نگاه رهبر شهید به زوجیت؛ راه نجات اقتصاد مردمی
- اخبار اقتصادی
- اخبار کار آفرینی و اشتغال
- 14 تير 1405 - 08:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم, احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در آستانه آیین وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب در یادداشتی برای تسنیم نوشت:
1. مقدمه
آخرین دیدار رهبر شهید با کارگران ایران در 20 اردیبهشت 1404 بود. در این سخنرانی موضوعی را مطرح کردند که برای من تازگی داشت. ایشان گفتند تضاد دیالکتیکی مارکس را قبول ندارند و نظریه درست، زوجیت است. مخالفت ایشان با نظریه مارکس چیز تازهای نبود اما نظریه زوجیت آن هم به عنوان یک بدیل کاملاً تازه بود؛ رهبر شهید طول و عرض این نظریه را از یک جهانبینی تا یک برنامه عمل اجرایی بسط میداد.
با جستجو در بیانات ایشان متوجه شدم که از دهه 1340 به این نظریه باور داشته است و بارها به آن اشاره کرده است. عین عبارت ایشان در اردیبهشت 1404 این است:
«ببینید، در فلسفهی مارکسیستها و کمونیستها محیط کار محیط تضاد است، محیط دشمنی است؛ یعنی کارگر بایستی با آن صاحب کارخانه دشمن باشد؛ فلسفه این است. مجموعهی حرکت جامعه حرکت ضدّیّت با یکدیگر و تضاد است... اسلام درست نقطهی مقابل این را میگوید. اسلام محیط زندگی را، محیط کار را، محیط تاریخ را، محیط ائتلاف و همراهی و همفکری میداند. آنهایی که اهل دنبالگیری و تحقیق در قرآن هستند، تعبیر «زوجیّت» را، کلمهی «زوج» را، «زوجیّت» را در قرآن دنبال کنند: سُبحانَ الَّذی خَلَقَ الاَزواجَ کُلَّها مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ وَ مِن اَنفُسِهِم وَ مِمّا لا یَعلَمون؛ یعنی در همهچیز عالم مسئلهی همراهی، همدلی، همکاری، همافزایی وجود دارد. راجع به محیط کار هم همینجور است؛ باید همافزایی بشود؛ بایستی از دو طرفْ صمیمانه، نه [فقط] با زبان، به یکدیگر کمک کنند».
نگاه رهبر شهید به زوجیت در چند محور قابل مشاهده است:
● این نظریه با نظریه تضاد و فلسفه مارکسیستها در تقابل است.
● نظریه زوجیت یک نظریه فراگیر و به عبارت دیگر جهانبینی است و در همه عالم وجود دارد؛ همانطور که در نظریه مارکس، تضاد در عالم فیزیک و در طبیعت نیز حاکم است.
● نظریه زوجیت به همافزایی در همه عرصهها منجر میشود؛ همانطور که نظریه تضاد به ستیز در همه عرصهها.
سوالات مختلفی مطرح بود: چه کسانی طرفدار این جهانبینی هستند و بنیانگذاران آن چه کسانی بودند؟ پذیرش آن چه تاثیری بر روابط کارگر و کارفرما دارد؟ پذیرش یا رد آن چه تاثیری بر سیاست در حوزههای گوناگون دارد؟
این سوالات نقطه شروعی بود که در یک سال گذشته هر قدر وزارت اجازه میداد به آن پرداختم. پاسخی که یافتم به طور خلاصه این است: سهروردی، ابن سینا و ملاصدرا این جهانبینی را مدون کردند، مفسران مختلف قرآن به آن اذعان داشتهاند، در میان عرفا طرفدار بسیار دارد، مولوی بیش از همه این جهانبینی را به میان مردم برده است و علامه طباطبائی و شهید مطهری در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» در نقد مارکس و هگل آن را دوباره زنده کردند و امروز نیز در غرب تاثیر این جهانبینی بر فلسفه سیاسی مورد علاقه پژوهشگران است.
