یادداشت| نبرد روایتها و مسئولیت مخاطبان
- اخبار استانها
- اخبار سیستان و بلوچستان
- 13 تير 1405 - 08:34
خبرگزاری تسنیم ـ علی محمدی فعال فرهنگی، اجتماعی و رسانهای| در گذشته، جنگها عمدتاً با سلاح، تجهیزات نظامی و تصرف سرزمینها تعریف میشدند؛ اما در قرن بیستویکم بخش مهمی از رقابت میان کشورها به میدان دیگری منتقل شده است؛ میدانی که نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در ذهن انسانها جریان دارد.
امروز بسیاری از اندیشکدهها و مراکز مطالعات راهبردی جهان از مفاهیمی مانند «جنگ شناختی»، «عملیات نفوذ اطلاعاتی» و «نبرد روایتها» سخن میگویند؛ نبردی که هدف آن، تغییر شیوه اندیشیدن، قضاوت کردن و تصمیمگیری جوامع است.
در چنین فضایی، سخن رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «مراقبت از گوشهایمان، که پنجره ورود پیام به مغز و قلب است، در برابر رسانههای تحت حمایت دشمن یا رسانههای همسو با او، ضرورتی انکارناپذیر است.»، صرفاً یک توصیه اخلاقی یا رسانهای نیست؛ بلکه هشداری درباره یکی از پیچیدهترین ابعاد امنیت ملی در جهان امروز است.
در عصر شبکههای اجتماعی، هر شهروند علاوه بر آنکه مصرفکننده اطلاعات است، خود نیز به بخشی از زنجیره تولید و انتشار محتوا تبدیل شده است. یک خبر، یک ویدئو، یک فایل صوتی یا حتی یک جمله کوتاه میتواند ظرف چند دقیقه میلیونها بار دیده و بازنشر شود. به همین دلیل، سرعت انتشار اطلاعات بسیار بیشتر از سرعت راستیآزمایی آن شده است و این شکاف، بستری مناسب برای گسترش شایعات، روایتهای ناقص و اطلاعات گمراهکننده ایجاد میکند.
در سالهای اخیر، بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدهاند که تهدیدهای شناختی میتوانند به اندازه تهدیدهای نظامی یا اقتصادی بر امنیت ملی اثرگذار باشند. گزارشهای رسمی نهادهای بینالمللی و مراکز پژوهشی نشان میدهد عملیات سازمانیافته اطلاعات نادرست و دستکاری افکار عمومی، به یکی از چالشهای اصلی دموکراسیها، انتخابات، سلامت عمومی و انسجام اجتماعی تبدیل شده است. به همین دلیل، اتحادیه اروپا، کشورهای اسکاندیناوی، کانادا، سنگاپور و استرالیا سرمایهگذاری گستردهای در حوزه سواد رسانهای و تابآوری شناختی انجام دادهاند.
برای نمونه، فنلاند که سالهاست در رتبههای نخست تابآوری در برابر اطلاعات نادرست قرار دارد، آموزش سواد رسانهای را از مقاطع ابتدایی وارد نظام آموزشی کرده است. دانشآموزان تنها خواندن و نوشتن نمیآموزند؛ بلکه یاد میگیرند چگونه منبع خبر را بررسی کنند، میان واقعیت و تحلیل تفاوت بگذارند، انگیزه تولیدکننده محتوا را بشناسند و پیش از بازنشر هر مطلبی، درباره اعتبار آن تامل کنند. این تجربه نشان میدهد مصونیت جامعه در برابر جنگ روایتها، بیش از آنکه با محدودیت اطلاعات حاصل شود، با افزایش قدرت تحلیل مخاطبان به دست میآید.
