روایان عهد| فراتر از یک وداع
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 16 تير 1405 - 11:23
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، نجمه صالحی، پژوهشگر تاریخ اسلام و مدرس حوزه و دانشگاه، در پویش همنویسی «راویان عهد» شرکت کرد و نوشت: بخش مهمی از فهم تاریخ، از دل قوانین، فرمانها یا مکاتبات رسمی و گاه، از دل رفتارهای جمعی و آیینهای اجتماعی، به دست میآید یعنی مورخ، تنها به آنچه قدرتها نوشتهاند بسنده نمیکند بلکه به واکنش جامعه در لحظههای حساس نیز توجه دارد. در برخی از موارد، یک اجتماع عمومی، یک مهاجرت، یک بیعت یا حتی یک آیین سوگواری، بیش از دهها سند رسمی میتواند لایههای پنهان یک دوره تاریخی را آشکار کند. به همین دلیل، تاریخنگاری معاصر همواره تلاش کرده است در کنار ثبت رویدادها، نسبت جامعه با آن رویدادها را نیز بازنمایی کند و اینگونه زیست اجتماعی را حفظ نماید.
در سنت اسلامی، تشییع و بدرقه متوفی از جمله آیینهای تثبیتشده و دارای پشتوانه دینی است؛ آیینی که در ظاهر، وداع با مؤمن و همراهی او تا منزلگاه نهایی است، اما در عمل میتواند در برخی مقاطع تاریخی، معنایی فراتر از یک مراسم عبادی-اجتماعی پیدا کند. در اینگونه موارد، تشییع، به صحنهای برای نمایش نسبت یک جامعه با اندیشهها، مسیرها و شخصیتهای اثرگذار تبدیل میشود. به همین دلیل مورخان، اینگونه آیینها را افزون بر گزارش سوگواری، به عنوان منبعی برای فهم تاریخ اجتماعی نیز تحلیل میکنند.
تشییع پیکر رهبر شهید،امام خامنهای، را نیز باید در همین چارچوب فهم کرد. چه بسا اگر این رخداد تنها به عنوان مراسمی پرجمعیت و باشکوه دیده شود، بخش مهمی از معنای تاریخی آن نادیده گرفته خواهد شد. اهمیت این رویداد فقط در گستره حضور مردم در مکانهای مختلف و در جغرافیای یک یا چند کشور و حتی جلوههای بیرونی آن نیست، به نوعی اهمیت آن، در آشکارشدن نوعی پیوند اجتماعی و سیاسی خواهد بود که در طول زمان در بستر جامعه شکل گرفته است.
هیچ جامعهای در لحظهای کوتاه ساخته نمیشود. شکلگیری یک «بدنه اجتماعی منسجم» نیازمند فرآیندهای طولانیمدت تربیتی، فرهنگی و سیاسی است، از تبیینهای مستمر گرفته تا تجربههای مشترک، از بحرانها تا امیدهای جمعی. اگر در چنین موقعیتی که حضور گسترده مردم به نمایش در میآید، این حضور را نباید واکنشی احساسی به یک حادثه دانست، این حضور را باید در امتداد یک روند تاریخی دانست که طی سالها زحماتِ رهبران دینی تشکیل شده است.
شهادت رهبر شهید، با همین رویکرد یادشده، لحظهی آشکار شدن و بروننمایی ظرفیتهای اجتماعی موجود امت است. رخدادهای بزرگ تاریخی عموماً همین کارکرد را دارند یعنی آنچه در لایههای زیرین جامعه شکل گرفته، در یک نقطه بحرانی خود را بروز میدهد. اگر از تعبیر «برانگیختگی» یا«بعثت» استفاده شود، این رخداد را میتوان لحظه فعال شدن ظرفیتهایی دانست که پیشتر در بستر جامعه انباشته شده بود.
در چنین تحلیلی، مفهوم «امت» به معنای آشکار شدن سطحی از انسجام اجتماعی است که در طول زمان رشد یافته است. مردمی که در این صحنه تاریخی حضور مییابند، در واقع بخشی از یک تجربه مشترک و یک سرمایه اجتماعی انباشتهشده را به نمایش خواهند گذاشت، سرمایهای که در شرایط عادی کمتر فرصت بروز مستقیم دارد.
از این زاویه، ثبت و روایت چنین رخدادی قطعاً تنها یک وظیفه رسانهای نیست، این امر، به نوعی مسئولیت تاریخی است. آنچه امروز ثبت میشود، در آینده به عنوان یکی از منابع فهم این دوره مورد مراجعه قرار خواهد گرفت. مورخان آینده، تنها به زمان و مکان این رخداد بسنده نخواهند کرد، آنان خواهند پرسید این سطح از مشارکت اجتماعی چگونه شکل گرفت و چه عواملی آن را امکانپذیر ساخت؟
پاسخ این پرسشها در مجموعهای از اسناد، تصاویر، صداها، نمادها، روایتهای شفاهی و گزارشهای دقیق امروز نهفته است. هرچه این ثبتها دقیقتر، مستندتر و به دور از اغراق باشند، امکان فهم تاریخی آن نیز معتبرتر خواهد بود لذا ثبت این رویداد افزون بر نمایش یک اقدام رسانهای، بخشی از تولید حافظه تاریخی یک جامعه است.
تشییع پیکر مطهر قائد شهید امت، علاوه بر برگزاری مراسم وداع با رهبر جهان تشیع، ثبت لحظاتی است برای فهم وضعیت یک جامعه در یک دوره تاریخی. تشییع رهبر شهید به عنوان نقطه آغاز یک پدیده اجتماعی است، لحظهای که در آن، بخشی از واقعیت انباشتهشده یک جامعه بهطور آشکار در برابر چشم قرار خواهد گرفت.
شاید بتوان حضور میلیونی مردم را از منظرهای گوناگون تحلیل کرد، اما یک حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت، بسیاری از مردمی که در این مراسم حاضر خواهند شد، خود را وامدار رهبری میدانند که بیش از سه دهه، همه سرمایه علمی، معنوی و سیاسی خود را صرف بیداری، بصیرتافزایی و استحکام این ملت کرده بود. حضور آنان، برای ابراز اندوه برای فقدان یک رهبر و ادای دین به مجاهدتی است که ثمره آن را در امنیت، عزت، استقلال و هویت امروز خود میبینند.
در چنین موقعیتی مسئولیت رسانهها، پژوهشگران، مستندسازان و حتی شاهدان عینی، علاوه بر ثبت مراسم حفظ بخشی از حافظه تاریخی این ملت است. هر تصویر دقیق، هر روایت صادقانه و هر سند معتبر، میتواند فردا یکی از منابع شناخت این مقطع برای پژوهشگران باشد. همانگونه که امروز برای فهم بسیاری از رخدادهای تاریخ اسلام، به روایتهای بر جای مانده رجوع میکنیم، آیندگان نیز برای فهم این روزها، به آنچه ما ثبت کردهایم مراجعه خواهند کرد.
شاید سالها بعد، مورخان این روز را روزی بدانند که ثمره سالها مجاهدت یک رهبر، در قامت یک امت آشکار شد. روزی که ثمره بیش از سه دهه تربیت، تبیین و بصیرتافزایی بر دوش تاریخ قرار گرفت.
انتهای پیام/