در عرصه عمل این جهانبینی نه تنها روابط کار و قانون کار را تغییر خواهد داد بلکه مبنای نظری برای مسائل سیاسی داخلی و روابط بینالملل است. در اینجا تنها به حوزه روابط کار میپردازیم.
زوجیت در قرآن
زوجیت در قرآن در آیههای مختلف آمده است. براین اساس، زوج بودن نه تنها مختص حیوانات است بلکه در نباتات و همه اجزای هستی این اصل وجود دارد و همانطور که شرط بقای گونههای حیاتی است، همه اجزای هستی با ازدواج، حیات و تکامل مییابند. موضوع زوجیت در این آیهها به روشنی آمده است:
● سوره ذاریات، آیه 49: «وَمِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» (و از هر چیزی دو جفت آفریدیم، شاید که متذکر شوید.)
● سوره یس، آیه 36: «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُون» (منزه است کسی که تمام جفتها را آفرید؛ از آنچه زمین میرویاند، و از خودشان، و از آنچه نمیدانند.)
● سوره رعد، آیه 3: «وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ» (و اوست کسی که زمین را بگسترد و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هرگونه میوهای در آن جفتهای دوتایی پدید آورد)
● سوره شعراء، آیه 7: «أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیم» (آیا به زمین ننگریستهاند که چه اندازه در آن از هر جفتِ ارزشمندی رویانیدهایم؟)
● سوره لقمان، آیه 10: «...خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَأَنْزَلْنَا مِنَ سَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیم» (... و در زمین از هر نوع جنبندهای پراکنده ساخت و از آسمان آبی فرو فرستادیم، پس در آن از هر جفتِ باارزشی رویانیدیم.)
● سوره حج، آیه 5: «... وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیج» (... و زمین را فسرده و مرده میبینی، پس چون آب بر آن فرو فرستیم، به اهتزاز درآید و رشد کند و از هر جفتِ بهجتانگیزی برویاند.)
● سوره ق، آیه 7: «وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیج» (و زمین را بگستردیم و در آن کوههای استوار افکندیم و در آن از هر جفتِ خرم و زیبایی رویانیدیم.)
● سوره طه، آیه 53: «الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَکَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى» (همان کسی که زمین را برای شما گهوارهای ساخت و برای شما در آن راههایی پدید آورد و از آسمان آبی فرود آورد، پس به وسیله آن، جفتهایی از گیاهان گوناگون برآوردیم.)
حال سوال این است که اگر جهان با زوجیت تکامل مییابد و بهجای تضاد باید تفاوتها را مکمل بدانیم، در حوزه کارگر و کارفرما این جهانبینی چه تاثیر عملی خواهد داشت؟
تضاد یا زوجیت در روابط کار
مارکس و انگلس قهرمانان نظری و عملی جهانبینی تضاد هستند. آنها بر این باور بودند که دنیای مادی و طبیعت (مانند اصل بقای اصلح داروین در طبیعت) بر اساس تضاد تکامل یافته است، تاریخ بشر نیز بر اساس تضاد نیروهای اجتماعی شکوفا شده است، بنابراین باید بر تضاد «میان کارگر و کارفرما» دمید تا جامعه برابر زاده شود.
مارکس و انگلس در «مانیفست حزب کمونیست» (1848)، با زبانی پرشور، قاطع و هیجانی، این تضاد را به عنوان یگانه موتور محرک تاریخ معرفی کرده اند:
«تاریخ کلیه جوامعی که تاکنون وجود داشته، تاریخ مبارزه طبقاتی است... کمونیستها... آشکارا اعلام میدارند که اهداف آنها فقط از طریق سرنگونی قهرآمیز قابل حصول است. بگذار طبقات فرمانروا در پیشگاه انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولترها (کارگران صنعتی) در این انقلاب چیزی جز زنجیرهای خود را از کف نخواهند داد، ولی جهانی را بهچنگ میآورند. کارگران جهان متحد شوید!».
