنکه نخستین سخن از پشت تریبون شنیده شود، این تصویر بود که سخن میگفت؛ تصویری از مردانی با گلونی بر گردن، چفیه بر شانه، کلاه نمدی بر سر، شَنگ و قطار بر تن و برنوهایی که محکم در دستانشان جای گرفته بود.
دستهدسته، عشایر و روستاییان لرستان با نوای مرثیه و ذکر مصیبت وارد حسینیه میشدند؛ گامهایی آرام اما استوار که هر کدام روایتگر دلدادگی مردمانی بود که از دورترین ایلها، آبادیها و روستاهای استان خود را به خرمآباد رسانده بودند.
نوای سینهزنی و مرثیه، فضای حسینیه را پیش از آغاز مراسم در بر گرفته بود و هر گروه که وارد میشد، گروهی دیگر با همان شور و همان نوحه از راه میرسید؛ گویی همه ایلهای لرستان، یکصدا برای وداع آمده بودند.
امروز، حسینیه ثارالله تنها محل برگزاری یک مراسم نبود؛ صحنه تلاقی تاریخ، فرهنگ، ایمان و وفاداری بود. عشایر و روستاییان مؤمن و انقلابی لرستان از دورترین نقاط استان آمده بودند تا در آیین وداع با رهبر شهید حضور یابند و بار دیگر با آرمانهای انقلاب اسلامی، شهدا و ولایت تجدید عهد کنند.
نگاهها پیش از هر چیز به لباسهای محلی دوخته میشد؛ لباسهایی که تنها پوشش نبودند، بلکه شناسنامه مردمانی به شمار میرفتند که قرنها در دامنههای زاگرس از خاک، ناموس و هویت ایرانی پاسداری کردهاند.
گلونی، برنو و پرچم؛ روایت هویت در آیین بدرقه
گلونیهای پیچیده بر گردن، چفیههایی که بر شانهها افتاده بود، کلاههای نمدی و شَنگ و قطار، هرکدام نشانی از فرهنگی دیرپا داشت؛ فرهنگی که امروز در کنار پرچم سهرنگ ایران و پرچم سرخ «یا لثارات الحسین» معنا و جلوهای تازه یافته بود.
در دستان بسیاری از مردان، برنوها دیده میشد؛ همان تفنگهایی که سالها نماد غیرت و پاسداری از این سرزمین بودهاند. امروز اما این سلاحها نه برای جنگ، بلکه برای احترام، بیعت و اعلام وفاداری بر دوش صاحبانشان قرار داشت؛ تصویری که اقتدار را با اندوه درهم آمیخته بود.
هنوز جمعیت بهطور کامل مستقر نشده بود که نوای مویه در فضای حسینیه پیچید؛ نوایی که از دل زنان لر برمیخاست و سقف حسینیه را میلرزاند. مویه، زبان اندوه این سرزمین است؛ زبانی که از اعماق تاریخ لرستان به یادگار مانده و هرگاه داغی بزرگ بر دل مردم نشسته، از همین نغمه برای روایت غم استفاده شده است.
امروز نیز زنان لر، بر پیکر نمادین رهبر شهید مویه خواندند؛ آیینی کهن که اصالت سوگواری مردم لرستان را به نمایش گذاشت. صدای مویه، اشک را بر گونههای مردان سختکوش ایل جاری کرده بود؛ مردانی که دقایقی پیش با صلابت برنوهای خود را در دست گرفته بودند، اکنون در سکوت، سر به زیر انداخته و اشک میریختند.
زنان لر، با واژههایی که از دل فرهنگ این دیار برمیخاست، سوگ خود را روایت میکردند. اشک و مویه، در کنار برنو و پرچم، تصویری کمنظیر از پیوند احساس و اقتدار را رقم زده بود؛ پیوندی که تنها در فرهنگ عشایر لرستان میتوان نمونهای چنین عمیق از آن را دید.
از پاسداری مرزها تا تجدید بیعت با ولایت
در میان جمعیت، پیرمردی با صورتی آفتابسوخته و دستانی پینهبسته، گلونی را مرتب کرد و برنو را محکمتر در دست گرفت. وقتی از او درباره دلیل حضورش پرسیدیم، بیدرنگ پاسخ داد: «امروز آمدهایم تا مانند همیشه با ولایت و رهبری تجدید بیعت کنیم.
او افزود: ما برای دفاع از کشور، جان خود را کف دست گرفتهایم و اجازه نمیدهیم هیچکس به ایران اسلامی تعرض یا زورگویی کند؛ برای وداع با رهبر شهیدمان آمدهایم و در عین حال، بیعت خود را با رهبر معظم انقلاب اعلام میکنیم.»
