بحران نسل و تاکتیک در فوتبال آلمان
- اخبار ورزشی
- اخبار فوتبال جهان
- 13 تير 1405 - 14:17
به گزارش خبرگزاری تسنیم، تیم ملی فوتبال آلمان پس از پایان حضورش جام جهانی 2026 با موجی از انتقادهای گسترده مواجه شده است؛ انتقادهایی که تنها متوجه سرمربی پیشین این تیم، یولیان ناگلزمن نیست، بلکه ساختار کلی تیم، کیفیت بازیکنان و روند بازسازی فوتبال ملی این کشور را نیز زیر سؤال برده است.
آلمان در این رقابتها نه تنها از نظر نتایج، بلکه از نظر کیفیت فنی نیز عملکردی پایینتر از انتظار داشت. تنها پیروزی قاطع این تیم برابر کوراسائو با نتیجه 7 بر یک رقم خورد؛ دیداری که حتی در آن مسابقه نیز آلمان موفق به ثبت کلینشیت نشد. آلمان در سایر دیدارها برابر تیمهایی مانند ساحل عاج، اکوادور و پاراگوئه با مشکلات جدی در سازماندهی دفاعی و خلق موقعیت روبرو بود.
پس از حذف آلمان در مرحله یکهشتم نهایی، جاشوا کیمیش به صراحت اعلام کرد که تیمش تنها در یک مسابقه عملکردی قاطع و باثبات داشته و در سایر دیدارها از استانداردهای لازم فاصله گرفته است. این اظهارات عملاً تأییدی بر بحران عملکردی تیم در طول تورنمنت بود.
انتقادهای تاکتیکی به ناگلسمان و تصمیمهای بحثبرانگیز
عملکرد فنی آلمان در این رقابتها با انتقادهای جدی نسبت به تصمیمهای کادر فنی همراه شد. ناگلزمن با مجموعهای از پرسشهای بیپاسخ در حوزه ترکیب و چینش بازیکنان مواجه بود. از جمله تصمیمهای بحثبرانگیز میتوان به بازگرداندن مانوئل نویر به ترکیب اصلی اشاره کرد؛ در حالی که او پس از یورو 2024 از تیم ملی خداحافظی کرده و پیش از آغاز جام جهانی حتی یک بازی ملی انجام نداده بود.
همچنین استفاده مداوم از جاشوا کیمیش در پست دفاع راست، در حالی که تواناییهای او در خط میانی به عنوان نقطه قوت اصلی شناخته میشود، از دیگر موضوعات مورد انتقاد کارشناسان بود. از سوی دیگر، حضور ثابت لروی سانه در ترکیب اصلی به ویژه با توجه به افت عملکرد و دوری طولانیمدت او از سطح اول فوتبال باشگاهی اروپا با پرسشهایی همراه شد.
منتقدان معتقدند آلمان در بسیاری از مسابقات فاقد برنامه شروع بازی منسجم بوده و تیم اغلب پس از دقایق ابتدایی وارد جریان مسابقه میشده است؛ مسئلهای که به ضعف در آمادهسازی تاکتیکی نسبت داده میشود.
مقایسه با یورو 2024؛ افت کیفیت یا تغییر نسل؟
در مقایسه با جام جهانی 2026، عملکرد آلمان در یورو 2024 تصویر متفاوتتری ارائه میداد. هرچند این تیم در آن رقابتها نیز از دور مسابقات کنار رفت اما کیفیت بازی، انسجام تاکتیکی و توان خلق موقعیتها به مراتب بالاتر از وضعیت فعلی ارزیابی میشد.
تیم ملی آلمان در یورو 2024 ساختار منظمتری در فاز مالکیت توپ داشت و فشار تهاجمی آن نیز پایدارتر بود. در نهایت، این تیم تنها در برابر قهرمان نهایی یعنی اسپانیا و آن هم در وقتهای اضافه مرحله یکچهارم نهایی شکست خورد؛ شکستی که از نظر فنی کمتر به ناتوانی و بیشتر به جزئیات مسابقه نسبت داده شد.
در مقابل، در جام جهانی 2026، آلمان در بسیاری از دقایق بازی دچار بینظمی در گردش توپ و کاهش سرعت انتقال شد؛ موضوعی که به اعتقاد تحلیلگران، نشاندهنده افت کیفیت در برخی پستهای کلیدی است.