در این پارادایم، هیچ فضایی برای همافزایی، تفاهم یا درهمتنیدگی منافع وجود ندارد و تنها نتیجهی محتوم، فروپاشیِ سیستم سرمایهداری از طریق کینه و تضادِ انباشتهشده است. جهانبینی مبتنی بر تضاد در عرصه عمل به انقلاب و مبارزه بیوقفه کارگران با کارفرمایان میانجامید؛ چنانچه در قرن نوزدهم و بیستم الهامبخش بسیاری از جنبشها و انقلابهای خونین در بسیاری از کشورهای جهان بود.
بازتاب نظریه زوجیت در روابط کار
شاید روابط کار در ژاپن را بتوان نزدیکترین مدل به نظریه زوجیت دانست. در مدل ژاپنی، کارفرما و کارگر یک خانواده هستند، جابهجایی کارگر و همچنین اخراج او یک رفتار نابهنجار و منافع این دو با هم گره خورده است. برای درک مدلی که با نظریه زوجیت سازگار باشد، مقایسه سه الگو مفید است:
شاخص مقایسه
مدل آنگلو-ساکسون(آمریکا و بریتانیا)
مدل نوردیک/اروپایی(سوئد و فرانسه)
مدل ژاپنی(شرق آسیا)
ماهیت رابطه
قراردادی و مکانیکی:کارگر یک منبع قابل تعویض است.
حقوقی و رفاهی:تمرکز بر حمایت قانون و تامین اجتماعی.
خانوادگی و شبهمقدس:شرکت مثل خانه دوم و کارفرما مثل پدر و عضو بزرگتر خانواده است.
سهولت اخراج کارگر
بسیار آسان:سیاست"Employment at will" (اخراج در هر زمان بدون دلیل خاص).
دشوار:قوانین کار سختگیرانه و نیاز به مجوز اتحادیههای قدرتمند.
بسیار سخت:اخراج مایه ننگ اجتماعی برای شرکت است و بهندرت رخ میدهد.
مبنای ارتقای شغلی
فقط شایستگی فردی و خروجی کوتاهمدت مالی.
توافقات دستهجمعی صنفی و مهارتآموزی.
سابقه کار، وفاداری به سازمان و کار تیمی طولانیمدت.
نگاه به بحرانهای مالی
تعدیل نیرو و اخراج سریع کارگران برای حفظ سود سهامداران.
دولت حقوق کارگران بیکار را میدهد تا شرکت آسیب نبیند.
کاهش حقوق مدیران ارشد:ابتدا پاداش مدیران قطع میشود تا کارگران حفظ شوند.
رابطه کارگر و کارفرما در ژاپن که به «مدل اشتغال ژاپنی» (Japanese Employment Model) معروف است، یکی از منحصربهفردترین الگوهای روابط کار در جهان است. این مدل به جای نگاه سرمایهداری سنتی، بر پایه وفاداری متقابل، روحیه تیمی و نگاه خانوادگی به سازمان بنا شده است. این الگو قرابت بسیار نزدیکی با «اندیشه زوجیت و تقابلهای مکمل» دارد؛ چرا که کارگر و کارفرما در این سیستم، نه دو ضلع متضاد و در حال جنگ (الگوی دیالکتیکی مارکسیستی)، بلکه دو جزء مکمل و وابسته به یکدیگرند که بقای یکی بدون دیگری غیرممکن است. سیستم سنتی کار در ژاپن بر چند اصل استوار است که با وجود برخی اصلاحات مدرن، همچنان هسته سخت فرهنگ سازمانی این کشور را تشکیل میدهند:
1. استخدام مادامالعمر Shushin KoyoL : وقتی فردی در یک شرکت ژاپنی (به ویژه شرکتهای بزرگ) استخدام میشود، شرکت متعهد میشود که او را تا زمان بازنشستگی حفظ کند. در عوض، کارمند نیز تمام توان و وفاداری خود را به شرکت اختصاص میدهد. اخراج در این سیستم یک خط قرمز اخلاقی و آخرین گزینه ممکن است.
