از انبعاث عاشورایی تا انتقام مهدوی

خبرگزاری تسنیم ـ علی صالحی*؛ در هندسه‌ی معرفتی اسلام، شهادت هرگز به معنای یک «حادثه‌ی ظاهریِ تمام‌شدنی» یا صرفاً یک تراژدیِ تاریخی نیست؛ بلکه یک «کنشِ ملکوتی و تمدن‌ساز» است که مرز میان تاریخِ پیش از خود و تاریخِ پس از خود را با جوهری سرخ ترسیم می‌کند. نهم اسفند 1404، نقطه‌ی عطفی بود که در آن، استکبار جهانی با ترور ناجوانمردانه‌ی رهبر فرزانه‌ی انقلاب، گمان برد می‌تواند، جریانِ تاریخ را متوقف سازد. اما غافل از آنکه خونِ قائد شهید، دقیقاً همان کارکردی را یافت که خون سیدالشهدا(ع) در کربلا یافت: «انبعاثِ درونی» یک امت و تولدِ پدیده‌ای نوین به نام «ملتِ مبعوث شده»؛ ملتی که دیگر نه تنها از مرگ نمی‌هراسد، بلکه مرگ را نردبانی برای صعود به قله‌های تمدن‌سازی می‌داند.

«انبعاثِ درونی» و تولد «ملت مبعوث شده»

در هندسه‌ی معرفتی قرآن، «انبعاث» نه یک برانگیختگیِ آنی، بلکه «حرکتِ آگاهانه‌ی جمعی از درون به سوی افقی متعالی» است؛ همان مفهومِ نهفته در «بعثت» که تاریخِ بشر را دگرگون ساخت. خونِ قائد شهید، همین کیمیاگری را در کالبدِ امتِ اسلامی به فعلیت رساند و پدیده‌ای بی‌سابقه را پدید آورد: «ملتِ مبعوث شده». ملتی که از مدارِ «مصرف‌کننده‌ی تاریخ» خارج شد و به «سازنده‌ی تاریخ» تبدیل گشت؛ ملتی که دریافت در برابر «تراکمِ کفر» در جبهه‌ی مستکبران، چاره‌ای جز «تبلورِ حق» در میانِ خویش ندارد.

 بعثتِ یک ملت در طولِ تاریخِ بشر، نظیر ندارد و از همین‌رو بود که رهبر شهید، با نورِ فراستِ مومنانه و بصیرتی الهی، چند روز پیش از شهادت خود فرمود: «اگر چنانچه حادثه‌ای برای این مرز و بوم پیش بیاید، خدای متعال همین مردم را مبعوث خواهد کرد.» این بعثت، محصولِ مستقیمِ خونِ همان رهبری است که خود، مفسرِ صادقِ عاشورا و طراحِ هندسه‌ی مقاومت بود.

و اینک، تجلّیِ عملیِ این ملتِ مبعوث شده، در فریادِ «یالثاراتِ الخامنه‌ای» متبلور شده است؛ فریادی که امتدادِ تاریخیِ «یالثاراتِ الحسین» است. همان‌گونه که خونِ سیدالشهدا(ع) شیعیان را در طولِ تاریخ، خون‌خواهِ آن حضرت نگاه داشت، خونِ قائد شهید نیز این ملت را در مدارِ «انتقامِ تمدن‌ساز» به حرکت درآورده است. این ملتِ مبعوث شده، در هر بزنگاهِ تاریخی، این فریاد را علیه یزیدیانِ عصر بلند می‌کند و نشان می‌دهد که سنتِ تدافعِ حق و باطل، در این سرزمین، به فعلیتِ کاملِ خود رسیده است و زمینِ تاریخی برای طلوعِ خورشیدِ عدالتِ مهدوی(عج) آماده می‌گردد.

نفی سبیل؛ مرزِ سرخِ بیعت‌ناپذیری

رهبر شهید با بصیرتی عمیق، جوهره‌ی بیعت‌ناپذیری ملت ایران را این‌گونه ترسیم فرمودند: «ملت ایران درس‌های اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است... مِثلی لا یُبایِعُ مثل یزید... ملت ایران می‌گویند: مثل ما، ملتی با این فرهنگ و معارف، با سردمداران فاسد آمریکا بیعت نخواهد کرد».

برای درک عمق این کلام، باید مفهوم «بیعت» را در منطقِ سیاسیِ اسلام بازخوانی کرد. بیعت با طاغوت، صرفاً یک کنش سیاسی نیست؛ بلکه «امضای مشروعیت» برای نظامِ باطل و «تسلیمِ حق در برابر باطل» است. یزیدیانِ عصر، با اصرار بر بیعت، می‌خواستند رهبر شهید و ملت ایران را مجبور کنند تا به جای «حفظِ عزت اسلامی»، مشروعیتِ کاخ‌های استکبار را امضا کنند. اما قاعده‌ی «مِثلی لا یُبایِعُ مثل یزید»، یک اصلِ لایتغیر است.

بیعت‌ناپذیری، در حقیقت، تجلیِ عملی و سیاسیِ قاعده‌ی قرآنی «نفی سبیل» است؛ یعنی نفیِ هرگونه سلطه‌ی کافر بر مؤمن، نفیِ هرگونه امضای مشروعیت برای طاغوت، و نفیِ هرگونه سازش با باطل. اینجاست که ملت ایران، در جایگاهِ «حسینِ زمان» و مستکبران، در جایگاهِ «یزیدِ عصر» قرار می‌گیرند و با سر دادنِ شعارِ «هیهات منّا الذّلة»، نشان می‌دهند که مرزهایِ نفی سبیل، با خونِ شهدا مستحکم‌تر از پیش بنیان نهاده شده است.

 کاروانِ ملت مبعوث شده در مسیرِ خورشید

در نهایت، باید گفت که «ملتِ مبعوث شده»، دیگر آن ملتِ دیروز نیست که تنها به سوگ بنشیند؛ بلکه ملتی است که سوگِ خود را به «خروش» و سوگواری را به «سازندگی و انتقام» گره زده است. خونِ رهبرِ شهید، بذرِ درختِ تنومندِ تمدنِ نوینِ اسلامی است که ریشه در عاشورا دارد و شاخ و برگ آن تا آسمانِ ظهور گسترده خواهد شد. این ملت، با تکیه بر اصلِ «نفی سبیل»، هرگونه راهِ سازش را بر خویش و دشمنانش بسته و در مدارِ «انتقامِ مهدوی»، گام‌های خود را استوارتر برداشته است.

کاروانِ این ملتِ مبعوث شده، اکنون نه با پایِ تردید، که با یقینِ عاشورایی به سوی افقِ روشنِ ظهور حرکت می‌کند؛ چرا که به خوبی می‌داند هر قطره از خونِ ریخته شده، تنها یک گام به تحققِ آن وعده‌ی الهی نزدیک‌تر شده است: «وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ». انتقامِ خونِ قائد، نه با قصاص قاتلین به تنهایی، که با آزادسازی قدس شریف و نابودیِ کامل رژیم صهیونی و در نتیجه با برپاییِ قسطِ جهانی و در رکابِ ولی‌عصر(عج) گرفته خواهد شد؛ و این، زیباترین و حماسی‌ترین پایانِ تاریخِ استکبار و آغازِ بی‌پایانِ تاریخِ عدالت است.

*دکتری قرآن و حدیث

انتهای پیام/