آخرین دیدار؛ آنچه دیدم هزاران دست بود که بر هزاران سر کوبیده می‌شد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شهید سردار بهرام حسینی مطلق معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح بود که در روز 9 اسفند 1404 در بیت رهبری همراه مقتدای خودش به شهادت رسید. زهرا خانم دختر این شهید عزیز حالا تنها دیدارش با آقا را به عنوان فرزند شهید روایت می‌کند:

وقتی وارد کوچه منتهی به زینبیه شدم متوجه حضور دخترهای زیادی شدم که با همه آنها یک وجه اشتراک داشتم، همه داغ پدرانی را در سینه داشتیم که هیچ کدام دنیای بدون آقا را تاب نمی‌آوردند. از بین آنها دختر شهیدان محققی، خادمی، سلیمانی، تنگسیری، سلامی و ... رو شناختم.

در این 4 ماه مدام این حسرت را داشتیم که فرزند شهید شدیم ولی مثل قبلی‌ها امکان ملاقات آقا رو نداریم. اما انگار آقا نخواست ما هم حسرت به دل بمانیم. البته از قبل به ما نگفته بودند قرار است پیکر آقا را برای وداع به زینبیه بیاورند. قاری مجلس این خبر را داد و همان ابتدا حرفی زد که دیگر نیازی به سخنران و مداح و ... نبود. قاری که خود از عوامل اجرایی بیت رهبری بود نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد و از روح بلند امام شهید بابت همه کم‌کاری‌ها عذرخواهی کرد و با امام رشید پیمان بست که کم و کاستی‌های گذشته را جبران خواهد کرد.

از این به بعد آن چه که من دیدم، عین به عین صحنه‌ای بود که در قاب تلویزیون از سال 68 دیده بودم: مردانی که از شدت غم به جنون رسیدن و هر طور هست می‌خواهند خود را به جایگاه امام برسانند و انگار بعد از این کار دلیل دیگری برای زندگی ندارند. وقتی بعد از 2 ساعت انتظار، پیکر آقا وارد شد برای منی که وسط سالن ایستاده بودم، چیزی دیده نمی‌شد جز هزاران دست که بر هزاران سر کوبیده می‌شد. خانم‌هایی را دیدم که از شدت فشاری که بر قلب داشتن، خروج با برانکارد را به خروج عادی ترجیح دادند و در حال غش هم روی برانکارد گریه می‌کردند و مردانی که همچون دخترکان نوجوان برای داغ پدر امت زار می‌زدند.

در یک کلام، محشری بر پا شد در زینبیه‌ی بیت رهبری که وصف شدنی نبود.

انتهای پیام/