2. نظام ارشدیت و سابقه Nenko Joryutsu :حقوق و رتبه افراد بر اساس «سن» و «سنوات خدمت» در شرکت بالا میرود، نه فقط بر اساس عملکرد فردیِ کوتاهمدت. این امر رقابت منفی و حسادت میان کارکنان را از بین برده و جایش را به همکاری صمیمانه میدهد.
3. اتحادیههای شرکتی Enterprise Unions : برعکس غرب که اتحادیهها «صنفی» هستند و روبروی کارفرما میایستند، در ژاپن اتحادیه متعلق به خودِ شرکت است. کارگران موفقیت خود را در گرو موفقیت و سودآوری شرکت میدانند؛ بنابراین اعتصابات خشن در ژاپن بسیار نادر است و اختلافات پشت میز مذاکره حل میشود.
گفته میشود این همآغوشیِ منافع، سبب شده که شرکتهای ژاپنی از حیث ثبات تیمی و وفاداری سازمانی، در جهان بیرقیب باشند.
تفاوت مدل ژاپنی با مدل اروپایی
درک تفاوت میان این دو مهم است. در مدل اروپایی، اصل تضاد انکار نمیشود و در ادامه اندیشه مارکس است که مبتنی بر تضاد منافع است اما تلاش دارد با چارچوب حقوقی، تضاد را مدیریت کند. در حالی که مدل زوجیت اساساً بهدنبال تغییر نگاه است و البته نیازمند چارچوب حقوقی خود است.
در مدل اروپایی، گروهی از مارکسیستها بدون رد تضاد منافع، نظریهای صلحآمیز برای مدیریت تضاد منافع کارگران و کارفرمایان دارند. پیشتاز این دیدگاه که از یک سو تضاد منافع را میپذیرفت اما شیوه انقلابی را مغایر با اهداف میدانست، «ادوارد برنشتاین» (Eduard Bernstein) آلمانی بود. او به عنوان پایهگذار و پدر رویزیونیسم (تجدیدنظرطلبی) در مارکسیسم، با رد تئوری فروپاشی قطعی سرمایهداری و نفی دیالکتیک تضادِ حاد، پیشنهاد داد که سوسیالیسم و عدالت اجتماعی میتواند نه از طریق انقلابهای خشونتآمیز، بلکه در بستر دموکراسیهای پارلمانی، نهادهای مدنی و با تکیه بر اصلاحات تدریجی محقق شود.
او تئوری مارکسیستی مبارزه طبقاتی را به شکل عملگرایانهای به «همکاری طبقاتی» و آشتی اجتماعی تبدیل نمود و به جای شعار انهدام دولت سرمایهداری، بهبود گامبهگام شرایط زندگی کارگران، گسترش نظام بیمههای اجتماعی و تقلیل ساعات کار را پیشنهاد کرد. جمله کلیدی و استراتژیک برنشتاین که جوهرهی این نگاه عملگرایانه را نشان میدهد، این است: «سوسیالیسم نقطه پایان نیست، بلکه یک راه و جنبش مداوم است». اگر مارکس پدر انقلابهای خونین بود، هوادار او ادوارد برنشتاین «پدر سوسیالدموکراسی مدرن» بود. نظریه او را میتوان الهامبخش بسیاری از کشورهای اروپایی دانست و در عرصه عمل همچنان زنده و پویاست.
