از بغض فراق تا خونخواهی و انتقام
- اخبار فرهنگی
- اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت
- 13 تير 1405 - 14:25
به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکی شهروندان شرکتکننده در آیین وداع با پیکر امام شهید دلنوشتهای را در اختیار تسنیم قرار داده که متن آن به شرح ذیل است:
من تشییع ندیده نیستم. پدر از دست نداده هم. اما این تشییع چیز دیگری هست. روزهای بعد از رفتن آقا، کم گریه نکردم. اما این بار فرق میکند. مطمئنم که بساط معجزه در این روزها به راه است. اوقات عجیبی را داریم پشت سر میگذاریم.
توی موکب تجمعات نشسته ام. دختر سه ساله ام پشمک میخورد. با دستهای نوچش بازی میکند.روضه خوان از سه ساله ها میخواند.اشکم نرم از گوشهی چشمم میافتد.
توی بغلم نشسته و روی موکت نمینشیند.بغل خواهرش نمیرود.روضه تمام میشود.تشییع آقای شهید نزدیک شده.کمی مضطربم. کلیپ نوجوانان پخش میشود. آخرکشتنت آخرکشتنت.
تکرار میکنم و نمیتوانم تحمل کنم.کارم از اشک گذشته.باید خودم را بزنم.نمیدانم چرا آرام نمیشوم! دخترک هیچ جوره راضی نمیشود که رویزمین بنشیند.
آزاد نیستم. خودم را در خیابانهای قم در روز تشییع تصور میکنم. به معجزه امیدوارم که دست و پایم بسته نشود و بتوانم آزادانه عزاداری کنم.
یک کلیپ دیگر پخش میشود. صدای گریه ام بلند میشود. دخترک مدام برمیگردد و دستش را روی دهانم میگذارد. اشکهایم را پاک میکند.بهش میگویم: «این اشکا خوبه مامان، نترس!»
صدای گریه و فغان مردم بالا میگیرد.از درون دارم منفجر میشوم. محکم روی پا میزنم.دخترک برمیگردد و نمیگذارد.بازهم میزنم.نمیگذارم مانعم شود. باید عادت کند و ببیند.دختر بزرگم دستش را دور گردنم حلقه میکند.اشک، منحنیِ پلکش راپرکرده. ندیده بودم پیش من، برای آقا گریه کند. اشکش، لبخندی در قلبم میسازد. توی بغل میگیرمش و میگویم: «دیدی چه خاکی برسرمون شد مامان!»
آدم فراموشکاری هستم. از 9 اسفند با خودم تکرار میکنم: «کشتند. به قتل رسوندند.» شهادت برایم لطیف است. لطافت را می گذارم یک گوشه از قلبم. جایی که فقط مخصوص خودم و آقا و خداست. الان با خونهای پمپاژ شده در قلبم کار دارم. این تشییع پدر نیست. فرق دارد.
الان فقط باید بگویم قتلوک. واژهها بار دارند. نباید بگذارم بارشان را بردارند. بارشان را ما باید به دوش بکشیم و به انتقام تحویل دهیم.
از قاف و ت و لام به زیارت عاشورا میرسم. با بغض میخوانم. دور کلمات با انگشت خط میکشم. میگردم. شهادت نیست! اصلا نیست. به جز ترجمه حدیث امام باقر(ع) که درباره ثواب خواندن زیارت است. که بین خودمان و امام و خداست.
برای تشییع،خون به جوش آمده میخواهم. دخترم را صدا میزنم و کلمات را نشانش میدهم. او هم بامن هم نظر است. باید قتل امام توی سرت بچرخد تا به خونخواهی امام برسی.
ارسالی از مخاطبان خبرگزاری تسنیم متن: «فاطمه سادات آلعلی» و عکس: «زهرا یوسفی»
شما هم میتوانید فیلمها و تصاویر مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب را به حساب کاربری Tasnimcontact@ در تلگرام و پیامرسانهای داخلی ارسال کنید.
انتهای پیام/