این پیرمرد که صدایش از صلابت مردان ایل حکایت میکرد، ادامه داد: «عشایر همیشه در صحنه بودهاند و تا پای جان، پیرو ولایت خواهند ماند. عشایر از بازوان قدرتمند جمهوری اسلامی هستند؛ هم در دفاع از کشور و هم در میدان تولید.
او ادامه داد: همانگونه که امام خمینی(ره) فرمودند، عشایر ذخایر این مملکتاند و امروز هم از وفادارترین اقشار نسبت به آرمانهای انقلاب و ولایت هستند.»
این سخنان، تنها یک اظهار نظر نبود؛ روایت نسلی بود که تاریخ معاصر ایران را با حضور خود ورق زده است. نسلی که دفاع از وطن را نه یک شعار، بلکه بخشی از هویت خود میداند.
صحنه همنشینی فرهنگ، ایمان و غیرت
چند قدم آنسوتر، جوانی با چفیه بر گردن و پرچم ایران در دست، در کنار پدرش ایستاده بود. نگاهش میان پرچم سهرنگ ایران و پرچم سرخ «یا لثارات الحسین» در رفتوآمد بود؛ دو پرچمی که در این مراسم، تصویری از پیوند ایران و فرهنگ عاشورا را به نمایش گذاشته بودند.
یکی دیگر از مردان عشایر، در حالی که به جمعیت اشاره میکرد، گفت: «عشایر در همه دورانها از مرز و بوم این سرزمین دفاع کردهاند و امروز هم گوشبهفرمان ولایت هستند. دفاع از انقلاب اسلامی، اسلام و ولایت، وظیفهای است که هرگز از آن عقبنشینی نخواهیم کرد.»
او با اطمینان از آینده سخن میگفت؛ آیندهای که به باورش، نسل جدید عشایر نیز در آن همان مسیر را ادامه خواهد داد: «هر زمان کشور به حضور ما نیاز داشته باشد، آمادهایم. نسل جوان عشایر هم همان روحیه ایثار و دفاع از میهن را دارد و دغدغه حفظ ایران و انقلاب را دنبال میکند.»
در گوشهای دیگر از حسینیه، مرد سالخوردهای که آثار بیماری در چهرهاش نمایان بود، گفت: «با وجود شرایط سخت جسمی، وظیفه خود دانستم در این مراسم حضور پیدا کنم. تا زمانی که نفس میکشیم، پشت انقلاب، ولایت و رهبرمان خواهیم ایستاد و از این مسیر عقبنشینی نخواهیم کرد.»
آیین وداع در حسینیه ثارالله، بیش از آنکه یک اجتماع باشد، نمایشگاهی از هویت مردم لرستان بود. گلونیها، چفیهها، کلاههای نمدی، برنوها، پرچم ایران، پرچم «یا لثارات الحسین» و نوای مویه، قطعات پازلی بودند که در کنار هم، تصویری از فرهنگ، ایمان، غیرت و وطندوستی این دیار را ترسیم میکردند.
وداعی که به بیعت دوباره انجامید
عشایر لرستان، سالهاست که از آنان به عنوان «ذخایر انقلاب» یاد میشود؛ مردمانی که در دوران دفاع مقدس، در عرصه سازندگی، امنیت، تولید و همه بزنگاههای حساس کشور، حضوری اثرگذار داشتهاند. حضور پرشور آنان در این مراسم نیز ادامه همان مسیر بود؛ مسیری که از باور دینی، عشق به ایران و پیروی از ولایت سرچشمه میگیرد.
پیش از ترک حسینیه، گروهی از آنان یکصدا سخنی را تکرار کردند؛ جملهای که شاید خلاصه تمام آنچه در این روز به تصویر کشیده شد، بود: «عشایر از گذشته تا امروز در دفاع از میهن، انقلاب و ارزشهای اسلامی نقشآفرین بودهاند و تا آخرین لحظه نیز در کنار جمهوری اسلامی، ولایت و ملت ایران خواهند ایستاد.»
حسینیه ثارالله خرمآباد تنها میزبان یک آیین وداع نبود؛ شاهد تجدید عهد مردمانی بود که با گلونی و چفیه، با برنو و پرچم، با مویه و اشک، بار دیگر نشان دادند وفاداری برای عشایر لرستان یک شعار نیست؛ میراثی است که از دل تاریخ به امروز رسیده و همچنان استوار در جان این مردم زنده است.
گزارش از مرضیه شیرخان چگنی
انتهای پیام/