در مورد کشور خودمان، نمیتوان آن را مدلی مبتنی بر زوجیت دانست و آنچه پس از انقلاب اسلامی در عرصه قانون کار رخ داد، به نظریه تضاد و الگوی اول نزدیکتر است. هرچند بررسی دقیقتری میخواهد اما قانون کار و فضایی که همچنان در آن به سر میبریم مبتنی بر تضاد است. روزهای اول انقلاب مانند همه انقلابها فضای قهرآمیز حاکم بود و به نظر میرسد قانون کار در همین فضای قهر وستیز مدون شده است. با این وجود فرهنگ ایران با زوجیت عجین شده است.
پویشی برای عینیت بخشیدن به زوجیت در عرصه کار و تولید
در دو سال تجربه وزارت کار شواهدی دارم که روح زوجیت را در میان کارفرمایان و کارگران ایران نشان می دهد. در یزد نشستی با کارفرمایان داشتم که یکی از آنها گفت چرا مسکن کارگری را دوباره در برنامه وزارت کار قرار نمی دهید؟ کارگر اگر دغدغه مسکن نداشته باشد دلسوزتر و بامهارت بیشتری کار می کند. من کارفرما هر کمکی بتوانم برای مسکن کارگری می کنم. از آن زمان تاکنون کارفرمایان زیادی از مسکن کارگری استقبال کردند و اگر جنگ نبود جهشی در مسکن کارگری رخ می داد. برای افزایش مهارت کارگران سازمان آموزش فنی و حرفه ای از کارفرمایان و انجمن های آنان هرگاه کمک خواسته است کوتاهی نکردند و آماده همکاری بودند. برای کاهش حوادث ناشی از کار با کانون نظام مهندسی طرحی بزرگ آنهم به پیشنهاد آنها در دست تهیه است. کارفرمای معدن ذغالسنگ طبس که 53 کارگر جان خود را از دست دادند به ایران آمده است و اقدامات زیادی برای بازماندگان و کارگران انجام داده است. یا در ملارد کارفرمایی می گفت وقتی کارخانه آتش گرفت کارگران با خانواده های خود برای خاموش کردن آمدند و وقتی آنها را از محیط دور کردم زار زار می گریستند، در ایرانول تهران که کارخانه ای دولتی است، انتظار می رود کارگر مثل بخش خصوصی تعصب نداشته باشد ، در حمله موشکی بدون ترس از موشکهای بعدی، کارگران مواد خطرناک را تخلیه می کردند. پس از آتش بس نیز خیلی از کارفرمایان از جمله بسیاری از هتل ها که فروش خدمات آنها به ده تا بیست درصد قبل از جنگ کاهش یافته بود کارگران را اخراج نکردند.
این ها گوشه ای از لایه نهفته فرهنگ زوجیت در ایران است که ریشه در تاریخ این کشور دارد. آگاهی کاذب وارداتی و پیچیدگی زندگی جمعی موجب غفلت ما از آنچه ابن سینا عشق تکوینی، ابن عربی آن را نکاح تکوینی گردید و نظام حقوقی ما را به بیراهه بردند. می توانیم و باید روابط کار خود را بر مبنای زوجیت بازسازی کنیم. این بازسازی نه تنها ادای دین به رهبر شهید و همه اندیشمندان ایرانی و اسلامی بلکه ضرورتی برای ساخت یک اقتصاد مردمی و اجتماعی است.
باید به تعبیر شهید مطهری به قرآن فارسی زبان ( مثنوی مولوی) ایمان داشت:
حکمت حق در قضا و در قدر / کرد ما را عاشقان یکدیگر
جمله اجزای جهان زان حکم پیش / جفت جفت و عاشقان جفت خویش
هست هر جزوی ز عالم جفتخواه / راست همچون کهربا و برگ کاه
آسمان گوید زمین را مرحبا / با توام چون آهن و آهنربا
آسمان مرد و زمین زن در روش / هرچه آن انداخت این کندش پرورش
پس زمین و آسمان چفت آمدند / رو به کار خود چو جفت آمدند
گر نبودی با زمین این میل و چفت / کی جهان آبستنِ زادن گرفت؟
انتهای پیام/