ببینید| شعرخوانی حبیبی کسبی در وداع با رهبر شهید انقلاب

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  درمراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب،  محمود حبیبی کسبی به شعرخوانی پرداخت.

شعر حبیبی کسبی به شرح ذیل است: 

رمز آزادگی این خاک است
سرو آزاد کوی کشوردوست
آنکه بیعت نکردنش با ظلم
صدق «هیهات مِنَّا اَلذِلَّهٔ» اوست

سر صبح آفتاب خونین شد
آه... ماه تمام را کشتند
خبر از قتلگاه می‌آید
لبِ تشنه امام را کشتند

ای شقایق! زبان بگیر و بسوز
گرم کن نوحه‌خوانی ما را
رفت آقا و زنده‌ایم هنوز!
بنگر سخت‌جانی ما را!

هر سبو می‌شکست می‌گفتیم
که سر خم می سلامت باد
رفت ساقی و خم می بشکست
ما خرابیم، خانه‌اش آباد

زیر رگبار دشمن و دشنام
ما گرفتار ننگ و نام نه‌ایم
رفتن جان خویش را دیدیم
در غمش سوختیم، خام نه‌ایم

گرچه آل زیاد عصر جدید
گرم رقص‌اند و باده‌نوشی‌ها
تن‌فروشی بسی شرف دارد
به سراب وطن‌فروشی‌ها

از غم ما حماسه می‌جوشد
هرگز ایران من نمی‌ترسد
جای خون آتش است در رگ ما
آتش از سوختن نمی‌ترسد

گفته بودیم انتقامی سخت
از تبارِ فرار می‌گیریم
دشمن ماست اهلِ لاف و خلاف
ما ولی مَرد شور و شمشیریم

باز همدست با ترور شده‌اند
کفر و تکفیر در صفِ صفین
ریخت بر خاکِ قدسی ایران
خون ما، ملت امام حسین

خون مظلوم نوحه می‌خواند
نقشهٔ انتقام در دست است
طی شده دورهٔ بزن در رو
کوچه‌های فرار بن‌بست است

خون مظلوم پر درآورد و
شد ابابیل و بارش سجیل
«ما رَمَیت» است و «اِذ رَمَیت» اینجا
دست حق شعله زد به اسرائیل

باز جنگ حرامی است و حرم
جنگ کفتارها و کفترها
باز هم پیش دیدهٔ زینب
بر سر نیزه می‌رود سرها

باز شیران حق نشان دادند
کار خون از خطر درست‌تر است
لانهٔ مارهای صهیون، از
خانهٔ عنکبوت سست‌تر است

آرش این‌بار رخت سبز به تن
تیر خیبرشکن گرفت به کف
خیره در چشم‌های صهیون شد
«یا علی» گفت و زد به قلب هدف

تازه آغاز انتقام است این
تیر آرش بلندپرواز است
حرم ماست این وطن، ایران
پُر سردارهای سرباز است

نام حق است ذکر پرچم ما
از رکاب این نگین نمی‌افتد
تا که ما را فدایی‌اش دارد
پرچم ما زمین نمی‌افتد

...
پدر مهربان ما برخیز
ما یتیمان داغدار توایم
روی ماهت کجاست؟ دلتنگیم
چند ماه است بی‌قرار توایم

باز برخیز و خطبه‌ای سر کن
از صدای تو دور باد سکوت
وه چه داغ بلندبالایی!
کیست این سروِ خفته در تابوت؟

ارث اجدادی‌ات شهادت بود
دورتان اهل‌بیت‌تان جمع‌اند
آه مظلوم مقتدر بنگر
چار پروانه دور یک شمع‌اند

می‌روی زیر بیرق عباس
ای پناه همه خداحافظ
ما فدای شکسته پهلویت
پسر فاطمه خداحافظ

باورم نیست زیر تابوتت
مست همراهی توایم همه
تیغ ما آب‌دیدهٔ اشک است
گرم خون‌خواهی توایم همه

با تو امروز عهد خون بستیم
به دم تیغ بی‌نیام قسم
قاتلت خواب راحتش مرگ است
به سحرگاه انتقام قسم

سخت و مرد افکن است داغِ امام
تا قیامت عزای او زنده‌ست
رهبر ما شهید شد، اما
آی مردم! خدای او زنده‌ست

بین ایمان و کفر سازش نیست
بین ما نهر و بحری از خون است
انتقام شهید خامنه‌ای
فتح خیبر، شکست صهیون است

 

انتهای پیام/