راویان عهد| بیعت با هندسه فکری رهبر شهید
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 16 تير 1405 - 11:32
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، موسی آقایاری، استاد حوزهی علمیهی زنجان، با شرکت در پویش همنویسی راویان عهد نوشت: سی و هفت بهار از آن صبح ازل پیوند میگذشت که قامت موعود ولایت بر منبر هدایت تکیه زد؛ رهبری که در قاموس سیاسی اسلام، نه رئیسجمهور که قائد بود، نه کارگزار که اسوه و مرجع راهبردی امت به شمار میآمد. ایشان تجلی عینی نظریه ولایت فقیه مطلقه در عرصه تاریخ بودند؛ نظریهای که بر پایه قاعده فقهی «التصرف علی الرعیة منوط بالمصلحة» استوار است و ایشان این مصلحت کلان را در صیانت از کیان اسلام و عزت ملی به منصه ظهور رساندند. اما تقدیر الهی بر این بود که این قائد عظیمالشأن، در نهم اسفند ماه 1404 ، در حمله ناجوانمردانه آمریکای جنایتکار، به مقام رفیع شهادت نائل آید؛ حملهای که ستمگران پنداشتند با آن میتوانند چراغ هدایت را خاموش کنند، غافل از اینکه خون پاک شهید، خود مشعل فروزان تری برای راه امت خواهد بود.
در مکتب عاشورا که سرمشق این رهبری خردورزانه بود، قیام برای احیای دین هرگز به زمان و مکان محدود نمی شود. ایشان با الهام از این آموزه، ایستادگی در برابر طاغوت اعظم یعنی آمریکای جنایتکار را نه یک تاکتیک سیاسی، که یک فریضه تکوینی و واجب کفایی تاریخی تلقی کردند. همان سان که حضرت سیدالشهداء در برابر سپاه کفر، با قلت عدد و کثرت عدو، قامت حق را برافراشت، این رهبر کبیر نیز با اتکا به وعده الهی «إن الله مع الصابرین»، سی و هفت سال تمام، دیوار مستحکم «لا اله الا الله» را در برابر امواج فتنه انگیز استکبار، سدی آهنین ساخت و نشان داد که عزت در گرو اسلام ناب محمدی است، نه در سایه سار کاخهای سفارتخانههای جاسوسی. امروز که پیکر مطهر این شهید بزرگوار، پس از چهار ماه بدرقه عاشقانه، در میان اشکها و آههای مردم مؤمن، در شهرهای مختلف تشییع میشود و هر کوچه و خیابان، عطر یاس و خون میگیرد، این حقیقت روشنتر از همیشه نمایان است که شهادت، پایان راه نیست؛ آغازگر فصلی نوین در تاریخ این مرز و بوم است.
ایشان در قامت فقیهی مدبر، نه از سر سیاستزدگی روزمره، که از عمق فقه حکومتی جامعالشرایط و اجتهاد پویا، نظام جمهوری اسلامی را چرخانیدند. قانون اساسی که عصاره فقه سیاسی شیعه و عرفیشده آرمانهای امام راحل است، منشور وظایف ایشان بود و ایشان، مجلای تمام اصول آن شدند. در اصل صد و دهم که ترسیم سیاستهای کلی نظام را بر عهده رهبری نهاده، ایشان با نگاه راهبردی، اقتصاد مقاومتی را به مثابه یک نظریه علمی بومی کلید زدند که در آن، تولید دانشبنیان و خوداتکایی، نه شعار که یک ضرورت عقلی قطعی به شمار میرود. در اصل دهم که بر وحدت کلمه تأکید دارد، ایشان پارههای پراکنده امت را با چسب ایمان و عقلانیت انقلابی به هم دوختند و در اصل صد و پنجاه و سوم که نفی هرگونه سلطه اجنبی را فریاد میزند، ایشان در مقام نقبای تمدنی مانع از نفوذ استکبار در شریانهای حیاتی کشور شدند.
