یادداشت| تبیین «سبک رهبری» و «مدیریت بحران» در اندیشه رهبر شهید
- اخبار استانها
- اخبار کاشان
- 16 تير 1405 - 15:41
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، در علوم مدیریت مدرن، «رهبری» را توانایی هدایت افراد در شرایط عادی میدانند، اما در تاریخ انقلابها، رهبری واقعی در «لحظه برخورد با بحران» معنا پیدا میکند یعنی زمانی که «عدم قطعیت» به اوج میرسد، منابع محدود است و تصمیم اشتباه میتواند به قیمتِ نابودی یک آرمان تمام شود.
سبک رهبری رهبر شهید، نه یک «مدیریت بروکراسیوار» و اداری بود و نه یک «تصمیمگیری احساسی» بلکه ترکیبی از «بصیرت راهبردی»، «صلابت اخلاقی» و «چابکی عملیاتی» بود.
بسیاری از رهبران در هنگام بحران، در حالت «واکنش» قرار میگیرند، یعنی منتظر میمانند تا حادثه رخ دهد و سپس به دنبال راه حل میگردند. اما سبک رهبری امام شهید، مبتنی بر «پیشدستی راهبردی» بود.
امام شهبد با استفاده از همان «بصیرت علمی» و «تحلیل سیستمی» که پیشتر ذکر شد، بحرانها را پیش از وقوع، در لایههای زیرین خود شناسایی میکردند لذا مدیریت بحران در نگاه ایشان، تنها «خاموش کردن آتش» نبود، بلکه «بررسی علت اشتعال» و «تغییر ساختار محیطی» برای جلوگیری از تکرار آن بود.
یکی از پیچیدهترین چالشها در مدیریت سیستمهای انقلابی، توازن میان «نظم» و «آزادی عمل» است لذا سبک امام شهید بر پایه دو اصل استوار بود و اول مرکزیت ارزشها است؛ در تصمیماتِ کلان و استراتژیک، ایشان مرکزیت مطلق داشتند تا از انحراف مسیر اصلی جلوگیری شود.
تفویض اجرایی دومین اصل بود به نحوی که در سطح عملیاتی، ایشان به شدت بر «توانمندسازی نیروها» تأکید میکردند به نحوی که نمیخواستند «رهبر همه کاره» باشند، بلکه میخواستند «رهبر ساختار» باشند.
این کار باعث میشد که سیستم در غیاب لحظهای ایشان یا در پیچیدگیهای اجرایی، دچار فروپاشی نشود و «نخبگان مدیریتی» تربیت شوند.
رهبر شهید در مدیریت بحران، استاد مدیریت پارادوکسها بود و ایشان میتوانستند همزمان، در برابرِ دشمن، «صلابت سنگین» و در برابرِ چالشهای داخلی، «انعطاف پدرانه» داشته باشند.
حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای در عین پایبندی به «اصول تغییرناپذیر اعتقادی»، در انتخاب «ابزارهای علمی و تکنولوژیک» بسیار منعطف و نوآور باشند و این توازن باعث میشد که تصمیماتِ ایشان نه «خشک و غیرقابلتغییر» و نه «سست و بیاصالت» باشد.
در دوران تحریمها یا بحرانهای اقتصادی، سبک مدیریت ایشان از «مدیریت منابع موجود» به سمت «خلق منابع جدید» تغییر میکرد و امام شهید با نگاهی که پیشتر «نگاه تمدنی» نامیدیم، بحرانهای اقتصادی را به فرصتهایی برای «خودکفایی اجباری» تبدیل میکردند.
مدیریت ایشان در این دوران، از یک «مدیریت تداومی» به یک «مدیریت جهادی» تبدیل میشد که در آن، «ابتکار عمل» جایگزین «نقشههای از پیش تعیینشده» میشد.
در نهایت، سبک رهبری رهبر شهید را میتوان «معماری واقعیت» نامید و ایشان تنها به «توضیح واقعیت» بسنده نمیکردند، بلکه با ترکیبِ «ارادهی معنوی»، «دانش علمی» و «مدیریت دقیق»، واقعیتهای جدیدی را مانند ساخت یک صنعت دفاعی از صفر، یا ایجاد یک ساختارِ سیاسی جدید در میانه طوفانها خلق میکردند.
ایشان ثابت کردند که رهبری، تنها داشتن «جایگاه» نیست، بلکه داشتن «توانایی جهتدهی به جریان تاریخ» در سختترین لحظات است.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804