سفر به سلامت ای سلاله آفتاب
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 15 تير 1405 - 12:03
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عبدالرحیم سعیدیراد، شاعر، در یادداشتی بهمناسب روز تشییع رهبر شهید انقلاب، به وصف این ساعاتی پرداخت که بر مردم ایران گذشت. این یادداشت که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته، به این شرح است:
آسمان غریبانه بوی سیب میدهد و تقویم، خیمه ماتمش را در دل روزهای سرخ محرم برافراشته است. در میان سیاهی پرچمهایی که به نام جدّت حسین (ع) در باد مویه میکنند، تو ایستادهای؛ باشکوه، آرام و بیقرار رفتن. ای سید قافلهسالار، ای سلاله پاک یاس! همیشه در نگاهت، صلابت کوه بود و در لبخندت، مهربانی چشمهساران.
برای آخرینبار روبروی هم ایستادیم، بغض، راه نفسم را بسته است. میدانم این نگاه، نگاه وداع است. چشمهایت، تفسیر مجسم روضههای شب عاشوراست. شب" ای ایران بخوان".
خواستم بگویم بمان، اما واژهها در گلویم یخ زدند. مگر میشود کسی را که بوی کربلا گرفته و ندای «هَل مِن ناصِر» را از پس قرنها شنیده، به خاک سرد زمین زنجیر کرد؟ قفس دنیا، مدتها بود که برای بالهای پهناور روح تو، کوچک و حقیر شده بود.
و حالا، در این لحظه سنگین و نفسگیر، تابوتت پیش روی ماست؛ پیچیده در پرچمی سهرنگی که امروز، خلعت زیبای شهادتت شده است. دست لرزانم را بر شانه چوبی این تابوت میکشم. چقدر سبک شدهای، ای کوه استوار!
اینجا، در کنار این قاب چوبی، عاشورایی دیگر در دلهای ما به پا شده است. نگاه کن که چگونه شانهها از داغ رفتنت میلرزند و چشمها، فرات اشک شده اند.
ای امام شهید! ای مسافر کربلا! حالا که از این قفس تاریک رها شدهای و در آغوش نور، سر بر زانوی جدّ غریبت گذاشتهای، برای دلهای طوفانزده و جا مانده ما هم دعا کن. سفرت به سلامت ای سلاله آفتاب...
چه تلخ است و ویران کننده این آخرین دیدار. آخرین وداع به جای خیابان کشوردوست، به مصلی و خیابان انقلاب کشیده شده است. به خیابانهای فرش شده با اشکهای سرخ مردمی بیقرار دیدار... .
انتهای پیام/