به باور کارشناسان، تفاوت اصلی میان این دو تورنمنت نه صرفاً در عملکرد سرمربی، بلکه در کاهش کیفیت و عمق ترکیب بازیکنان کلیدی در خط میانی و کاهش نقش رهبران تاکتیکی تیم بوده است.
بحران هافبک؛ جای خالی کروس و گوندوگان
یکی از جدیترین مشکلات ساختاری تیم ملی آلمان فقدان بازیکنانی در سطح تونی کروس و ایلکای گوندوگان است؛ دو بازیکنی که در سالهای گذشته نقش مغز متفکر خط میانی تیم را بر عهده داشتند.
آلمان در غیاب این دو مهره کلیدی در کنترل ریتم بازی، انتقال توپ از دفاع به حمله و مدیریت لحظههای تحت فشار دچار مشکل شده است. همین مسئله باعث شده فشار بیشتری بر سایر بازیکنان مانند جاشوا کیمیش وارد شود؛ بازیکنی که گاهی مجبور شده بین نقش دفاع راست و هافبک مرکزی در نوسان باشد.
پیشنهادهایی برای بازسازی ساختار خط میانی از جمله استفاده دائمی از کیمیش در مرکز زمین مطرح شده است. با این حال، این تغییر خود چالش جدیدی در سمت راست دفاعی ایجاد میکند؛ جایی که آلمان هنوز جایگزینی در سطح استانداردهای گذشته خود پیدا نکرده است.
نسل جدید؛ موسیالا و ویرتس زیر فشار انتظارات
در میان امیدهای فوتبال آلمان، نامهای جمال موسیالا و فلوریان ویرتس بیش از دیگران مطرح بودهاند اما عملکرد آنها در جام جهانی 2026 مطابق انتظار پیش نرفت.
موسیالا به دلیل درگیری با مصدومیتهای متوالی، بخش مهمی از فصل را از دست داد و هرگز به آمادگی کامل مسابقهای نرسید. در نتیجه، او نتوانست نقش یک بازیساز تعیین کننده را برای تیم ایفا کند.
در سوی دیگر، ویرتس پس از یک فصل فشرده در سطح باشگاهی و فشار بالای انتظارها با افت نسبی در تأثیرگذاری وارد رقابتها شد. اگرچه او همچنان در خلق موقعیت نقش داشت اما نتوانست به نقطه اتکای اصلی تیم تبدیل شود؛ نقشی که بسیاری انتظار داشتند بر دوش او باشد.
خط حمله و دفاع؛ کمبود مهرههای کلاسیک
تیم ملی آلمان در خط حمله همچنان با نبود یک مهاجم کلاسیک و تمامکننده مواجه است. بازیکنانی مانند کای هاورتز نتوانستهاند نقش یک شماره 9 تمامعیار را ایفا کنند. گزینههای جایگزین نیز هنوز به سطح مهاجمان کلاسیک تاریخ فوتبال آلمان مانند میروسلاو کلوزه یا ماریو گومز نزدیک نشدهاند.
در خط دفاع نیز افزایش سن برخی بازیکنان کلیدی و کاهش ثبات در عملکرد برخی مدافعان باعث افزایش آسیبپذیری تیم در لحظههای حساس شده است.
مسئله فراتر از تغییر سرمربی
با وجود پایان کار یولیان ناگلزمن در تیم ملی، تحلیلها نشان میدهد مشکلات آلمان صرفاً به نیمکت مربیگری محدود نیست.
این تیم با بحران جدی در تولید نسل جدید بازیکنان در برخی پستهای کلیدی، کاهش کیفیت در خط میانی و نبود رهبران تاکتیکی در سطح جهانی مواجه است. از این منظر، برکناری سرمربی به تنهایی قادر به حل این بحران ساختاری نخواهد بود.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، فوتبال آلمان نیازمند یک بازنگری عمیق در سیستم پرورش بازیکن و بازتعریف نقشهای کلیدی در زمین است؛ در غیر این صورت، جای خالی بازیکنانی در سطح کروس، لام و کلوزه همچنان احساس خواهد شد و تغییرات روی نیمکت تنها صورت مسئله را پاک میکند و راه حلی برای مشکل فعلی نخواهد بود.
انتهای پیام/