پلیس تراز انقلاب؛ مظهر اقتدار و رأفت در مکتب رهبر شهید
- اخبار استانها
- اخبار استان تهران
- 13 تير 1405 - 09:10
به گزارش خبرگزاری تسنیم از غرب استان تهران، امنیت همواره به عنوان یکی از اساسیترین نیازهای جوامع بشری و بستر اصلی پیشرفت و توسعه در هر کشوری شناخته میشود. در نظام جمهوری اسلامی ایران، این مقوله فراتر از حفظ نظم فیزیکی، با مفاهیم عمیق اخلاقی، معنوی و عدالتمحوری گره خورده است. در این میان، نیروی انتظامی به عنوان مظهر حاکمیت و بازوی اجرایی تأمین امنیت، وظیفهای بس خطیر بر عهده دارد تا ضمن حفظ اقتدار، پناهگاهی امن و مهربان برای شهروندان باشد.
در شرایط کنونی که دشمنان با جنگ ترکیبی و عملیات روانی، امنیت ذهنی و اخلاقی جامعه را هدف قرار دادهاند، بازخوانی اندیشهها و سیره مدیریتی رهبران و الگوهای تراز انقلاب اسلامی، بیش از پیش ضرورت مییابد. بررسی نگاه مکتبی به مسئله امنیت، قانونمداری و مردمداری، میتواند نقشه راهی روشن برای حافظان امنیت ترسیم کند تا در برابر چالشهای پیچیده امروز، با بصیرت و کارآمدی بیشتری عمل کنند.
سبک زندگی، سلوک معنوی و روش مدیریتی حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای «رهبر شهید» که تجلی روشنی از پیوند اخلاق، قانون و مدیریت جهادی بود، گنجینهای ارزشمند برای تمامی مسئولان، به ویژه فرماندهان و کارکنان خدوم فراجا محسوب میشود. درک چگونگی تلفیق اقتدار با رأفت اسلامی و پیوند دادن مشروعیت الهی با مقبولیت مردمی در اندیشه ایشان، نیاز امروز ساختار حکمرانی و تأمین امنیت در کشور است.
برای واکاوی دقیقتر این مفاهیم و بررسی ابعاد مختلف اندیشههای راهبردی در حوزه امنیت و پلیس تراز انقلاب، خبرنگار خبرگزاری تسنیم گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام حسین فیروزی، رئیس عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران ترتیب داده است. در ادامه، مشروح این مصاحبه را میخوانید:
تسنیم: به عنوان نخستین سؤال، نگاه رهبر شهید به مقوله امنیت و جایگاه اقتدار پلیس در جامعه چگونه تبیین میشود؟
نگاه راهبردی به جایگاه پلیس در تراز انقلاب اسلامی، همواره بر ضرورت برقراری معادلهای دقیق میان «اقتدار توأم با رأفت» و «عدالتمحوری» استوار است. در این دیدگاه، پلیس باید هم مظهر صلابت و قدرت نظام اسلامی باشد و هم بتواند سرمایه اجتماعی عظیم خود را با مهربانی، عطوفت و خدمترسانی صادقانه حفظ کرده و ارتقا بخشد. ایشان مقوله امنیت را صرفاً یک وظیفه اداری نمیدیدند، بلکه آن را «نعمت درجه اول الهی» و از ارکان غیرقابل انکار پیشرفت مادی و معنوی کشور برمیشمردند. از این منظر، سلب امنیت بدترین بلایی است که میتواند بر سر یک ملت آوار شود و در مقابل، پلیس به عنوان مظهر حاکمیت و عامل میدانی تأمین این امنیت، نقشی کلیدی، مقدس و بیبدیل ایفا میکند.
نکته حائز اهمیت در این اندیشه، تعریف دقیق از مفهوم «اقتدار» است. تأکید اصلی بر اقتدار پلیس است، اما این اقتدار هرگز نباید با ظلم، خشونت بیجا یا بیمهارتی اشتباه گرفته شود. الگوی پلیس غربی و هالیوودی که غالباً با سرکوب و ظلم همراه است، در این مکتب به شدت طرد و رد میشود. الگوی مطلوب ما، اقتداری است که در کنار عدالت، مروت و ترحم تعریف شود، به عبارتی، پلیس باید هم در برابر مظلومان مظهر مهربانی و پناهگاه باشد و هم بتواند با قاطعیت و صلابت تمام با مجرمان، هنجارشکنان و متعرضان به حقوق مردم برخورد کند.
علاوه بر این، نحوه رفتار تکتک مأموران در میدان عمل بسیار حائز اهمیت است، چرا که یک رفتار نادرست یا برخورد خارج از چارچوب، میتواند تصویر کل مجموعه نیروی انتظامی را در ذهن افکار عمومی مخدوش سازد. هدف نهایی، ترسیم و تثبیت چهرهای از پلیس به عنوان «یار مهربان و مقتدر» و حافظی «عادل و هوشیار» است تا بالاترین سطح اعتماد مردمی جلب شود. همچنین باید توجه داشت که وظیفه پلیس امروز فراتر از امنیت فیزیکی خیابانهاست و شامل ابعاد پیچیدهتری نظیر مقابله با ناامنی روانی، ناهنجاریهای اخلاقی، مبارزه با قاچاق و به ویژه تأمین امنیت در فضای مجازی میشود؛ فضایی که دشمنان به صورت جدی برای نفوذ و ضربه زدن از آن بهرهبرداری میکنند.
