سنندج در اشک و احترام؛ بدرقه زائران به وداعی تاریخی با رهبر شهید انقلاب+فیلم
- اخبار استانها
- اخبار کردستان
- 15 تير 1405 - 11:51
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، سنندج از نخستین ساعات صبح حالوهوایی متفاوت داشت؛ شهری که در سکوتی سنگین، رنگ و بوی بدرقه گرفته بود. خیابانهای منتهی به محل اعزام، شاهد تجمع مردمی بود که با چشمانی اشکبار و چهرههایی آرام، خود را برای سفری معنوی آماده میکردند. گویی شهر، در یک لحظه از زندگی روزمره جدا شده و در سوگ و احترام مشترک فرو رفته بود.
پرچمها در دست برخی زائران و قابهای کوچک تصاویر در دست برخی دیگر، صحنهای ساخته بود که میان اندوه و افتخار در نوسان بود. صدای صلواتهای پراکنده، سکوت غالب فضا را میشکست و به آن حالتی آیینی و عمیق میداد؛ بدرقهای که بیش از سفر، شبیه وداعی احساسی بود.
در گوشه و کنار محل اعزام، چهرههایی دیده میشد که سالها خاطره و باور را در نگاه خود حمل میکردند. برخی جوانترها با گوشیهای خود لحظات را ثبت میکردند و میانسالان با آرامش خاصی، زیر لب دعا میخواندند. بانوان نیز آنطرفتر، این ترکیب نسلها، نشان از پیوندی داشت که فراتر از یک رویداد معمولی شکل گرفته بود.
فضا نه صرفاً یک حرکت جمعی، بلکه یک تجربه عاطفی مشترک بود؛ تجربهای که در آن افراد ناشناس، به واسطه یک احساس مشترک، به هم نزدیک شده بودند. در چنین لحظاتی، شهرها کوچکتر و انسانها به هم شبیهتر میشوند.
اتوبوسها یکی پس از دیگری آماده حرکت بودند و نگاهها تا آخرین لحظه همراه مسافران میماند. هر حرکت دست از پنجرهها، پاسخی بود به نگاههای خیس بدرقهکنندگان. لحظهای که بیشتر از آنکه رفتن باشد، نوعی پیوستن معنوی تلقی میشد.
در میان این صحنهها، واژهها کم میآوردند و احساسات جای روایت را میگرفتند؛ شهری که در آن، سوگ و احترام در هم تنیده شده بود.
یکی از زائران جوان در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در سنندج گفت: آمدم چون احساس کردم این یک وظیفه قلبی است. فقط یک سفر نیست، یک همراهی است با مردمی که دلشان شکسته. او تأکید کرد که حضورش را ادای احترام به مسیری میداند که به باورش با ایستادگی و ایمان همراه بوده است.
زائر دیگری که همراه خانوادهاش حضور داشت، با صدایی آرام بیان کرد: همسر و بچههایم را آوردهام تا این لحظه را از نزدیک ببینند. اینها فقط در کتابها نمیماند، باید در دل آدم ثبت شود. چشمانش هنگام صحبت، بارها به سمت اتوبوس در حال حرکت دوخته میشد.
یک بانوی میانسال نیز در میان حاضران جمعیت اظهار داشت: برای ما این سفر بیشتر از یک مراسم است. انگار داریم با کسی خداحافظی میکنیم که سالها در زندگیمان حضور داشته، حتی اگر از دور بوده باشد. او لحظهای مکث کرد و ادامه داد: این حس را نمیشود توضیح داد.
در میان جمع، جوانی دانشجو که پرچم کوچکی در دست داشت، ابراز داشت: فضای اینجا آدم را از روزمرگی جدا میکند. احساس میکنی باید باشی، حتی اگر راه دور باشد. او افزود که این حضور را نوعی مشارکت در یک واقعه تاریخی میداند.
راننده یکی از اتوبوسها نیز با اشاره به اعزام کاروانها گفت: سالهاست در این مسیرها کار میکنم، اما بعضی سفرها فرق دارند. این یکی از آنهاست؛ سکوت مردم داخل اتوبوس خودش یک روایت است.
در بخش دیگری از محل اعزام، پیرمردی که پرچم مقدس جمهوری اسلامی به دست داشت، آرام زیر لب میگفت: خدا رحمتش کند… ما با این نامها زندگی کردهایم. او نیازی به توضیح بیشتر نمیدید و تنها به نگاههای اطراف پاسخ کوتاه میداد.
یک دختر جوان نیز در پاسخ به سؤال تسنیم گفت: احساس میکنم باید این لحظه را ببینم تا بعدها برایم فقط یک خبر نباشد. میخواهم بخشی از این جمع باشم، نه فقط شنونده آن. صدایش در میان صدای حرکت اتوبوسها گم میشد.
گفتوگوها نشان میداد که انگیزهها صرفاً رسمی یا اداری نیست، بلکه ترکیبی از احساس، باور و تجربه شخصی است که هر فرد را به این سفر پیوند زده است.
این اعزام که با حضور استاندار، معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استاندار کردستان، مسئول نمایندگی ولیفقیه در سپاه بیتالمقدس استان کردستان، فرماندار و فرمانده سپاه سنندج و جمعی دیگر از مسئولان استانی و شهرستانی در محل ورزشگاه 22 گولان سنندج یادگار سفر رهبر شهید انقلاب به کردستان انجام شد، برای زائران شرکتکننده تنها یک جابهجایی ساده نبود؛ بلکه لحظهای از همپیوستگی عاطفی و اجتماعی در بستر یک واقعه بزرگ بود. شهری که در آن، احساسات جمعی به شکلی ملموس در خیابانها جریان داشت.
تصویر بدرقه زائران نشان داد که چگونه یک رویداد میتواند فراتر از مرزهای فردی، به تجربهای جمعی تبدیل شود؛ تجربهای که در آن اشک، احترام و باور در کنار هم معنا پیدا میکنند.
آنچه در سنندج رقم خورد، نه فقط اعزام یک کاروان، بلکه ثبت لحظهای از حافظه احساسی یک شهر بود؛ لحظهای که در ذهن حاضران، بهسادگی فراموش نخواهد شد.
انتهای پیام/481/