مدرسه نواب تا باغ وکیل؛ آغاز رفاقت 70 ساله آیت‌الله قربانی با رهبرشهید

به گزارش خبرگزاری تسنیم از لاهیجان، بعضی خاطره‌ها تنها یک روایت شخصی نیستند؛ بخشی از تاریخ‌اند، خاطرات آیت‌الله زین‌العابدین قربانی از عالمان گیلان و نماینده اسبق رهبری در این استان گیلان از نخستین آشنایی با رهبر شهید نیز از همین دست است، روایتی که خواننده را به هفتاد سال پیش، به مدرسه نواب مشهد می‌برد. 

آیت‌الله  قربانی می‌گوید: سال 1334 بود، درس‌های حوزه قم تعطیل شده بود، برخلاف همیشه که به گیلان برمی‌گشتم، تصمیم گرفتم راهی مشهد شوم، فضای آن روزها هنوز تحت تأثیر شهادت شهید نواب صفوی بود و من که از ارادتمندان او بودم، می‌خواستم هم زیارت امام رضا (ع) بروم و هم از فضای علمی حوزه مشهد استفاده کنم. 

نماینده اسبق رهبری در این استان گیلان آن روزها با سیدمحمد خامنه‌ای هم‌مباحثه بود، دوستی که پیشنهاد داد در درس اصول فقه مرحوم آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی در مدرسه نواب شرکت کنند. 

وی ادامه می‌دهد: در همان درس بود که برای نخستین‌ بار سیدعلی خامنه‌ای را دیدم، چند روز بعد، برادرشان به من گفت سیدعلی علاقه دارد با شما بیشتر آشنا شود و این آشنایی خیلی زود به رفاقتی صمیمانه تبدیل شد. 

جمعی از طلاب جوان، از جمله شهید آیت‌الله هاشمی‌نژاد، مرحوم عباس واعظ طبسی، سیدمحمد خامنه‌ای، سیدعلی خامنه‌ای و آیت‌الله قربانی، یک شبانه‌روز را در باغ وکیل مشهد کنار هم گذراندند. 

قربانی با لبخند آن روزها را به یاد می‌آورد:  در باغ وکیل ساعت‌ها با هم گفت‌وگو کردیم؛ درباره درس، حوزه، مسائل فرهنگی و آینده، همان جمع دوستانه باعث شد رفاقت ما شکل بگیرد و تا پایان عمر ادامه پیدا کند. 

وی معتقد است آنچه از همان روزهای نخست در شخصیت رهبر شهید دیده می‌شد، تواضع، خوش‌اخلاقی، صمیمیت و روحیه علمی بود؛ ویژگی‌هایی که با گذشت سال‌ها و پذیرش بزرگ‌ترین مسئولیت‌های کشور نیز تغییری نکرد. 

این عالم گیلانی می‌گوید: آن روزها هیچ‌ کس تصور نمی‌کرد این طلبه جوان روزی رهبر جهان اسلام شود، اما همان زمان نیز شخصیتی ممتاز، اهل مطالعه، متواضع و دوست‌داشتنی بود. 

این رفاقت از تابستان 1334 آغاز شد؛ رفاقتی که به گفته آیت‌الله قربانی، تا آخرین دیدار با رهبر شهید ادامه یافت.

سال‌ها از نخستین دیدار گذشته بود، آیت‌الله قربانی پس از آزادی از زندان رژیم پهلوی، همراه خانواده برای زیارت امام رضا (ع) راهی مشهد شد و در مهمان‌پذیر توس اقامت کرد. 

هنوز زمان زیادی از ورودش به مهمان‌پذیر نگذشته بود که رهبر شهید از حضور او باخبر شد. 

قربانی روایت می‌کند: آقا همراه برادرشان به مهمان‌پذیر آمدند، پس از احوالپرسی فرمودند اینجا برای شما مناسب نیست، شما شخصیت علمی هستید و ممکن است از نظر امنیتی نیز مشکلاتی پیش بیاید، بهتر است به منزل ما بیایید.

وی در پاسخ گفته بود که همراهانش زیاد هستند و نمی‌خواهد مزاحم خانواده رهبر شهید شود، اما آقا اصرار داشتند، سرانجام قرار شد آن روز به زیارت خواجه‌ربیع بروند و روز بعد مهمان منزل ایشان باشند. 

این عالم گیلانی می‌گوید:  به همراه همسر و فرزندم با آقا به خواجه‌ربیع رفتیم، در مسیر، با همان صفا و سادگی همیشگی از ما پذیرایی کردند؛ میوه و شیرینی تهیه کرده بودند و پس از پایان زیارت نیز شخصاً ما را تا محل اقامت رساندند، فردای آن روز رهبر شهید طبق وعده به دنبال مهمانان خود آمد و آنان را به منزل برد.

قربانی این دیدار را یکی از شیرین‌ترین خاطرات خود می‌داند و می‌گوید: در خانه‌شان با نهایت سادگی و محبت از ما پذیرایی کردند، هیچ تکلفی در رفتارشان نبود، همان تواضعی که در دوران طلبگی دیده بودم، سال‌ها بعد نیز در وجودشان موج می‌زد. 

وی معتقد است این رفتار تنها یک خاطره شخصی نیست، بلکه جلوه‌ای از منش اخلاقی رهبر شهید است، شخصیتی که با وجود مسئولیت‌های بزرگ، دوستان قدیمی خود را فراموش نکرد و همواره با همان صمیمیت سال‌های جوانی با آنان برخورد می‌کرد.

انتهای پیام/