او خاک ایران را به ما سپرد؛ روایتی از وداعی که پایان نبود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، پس از 48 سال مصلح بودن، رهبر بودن و مجاهد بودن، «شهیدِ ایران» در بدرقه‌ای که فراتر از یک مراسم، یک واقعه‌ کیهانی، تاریخی و آخرالزمانی بود، برای آخرین بار از میان میان مردم نه تنها تهران بلکه مردم همه‌ ایران گذشت. 

خیابان‌های پایتخت، از شرق تا غرب، به رودخانه‌ای از اشک، عشق و اراده تبدیل شده بود؛ جایی که هر گام عاشقان، گویی زمین را برای بازگشت حقیقت به لرزه درمی‌آورد. 

طوفانی از عشق در برابر تهدیدهای دشمن می‌خواهم در توصیف این لحظات تاریخی، از حضوری سخن بگویم که در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌همتاست، حضوری که از سه‌راه تهرانپارس تا پیچ‌وخم‌های غرب شهر، مسیرها با انبوهی از جمعیت که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می‌شد، پر شده بود. 

با وجود گرمای طاقت‌فرسا و تمامی تبلیغات و تهدیدهای دشمن، این حضور بی‌نظیر، تجلی اراده‌ پولادین ملت ایران و عشق گداخته‌ آن‌ها به رهبرشان است، قرار است این پیکر مطهر، پیش از نماز مغرب و عشا، طبق زمان‌بندی مقرر، به سوی آرامگاه ابدی در قم، عراق و مشهد حرکت کند؛ مسیری که با همراهی میلیونی مردم، آیین وداع خونین خواهد بود. 

آری، جهان شاهد شکوه بی‌مانند شهادت است، این مراسم یک تشییع سرخ و یک مجمع جهانی برای ستایش یک مجاهد نستوه است، حضور خودخواسته مردم و خانواده‌هایی از کشورهای همسایه و دوردست، نشان داد که جایگاه رهبر شهید، فراتر از مرزهای جغرافیایی است، جهان امروز در برابر شکوه جامه‌های سیاه و پرچم‌های سرخ، سرخ‌گونه ایستاده بود؛ پرچم‌هایی که پیام صریح ملت ایران به دشمنان را فریاد می‌زدند: «ما از این راه باز نمی‌گردیم.» 

در میان هیاهوی این جمعیت، یاد آن لحظات قدسی در حسینیه تهران در شب عاشوای سال گذشته افتادم که این کشوردوست‌ترین ایرانی، رهبر شهیدمان از مداح خواست تا با سرود ملی «ای ایران»، روح میهن‌پرستی را در دل‌ها جاری کند، چنان در یادم تازیانه می‌زد که مرا به گریه واداشت که مطمئنم میکرد در یاد ایرانی اصیلی تا ابد زنده خواهد ماند. 

امروز نیز، همان روحیه، در کالبد جمعیت میلیونی حضور موج می‌زد؛ اما این بار با شعار خون‌خواهی، مردم با پرچم‌های سرخ، به دنبال انتقام از قاتلانِ این مجاهدِ مومن بودند؛ انتقامی که در کالبدِ مقاومت، ریشه دارد در هیهات منا الذله امام حسین (ع). 

در اوج این تجلی حماسی، ملت ایران نشان داد که سلسله مراتب ایمان، هرگز گسسته نمی‌شود، جمعیت میلیونی حاضر در مراسم، در یک حرکت نمادین و پرصلابت، با آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، فرزند صالح شهید سید علی خامنه‌ای، بیعت کردند، این بیعت با فرمانده کل قوا، فراتر از یک پروتکل سیاسی، تجلی تسلیم‌ناپذیری ملت در برابر جریانات پشت‌پرده و تأکیدی بود بر اینکه راه، همان راه است و فرمانده، همان فرمانده. 

چقدر باورنکردنی و چقدر ستودنی! خوش به حال ما که در دوران زعامت او زیستیم و بد به حال کسانی که نتوانستند از حضور پر از معرفتش بهره بگیرند، میان این همه شکوه و حماسه به سالهای قبل برگشتم که واقعا چیزی جز خوبی و نیکی از او ندیدیم، به سال 88 که یک تنه جلوی فتنه گران ایستاد و با سخنرانی آتشین خود فتنه گران و دشمنان را وادار به عقب نشینی کرد.

خوب یادم هست که سال 89 توفیق حضور در کاروان دیدار یار را داشتم و یاد آن لحظات زیبای همخوانی گیلانیان غیور افتادم که در هشتم دی ماه 1389به محضر ایشان مشرف شده بودیم؛ چقدر باورنکردنیست این لحظاتی که الان در جلوی چشمان ماست. 

خوشحالم که در این میدان عشق، گیلانی‌ها نیز همیشه با حضور پرشور و وفادارانه خود، سهم بزرگی از این مراسم باشکوه را به عهده داشتند، مردمان گیلان با حضور در تهران، نشان دادند که پیوند میان ملت و رهبر، فراتر از مرزهاست، خبرنگاران و اصحاب رسانه گیلانی نیز با حضور در قلب این واقعه، شاهدان این لحظات تاریخی بودند تا روایتِ این شکوه را به گوش تمام جهانیان برسانند. 

امروز نیمه تیرماهست ولی گرمای عشق و حضور مردم در صحنه چیزی فراتر از توصیف است، بنابراین؛ دشمنان باید بدانند که با شهادت یک رهبر، حقیقت را نمی‌توانند از بین ببرند؛ بلکه با خونِ این مجاهد، جریانی بی‌امان از مقاومت را در تمام جهان جاری کرده‌اند، در ظاهر ملت ایران رهبر شهیدشان را به خاک بسپارند ولی خوب یادشان خواهد ماند که او خاک ایران را به ما سپرده است.

نویسنده: معصومه پاداش ستوده

انتهای پیام/