ابهامات توافق واشنگتن؛ چرا حزبالله با توافق بیروت-تلآویو مخالف است؟
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 13 تير 1405 - 15:59
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در شرایطی که نبرد رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان و رژیم صهیونیستی در جبهه جنوب لبنان همچنان یکی از مهمترین کانونهای تنش در معادلات امنیتی خاورمیانه به شمار میرود، امضای توافق موسوم به «توافقنامه چارچوب» میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری ایالات متحده بار دیگر مسئله صلح را در بستری از ابهامهای راهبردی و رقابتهای امنیتی مطرح کرده است.
این توافق که در 26 ژوئن 2026 در واشنگتن اعلام شد، نه بهعنوان یک معاهده نهایی برای پایان منازعه، بلکه بیشتر بهمثابه چارچوبی مرحلهای برای مدیریت تنش و بازآرایی وضعیت امنیتی جنوب لبنان طراحی شده است.
براساس خطوط کلی ادعایی این توافقنامه، خروج تدریجی رژیم صهیونیستی از بخشهایی از جنوب لبنان با استقرار گستردهتر ارتش لبنان و ایجاد مناطق موسوم به مناطق آزمایشی همراه میشود؛ روندی که در عین حال به تحقق شروطی همچون خواسته صهیونیستها برای خلع سلاح حزبالله در سراسر لبنان، پیوند خورده است. پیوند مستقیم میان روند صلح و مسئله خلع سلاح حزب الله، از همان ابتدا ماهیت توافق را از یک سازوکار صرف برای کاهش تنش بین طرفین درگیر به تلاشی برای بازتعریف موازنه قدرت در جنوب لبنان تبدیل کرده است.
از منظر رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن، این چارچوب میتواند گامی در جهت مهار تهدیدات مرزی و کاهش حضور نظامی بازیگران غیردولتی در نزدیکی مرزهای شمالی فلسطین اشغالی تلقی شود. با این حال، در نگاه حزبالله و بخشی از جریانهای سیاسی لبنان، چنین ترتیباتی نهتنها تضمینی برای پایان درگیریها فراهم نمیکند، بلکه میتواند به تضعیف معادله بازدارندگی و ایجاد نوعی نظم امنیتی جدید در جنوب لبنان منجر شود؛ نظمی که در آن توازن میان بازیگران دولتی و غیردولتی بهطور اساسی دگرگون خواهد شد.
از همین رو، مناقشه پیرامون این توافق صرفاً به اختلاف بر سر یک ترتیبات مرزی محدود نمیشود، بلکه به پرسشهای عمیقتری درباره نسبت میان صلح، حاکمیت ملی، بازدارندگی و آینده معادله امنیتی لبنان گره خورده است. در چنین فضایی، مخالفت صریح حزبالله با توافق چارچوب واشنگتن را باید نه صرفاً واکنشی سیاسی، بلکه بخشی از تلاش این بازیگر برای حفظ جایگاه خود در معادله امنیتی لبنان و جلوگیری از تغییر بنیادین در جغرافیای امنیتی جنوب این کشور دانست.
توافق واشنگتن و تلاش برای بازآرایی جغرافیای امنیتی جنوب لبنان
توافق چارچوب اعلامشده در واشنگتن را باید در درجه نخست تلاشی برای مدیریت وضعیت جبهه درگیری حزبالله و رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و شمال فلسطین اشغالی و ایجاد نوعی بازآرایی تدریجی در جغرافیای امنیتی جنوب لبنان دانست. بر اساس خطوط کلی این چارچوب، قرار است روندی مرحلهای برای کاهش حضور نظامی اسرائیل در برخی مناطق جنوب لبنان آغاز شود و در مقابل، ارتش لبنان مسئولیت اداره امنیتی این مناطق را بهتدریج بر عهده بگیرد.
ایجاد مناطقی موسوم به مناطق آزمایشی در این طرح، در ظاهر تلاشی برای انتقال کنترل امنیتی نوار جنوب لبنان به دولت این کشور است؛ رویکردی که از نگاه طراحان آن میتواند به تقویت حاکمیت دولت لبنان و کاهش احتمال درگیریهای مرزی بین طرفین منجر شود.
با این حال، این روند در عمل با یک شرط دور از ذهن یعنی خلع سلاح حزبالله در سراسر سرزمین لبنان گره خورده است. همین شرط باعث شده است که توافق مزبور صرفاً به یک ترتیبات مرزی محدود نماند و با معادله توازن قدرت در ساختار امنیتی لبنان گره بخورد. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی دیگر تنها عقبنشینی اسرائیل یا استقرار ارتش لبنان نیست، بلکه تلاشی برای تضعیف جایگاه مقاومت اسلامی لبنان در معادلات امنیتی کشور است.
ابهامات و خلأهای اجرای توافق واشنگتن
با وجود آنکه توافق واشنگتن بهعنوان گامی مهم برای کاهش تنش معرفی شده، متن و سازوکار اجرایی آن همچنان با ابهامات قابل توجهی روبهرو است. نخستین ابهام به مسئله زمانبندی و شروط خروج نظامیان اسرائیلی از سرزمینهای اشغالی لبنان مربوط میشود. در حالی که چارچوب توافق از خروج تدریجی نظامیان رژیم صهیونیستی سخن میگوید اما همزمان تأکید شده است که این خروج به تحقق شروط امنیتی مشخصی، از جمله رفع تهدید حزبالله از مرزهای شمالی این رژیم وابسته خواهد بود. چنین فرمولی در عمل میتواند امکان تداوم حضور اسرائیل در برخی مناطق جنوب لبنان را برای مدت نامعلومی مهیا سازد.
