یک تصمیم، یک فروپاشی؛ برزیل چگونه با آنچلوتی حذف شد؟
- اخبار ورزشی
- اخبار فوتبال جهان
- 15 تير 1405 - 15:18
به گزارش خبرگزاری تسنیم، تیم ملی فوتبال برزیل در شرایطی از جام جهانی 2026 کنار رفت که شاید بهترین عملکرد خود در این رقابتها را برابر نروژ به نمایش گذاشته بود. با این حال، یک تصمیم کارلو آنچلوتی همه چیز را تغییر داد. هر چند سرمربی ایتالیایی گزینههای بسیار محدودی در اختیار داشت و همین مسئله یکی از بزرگترین مشکلات تیم ملی برزیل بود.
پنالتی نیمار مهمترین اتفاق دقایق پایانی دیدار برزیل و نروژ نبود. خطای خشن و غیرضروری او روی مارتین اودگارد چند دقیقه پس از گل دوم نروژ تصویر روشنتری از وضعیت روحی برزیلیها ارائه داد. در آن لحظه، بازیکنان به خوبی میدانستند که سرنوشتشان رقم خورده و تنها کاری که از دستشان برمیآمد، تحمل تلخترین دقایق مسابقه بود.
در مقابل، واکنش اودگارد تحسینبرانگیز بود. او به جای ورود به حاشیه، تنها لبخند زد، از زمین برخاست و بازی را ادامه داد؛ رفتاری که نمادی از آرامش و اعتمادبهنفس یک تیم برنده بود. دو بازیکن نیز پس از پایان مسابقه یکدیگر را در آغوش کشیدند؛ رفتاری در شأن ورزشکاران بزرگ.
کارلو آنچلوتی سالهاست در بالاترین سطح فوتبال فعالیت میکند و تقریباً همه نوع تمجید و انتقادی را تجربه کرده اما حذف برابر نروژ در مرحله یکهشتم نهایی، احتمالاً او را با شکل تازهای از خشم هواداران برزیلی روبرو کرد؛ خشمی که در فوتبال این کشور معمولاً هیچ دلیلی جز ناکامی در جام جهانی ندارد.
تلخترین بخش ماجرا این است که برزیل درست پس از بهترین نمایش خود در این رقابتها حذف شد. تیم آنچلوتی برابر نروژ منسجمتر از همیشه بازی کرد و تا پیش از تعویضهای دقیقه 67، کاملاً مطابق برنامه پیش رفت؛ حتی اگر نتیجه همچنان بدون گل بود.
برزیل در طول مسابقه چندین فرصت مناسب برای گلزنی ایجاد کرد و آنچلوتی نیز آگاهانه مالکیت توپ را در اختیار نروژ گذاشته بود تا از فضای ضدحملات استفاده کند. این برنامه تا حد زیادی موفق بود و برزیلیها بارها با بازپسگیری توپ، حریف را غافلگیر کردند اما در استفاده از موقعیتها ناکام ماندند.
نروژ نیز تا پیش از گلزنی موقعیتهای چندان خطرناکی خلق نکرد و مسابقه بیش از هر چیز یک نبرد تاکتیکی بود. نقطه عطف بازی اما از روی نیمکت رقم خورد. استاله سولباکن با تعویضهای خود جریان مسابقه را تغییر داد اما آنچلوتی دقیقاً برعکس عمل کرد. تغییرات او نه تنها کمکی به برزیل نکرد، بلکه ساختار تیم را نیز بر هم زد.
نمیتوان اندریک را ضدقهرمان این مسابقه دانست اما واقعیت این است که او پس از ورود به زمین ابتدا یک فرصت طلایی را از دست داد و سپس با انتقال به جناح راست در صحنه گل نخست نروژ نتوانست وظایف دفاعی خود را به درستی انجام دهد. شولدروپ از همان سمت نفوذ کرد، سانتر فرستاد و ارلینگ هالند گل اول را به ثمر رساند.
تا پیش از آن، حضور رایان در سمت راست باعث شده بود نروژ فضای چندانی در آن جناح نداشته باشد. او با نظم دفاعی بالا از دانیلو حمایت میکرد و اجازه خودنمایی به مهاجمان نروژ نمیداد اما پس از تغییر آرایش برزیل، شرایط کاملاً تغییر کرد.
به نظر میرسد انتقال اندریک به جناح راست، بزرگترین اشتباه آنچلوتی در این مسابقه بود؛ نه ورود نیمار و نه تعویض ماتئوس کونیا، بلکه همین تغییر تاکتیکی زمینهساز گل برتری نروژ شد. در مسابقهای که فاصله دو تیم بسیار اندک بود، همین اشتباه تفاوت را رقم زد.
نگاهی به مسیر برزیل در جام جهانی نیز این موضوع را تأیید میکند. تیم آنچلوتی برابر مراکش نمایش ضعیفی داشت و حتی تساوی نیز میتوانست نتیجهای خوششانس برای این تیم باشد. پیروزیهای مقابل هائیتی و اسکاتلند، اگرچه با اقتدار به دست آمد اما کیفیت فنی برتری برزیل را به طور کامل نشان نمیداد. در دیدار برابر ژاپن نیز برزیل پس از یک نیمه نخست ضعیف با تغییرات موفق آنچلوتی در نیمه دوم به پیروزی رسید.