در میدان رویارویی با شیطان بزرگ، ایشان استراتژی مقاومت فعال را در چارچوب قاعده فقهی لا ضرر و لا ضرار طراحی کردند؛ نه انفعال تحریمزده که مایه ذلت است، و نه شتاب جنگطلبانه که خلاف عقلانیت اسلامی. ایشان با صبر راهبردی که خود از منظر قرآن، مفتاح الفرج معرفی شده، و توأم با نوآوری دفاعی که ترجمان آیه شریفه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةࣲ» است، توانستند موشکهای دقتبالا و غواصهای دریادل را بیافرینند. خود فرمودند که ما در برابر زیادهخواهی آمریکا، موضع قاطع نه داریم؛ این نه، نه از سر لجاجت جاهلانه، که از سر عزت قرآنی و غیرت دینی است. امروز که این نه بزرگ، در خون پاک آن شهید سرخ شده، هر ایرانی آزادهای را به پاسداشت این میراث گرانبها فرا میخواند.
دستاوردهای این سی و هفت ساله، جز با متر و معیارهای تمدنساز اسلامی قابل قیاس نیست. بومیسازی دانش هستهای، جهش خیرهکننده در زیستفناوری و نانو، خودکفایی غلات اساسی و بهرهبرداری از دهها مجتمع عظیم پتروشیمی، همگی ترجمان این کلام نورانی ایشان است که ما متکی به درون خود هستیم؛ قلهها را فتح خواهیم کرد، هرچند که دشمن، حلقههای تحریم را بر گلوی اقتصادمان تنگتر کند. عدالت اقتصادی، هرچند که در سیر تاریخی خود با کاستیهایی مواجه بوده، اما در سایه تأکید همیشگی ایشان بر مبارزه همهجانبه با فساد، گامهای بلندی در توزیع عادلانه فرصتها و کاهش شکاف طبقاتی برداشته شده است. اینک که در این روزهای سوگواری، ملت در بدرقه پیکر پاکش، یادآور زنده آن دستاوردهاست، هر قطره اشک، تجدید میثاقی با آنهمه مجاهدت خاموشناپذیر است.
اما این رهبری عظیمالشأن، یک فرد محصور در زمان نبود؛ بلکه یک جریان حقیقی امتداد دار بود. جریانی که امروز، در قامت فرزند برومند انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، تداوم عینی خود را یافته است.
این تداوم، نه از سر تقدیس شخصیتی، که مبتنی بر عقلانیت انقلابی ناب است؛ زیرا ملت ایران به خوبی دریافته که خط امت، در خط امامت گره خورده و رهبری، یک شخص متغیر نیست، بلکه یک هندسه فکری ثابت و یک مرجعیت علمی پویاست که باید در فقیهی عادل، شجاع، مدبر، و زمانشناس که همان بصیر است تجلی یابد. همان گونه که شهیدان والامقام، با خون خود، درخت انقلاب را آبیاری کردند، این رهبر کبیر نیز، با عمر خویش، این نهال را به درختی سایهگستر بدل ساخت و راه او، با هدایت جانشینان صالح، تا طلوع خورشید ولایت عظمی ادامه خواهد یافت. امروز، تشییع باشکوه این شهید در شهرهای مختلف، نه یک وداع که یک بیعت همگانی با این هندسه فکری و راه پرافتخار اوست.
ما، ملت ایران، امروز با تمام وجود، قدردان این ایستادگی ماندگار و این بصیرت ژرفنگریم؛ قدردانی که نه در شعار لقلقه زبان، که در تداوم عملی مسیر حق معنا مییابد. ما عهد میبندیم که راه نه گفتن به زیادهخواهان، و آری گفتن به پیشرفت توحیدی و استقلال مقتدرانه را، با بصیرتی افزونتر، و با تأسی به صبر آن پیر جهادگر، تا نیل به قلههای رفیع تمدن نوین اسلامی، استوارانه ادامه دهیم. اینک که پیکر مطهرش را بر دستها میگیریم و از خونهای تازه، عهدی دوباره میبافیم، فریاد میزنیم که راه شهید، زندهترین راه است. و اینک، دست نیاز به درگاه بینیاز الهی برمیداریم که بارالها، آنچه خیر دنیا و آخرت برای این ملت مظلوم ولیتوأم است، از خزائن رحمت خود نازل بفرما؛ ما را از غبار غفلت و وسوسههای شیاطین انس و جن، پاک و محفوظ بدار.
انتهای پیام/