ابهام دوم به جزئیات ترتیبات امنیتی در مناطق آزمایشی بازمیگردد. بخش مهمی از مفاد توافق در قالب پیوستهای امنیتی منتشر نشده باقی مانده است؛ موضوعی که ارزیابی دقیق نحوه استقرار ارتش لبنان، نقش نیروهای بینالمللی و سازوکارهای نظارتی را دشوار میکند. در شرایط عدم شفافیت درباره این جزئیات، این پرسش مطرح میشود که آیا این چارچوب واقعاً میتواند به تثبیت یک نظم امنیتی پایدار منجر شود یا صرفاً مرحلهای موقت در مدیریت بحران کنونی است.
دلایل مخالفت حزبالله با توافق واشنگتن
در چنین فضایی، مخالفت صریح حزبالله با توافق واشنگتن را باید در چارچوب ملاحظات راهبردی این بازیگر تحلیل کرد. از نگاه حزبالله، پیوند دادن خروج اسرائیل از جنوب لبنان با خلع سلاح این حزب به معنای تغییر بنیادین در معادله بازدارندگی است که طی دو دهه گذشته در مرزهای لبنان و اسرائیل شکل گرفته است. این معادله بر پایه توان نظامی حزبالله و ایجاد هزینه بازدارندگی برای اسرائیل بنا شده و از دید این گروه، مهمترین عامل جلوگیری از گسترش درگیریها در جبهه شمالی بوده است.
بر همین اساس، پذیرش چارچوبی که در نهایت به محدودسازی یا حذف این توان نظامی منجر شود، از نگاه حزبالله نه تنها تضعیف موقعیت مقاومت، بلکه گشودن مسیر برای شکلگیری یک نظم امنیتی جدید در جنوب لبنان تلقی میشود؛ نظمی که در آن ابتکار عمل امنیتی بیشتر در اختیار اسرائیل و سازوکارهای بینالمللی قرار خواهد گرفت. افزون بر این، اجرای چنین توافقی در فضای سیاسی شکننده لبنان میتواند شکافهای داخلی را نیز تشدید کند، زیرا هرگونه تلاش برای خلع سلاح حزبالله با مخالفت بخش مهمی از جریانهای سیاسی و اجتماعی کشور روبهرو خواهد شد. در مجموع، واکنش منفی حزبالله را باید بخشی از تلاش این بازیگر برای جلوگیری از تغییر در موازنه قدرت و حفظ جایگاه خود در معادله امنیتی لبنان دانست؛ معادلهای که طی سالهای گذشته به یکی از عناصر کلیدی ثبات نسبی در مرزهای شمالی اسرائیل تبدیل شده است.
در مجموع میتوان گفت توافق چارچوب واشینگتن میان لبنان و رژیم صهیونیستی، بیش از آنکه نشانهای از عبور قطعی از منطق جنگ به سوی صلح پایدار باشد، بیانگر تلاشی برای مدیریت مرحلهای بحران و بازتنظیم معادله امنیتی جنوب لبنان است. این توافق در ظاهر با هدف کاهش تنش، تقویت نقش ارتش لبنان و فراهمکردن زمینه خروج تدریجی رژیم از اراضی اشغالی جنوب لبنان طراحی شده، اما در عمل با گره زدن این روند به مسئله خلع سلاح حزبالله، به یکی از حساسترین شکافهای سیاسی و امنیتی لبنان وارد شده است.
از همین رو، آنچه در قالب یک چارچوب سازش ارائه میشود، برای حزبالله و حامیانش بیشتر به معنای انتقال فشار از میدان نظامی به عرصه سیاسی و امنیتی داخلی لبنان تلقی میشود. مخالفت حزبالله با این توافق را نمیتوان صرفاً واکنشی ایدئولوژیک یا مخالفتی تاکتیکی با میانجیگری آمریکا دانست. این مخالفت ریشه در نگرانی عمیقتری نسبت به تغییر موازنه بازدارندگی، کاهش قدرت مانور این جنبش در جنوب لبنان و تثبیت نوعی نظم امنیتی دارد که در آن حضور نظامی اسرائیل تا تحقق شروطی مبهم میتواند ادامه یابد.
به بیان دیگر، حزبالله توافق واشنگتن را نه پایان اشغال، بلکه چارچوبی برای مشروطسازی خروج اسرائیل به خلع سلاح و کاهش توان نظامی خود ارزیابی میکند. از سوی دیگر، ابهامهای اجرایی توافق، محرمانهبودن بخشی از پیوستهای امنیتی، نبود جدول زمانی روشن برای عقبنشینی کامل اسرائیل از مناطق اشغالی و خطر انتقال منازعه به درون ساختار سیاسی لبنان، امکان تبدیل این چارچوب به صلحی پایدار را با تردیدهای جدی روبهرو کرده است.
نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/