در ایران نیز اهمیت این موضوع دوچندان است. هرگاه فضای عمومی کشور تحت تاثیر منازعات سیاسی، اختلاف دیدگاهها یا رخدادهای مهم قرار میگیرد، حجم عظیمی از تحلیلها، روایتها، تفسیرها و اخبار در فضای مجازی منتشر میشود. بخشی از این محتوا حاصل رقابت طبیعی دیدگاههای سیاسی است، بخشی ممکن است ناقص یا نادقیق باشد و بخشی نیز میتواند با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی یا تشدید شکافهای اجتماعی تولید و بازنشر شود. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه مخاطب آن است که میان خبر، تحلیل، شایعه، برداشت شخصی و عملیات روانی تفاوت قائل شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای جنگ شناختی آن است که تلاش میکند ذهن مخاطب را از مسائل اصلی به حاشیهها منتقل کند. هرچه جامعه بیشتر درگیر هیجانهای مقطعی، دوقطبیهای فرسایشی و مجادلات پایانناپذیر شود، فرصت کمتری برای پرداختن به مسائل اساسی مانند رشد اقتصادی، تولید، علم، سرمایه اجتماعی، امنیت، رفاه و توسعه باقی میماند. از همین رو، مدیریت توجه عمومی به یکی از مهمترین عرصههای رقابت رسانهای تبدیل شده است.
این موضوع البته به معنای نادیده گرفتن نقد، گفتوگو یا تفاوت دیدگاهها نیست. جامعه پویا، جامعهای است که امکان نقد و تبادل نظر در آن وجود داشته باشد. اما تفاوت مهمی میان نقد مسئولانه و گرفتار شدن در موجهای هیجانی وجود دارد. نقد زمانی سازنده است که بر پایه اطلاعات معتبر، تحلیل مستند و رعایت منافع عمومی شکل بگیرد، نه بر اساس شایعات، تحریفها یا هیجانهای زودگذر.
در این میان، رسانههای حرفهای مسئولیتی دوچندان بر عهده دارند. رسانهای که سرعت را بر دقت ترجیح دهد، یا رقابت برای جذب مخاطب را جایگزین راستیآزمایی کند، ناخواسته میتواند به گسترش آشفتگی اطلاعاتی کمک کند. در مقابل، رسانه حرفهای با تفکیک خبر از تحلیل، بررسی منابع، پرهیز از تیترهای هیجانی و پایبندی به اصول اخلاق رسانه، به تقویت اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی کمک میکند.
در کنار رسانهها، هر شهروند نیز امروز یک مسئولیت رسانهای بر دوش دارد. هر بار که مطلبی را بازنشر میکنیم، در حال اثرگذاری بر ذهن دیگران هستیم. هر بار که بدون بررسی، خبری را میپذیریم یا منتشر میکنیم، ممکن است ناخواسته بخشی از زنجیره انتشار اطلاعات نادرست شویم. بنابراین، مسئولیت شهروندی در عصر دیجیتال تنها به مصرف آگاهانه اطلاعات محدود نمیشود؛ بلکه انتشار مسئولانه اطلاعات را نیز در بر میگیرد.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از متخصصان ارتباطات، قرن حاضر را «عصر سواد رسانهای» مینامند. همانگونه که در گذشته خواندن و نوشتن شرط مشارکت در جامعه بود، امروز توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از اطلاعات گمراهکننده، به یکی از مهمترین مهارتهای زندگی تبدیل شده است.
در نهایت، امنیت شناختی پیش از آنکه مسئولیتی برای نهادها باشد، مسئولیتی برای تکتک ماست. گوش، همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردهاند، دروازه ورود پیام به ذهن و دل است. اگر این دروازه با آگاهی، عقلانیت و سواد رسانهای محافظت شود، میتواند امید، اعتماد و انسجام ملی را تقویت کند؛ اما اگر بیمحابا در برابر هر روایت و هر موج خبری گشوده شود، زمینه فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف همبستگی ملی را فراهم خواهد کرد.
در روزگاری که نبرد اصلی بر سر تصرف ذهنهاست، شاید مهمترین مسئولیت هر شهروند این باشد که پیش از شنیدن، باور کردن و بازنشر دادن، لحظهای درنگ کند؛ زیرا گاهی سرنوشت یک جامعه، نه در میدانهای نبرد، بلکه در انتخاب آگاهانه آنچه میشنود و آنچه باور میکند، رقم میخورد.اگر قرار باشد این یادداشت برای خبرگزاری تسنیم منتشر شود، میتوان آن را با ادبیات راهبردیتر، ارجاع به مفاهیم «جهاد تبیین»، «سرمایه اجتماعی» و نمونههای مشخص جنگ شناختی در بحرانهای بینالمللی(مانند جنگ اوکراین، غزه و انتخابات کشورهای غربی) نیز غنیتر کرد.
انتهای پیام/.