دیدار برابر نروژ متفاوت بود. سختترین حریف برزیل در این جام، بیش از یک ساعت مهار شد و برنامه تاکتیکی آنچلوتی نیز به خوبی جواب داد. با این حال، از دست رفتن فرصتها و سپس تعویضهای ناموفق همه چیز را از بین برد.
آنچلوتی البته بدشانس هم بود. پیش از آغاز جام جهانی، وسلی فرانسا، بهترین مدافع کناری برزیل که فصل درخشانی را در رم پش سر گذاشته بود، مصدوم شد. در نتیجه، برزیل ناچار بود از دانیلوی 34 ساله استفاده کند یا راجر ایبانز که ذاتاً مدافع میانی است، در پستی غیرتخصصی به کار بگیرد.
در میانه مسابقات نیز رافینیا و لوکاس پاکتا را از دست داد؛ دو غیبتی که ضربه بزرگی به تیم وارد کرد. نه فقط به دلیل کیفیت فردی این دو بازیکن، بلکه به این دلیل که برزیل جانشین همسطحی برای آنها در اختیار نداشت.
البته آنچلوتی خود تصمیم گرفت ژائو پدرو را به جام جهانی نبرد و طبیعی است که اکنون این تصمیم زیر سؤال برود. با این حال، ژائو پدرو از نظر سبک بازی جایگزین رافینیا یا پاکتا محسوب نمیشود و بیشتر ویژگیهایی مشابه ماتئوس کونیا دارد. بنابراین حتی حضور او نیز مشکل اصلی برزیل را برطرف نمیکرد.
با این وجود، همچنان این پرسش مطرح است که چرا نیمار در فهرست نهایی قرار گرفت اما ژائو پدرو نه؛ پرسشی که پاسخ قانعکنندهای برای آن وجود ندارد.
آنچه بیش از هر چیز در تیم ملی برزیل احساس میشود، نبود یک مهاجم شماره 9 در کلاس جهانی است؛ مهاجمی که از کمترین فرصتها گل بسازد. چنین بازیکنانی سرنوشت جام جهانی را تعیین میکنند و نروژ دقیقاً یکی از آنها را در اختیار دارد.
ارلینگ هالند در بیشتر دقایق مسابقه تقریباً دیده نمیشد اما برای تبدیل شدن به قهرمان بازی نیازی به حضور مداوم در جریان مسابقه نداشت. او تنها 30 بار توپ را لمس کرد و همان دو لمس سرنوشتساز، نتیجه مسابقه را تغییر داد.
برزیل سالهاست مهاجمی در این سطح نداشته و مشخص نیست چه زمانی دوباره به چنین بازیکنی دست پیدا کند. امیدهای فراوانی به اندریک بسته شده و هنوز هم سن او اجازه امیدواری میدهد اما در حال حاضر این احساس وجود دارد که دوران درخشش او در پالمیراس، انتظاراتی فراتر از واقعیت ایجاد کرده است. اندریک استعداد بالایی دارد اما هنوز در بسیاری از جنبههای بازی نیازمند پیشرفت است. اعتمادبهنفس و میل دائمی به شوتزنی به تنهایی برای تبدیل شدن به یک مهاجم نخبه کافی نیست.
دیدار برابر نروژ میتوانست سرنوشتی متفاوت برای برزیل داشته باشد اما نتیجه نهایی چندان هم دور از انتظار نبود. تیم آنچلوتی در این مسابقه متقاعدکنندهترین فوتبال خود در جام جهانی را ارائه کرد اما همان بازی به تنها شکست و در نهایت حذف این تیم منجر شد.
آنچلوتی مسابقه را با برنامهای درست آغاز کرد و تیمش تا مدتها کنترل جریان بازی را در اختیار داشت. تنها چیزی که کم بود، گلزنی بود اما در ادامه، خود او با تعویضهایش شرایط را تغییر داد. ورود نیمار در میانه نیمه دوم، انتقال اندریک به جناح راست و سپس استفاده از دانیلو سانتوس در مرکز میدان نظم تاکتیکی برزیل را از بین برد.
در نهایت، پرسش بزرگتری مطرح میشود؛ چگونه بازیکنانی مانند دانیلو سانتوس، راجر ایبانز، لئو پریرا و لوئیس انریکه در همان تیمی بازی میکنند که وینیسیوس جونیور، رافینیا، گابریل ماگالائس و برونو گیمارش حضور دارند؟ این دیگر فقط مسئله آنچلوتی نیست، بلکه تصویری از واقعیت فوتبال امروز برزیل است؛ تیمی که ستارههای سطح اول جهان را در کنار بازیکنانی کاملاً معمولی قرار داده است.
برزیل در جام جهانی 2026 مجموعهای از تناقضها بود؛ تیمی که یک ساعت فوتبال درخشان ارائه داد اما در پایان دچار فروپاشی شد. فروپاشی که بخش بزرگی از آن حاصل تصمیمهای خود آنچلوتی و عملکرد بازیکنانش بود؛ هرچند این مسئله چیزی از شایستگی نروژ برای کسب یک پیروزی ارزشمند کم نمیکند.
در نهایت، شاید تنها نیمار بود که با وجود اشکهای پس از مسابقه، مأموریت شخصی خود را انجام داد و در آخرین بازی ملیاش موفق به گلزنی شد؛ آن هم در ورزشگاهی که روزی نخستین بازی و نخستین گل ملی خود را تجربه کرده بود. پایانی احساسی و بهیادماندنی؛ هرچند شاید ژائو پدرو میتوانست بخشی از این داستان را به شکلی دیگر رقم بزند.
انتهای پیام/