تسنیم: پایبندی عملی و رعایت دقیق اخلاق و قانون توسط ایشان، چه تأثیری بر الگوپذیری و منش سایر مسئولان در نظام اسلامی داشت؟
بر اساس آموزهها و سیره عملی ایشان، التزام به اخلاق و قانون نه تنها یک وظیفه شرعی و فردی است، بلکه به عنوان یک اصل راهبردی برای تعالی جامعه و ضامن اصلی سلامت ساختار حکمرانی شناخته میشود. این التزام عملی، تأثیری عمیق، سازنده و چندلایه بر منش مسئولان دارد.
ایشان مفهوم عدالت را صرفاً در توزیع و تقسیم اموال مادی خلاصه نمیکردند، بلکه آن را در تمامی شئون حکمرانی، از جمله برخورد عادلانه با آحاد مردم، پرهیز از تهمتزنی، دوری از سوءظن و حفظ کرامت انسانی معنا میکردند و این امور را از مهمترین اهداف میانی بعثت انبیای الهی میدانستند. برای یک مسئول در نظام اسلامی، این بدان معناست که هرگونه تصمیمگیری، اجرا و قانونگذاری باید همواره با سنجهی دقیق عدالت و تقوا محک بخورد.
از سوی دیگر، با تأکید صریح بر اینکه در منطق اسلام اصطلاحاتی نظیر «آقازادگی» و ویژهخواری هیچ جایگاه و معنایی ندارد، بر برابری مطلق تمامی افراد جامعه در پیشگاه قانون پافشاری میکردند. مطالبه جدی ایشان، برخورد یکسان و بدون مماشات نهادهای قانونی با مسئولان ردهبالا و مردم عادی بود. این نگاه اصیل، به معنای اعلان جنگ و مبارزه بیامان با هرگونه تبعیض، رانت و فساد در تمامی سطوح حاکمیت است و تمامی مسئولان را به طور قاطع در برابر قانون و مردم ملزم به پاسخگویی و شفافیت میکند.
در بعد اخلاقی نیز، ایشان با تأسی و الگوبرداری از سیره نورانی پیامبر اعظم (ص)، همواره بر فضائلی چون صبر، تواضع، گذشت و سهلگیری در مسائل شخصی و سختگیری در بیتالمال تأکید داشتند. ایشان از مسئولان میخواستند که در تمامی تعاملات اجتماعی و اداری خود، اخلاقمداری و عطوفت اسلامی را سرلوحه کار خویش قرار دهند. به بیان روشنتر، این مکتب الگویی جامع از یک مدیر و مسئول «مؤمن، عادل، قانونمدار و اخلاقگرا» را ترسیم میکند که مجاهدت و تلاش او برای توسعه و پیشرفت کشور، هرگز از مسیر روشن شرع، قانون و اخلاق انسانی خارج نمیشود.
تسنیم: سلوک معنوی و عرفانی ایشان، چگونه از حصار فردیت خارج شده و بر نظم اجتماعی و تعاملات روزمره سایه افکنده بود؟
سلوک معنوی در این مکتب فکری، هرگز در انزوا، گوشهگیری و دوری از متن جامعه و دغدغههای مردم معنا و مفهومی پیدا نمیکند. معنویت در نگاه ایشان، روحی زنده و پویاست که باید بر تمامی پیکره نظم و حیات اجتماعی دمیده شود. در حقیقت، معنویت راستین و نظم و انضباط اجتماعی دو روی یک سکه محسوب میشوند و تفکیک آنها از یکدیگر در نظام فکری اسلام ناب، امکانپذیر نیست. این پیوند عمیق، مبنای اصلی تمدنسازی نوین اسلامی را تشکیل میدهد.
ایشان معنویت را به عنوان یک «عرفان جامعهگرا، مسئولیتپذیر و تمدنساز» تعریف و تفسیر میکنند؛ عرفانی که در متن زندگی روزمره، کوچه و بازار، و در محیط کار جاری و ساری است. این معنویت با مفاهیمی نظیر عدالتخواهی، عقلانیت و خدمت به خلق، پیوندی ناگسستنی دارد و در نقطه مقابل عزلتگزینی و رهبانیت صرفاً فردی قرار میگیرد. انسانی که به این سطح از معنویت دست مییابد، نمیتواند نسبت به ناهنجاریها و بینظمیهای اجتماعی بیتفاوت باشد.
این رویکرد متعالی، مفهوم انضباط و نظم اجتماعی را از یک اجبار قانونی خشک، به یک حرکت جوششی و پویا برای تعالی جمعی تبدیل میکند. بر این اساس، هر فردی در تعامل با سایر اعضای جامعه، نه تنها از ترس قانون، بلکه به واسطه یک وظیفه عمیق انسانی، الهی و اخلاقی، خود را برای آبادانی، حفظ امنیت و ارتقای جامعه مسئول میداند. در چنین جامعهای، قانونمداری ناشی از تقوای درونی افراد است و همین امر پایدارترین نوع نظم اجتماعی را رقم میزند.
تسنیم: در اندیشه ایشان، جایگاه رفیع ولایت با اصل مردمداری و نقشآفرینی آحاد جامعه چگونه تلفیق و تبیین شده بود؟
در نگاه راهبردی و عمیق مکتب انقلاب اسلامی، تلفیق میان جایگاه ولایت و نقش مردم، نه تنها یک تناقض یا پارادوکس سیاسی نیست، بلکه دقیقاً جوهره و مغز متفکر الگوی «مردمسالاری دینی» و راز اصلی ماندگاری و کارآمدی نظام اسلامی است. این تلفیق و درهمتنیدگی، بر دو رکن اساسی و غیرقابل تفکیک استوار است که ساختار حاکمیت را در برابر انحرافات بیمه میکند؛ نخست رکن الهی و دوم رکن مردمی.
پایه نخست، مشروعیت الهی است. حاکم و ولی در نظام اسلامی باید الزاماً از صفاتی والایی نظیر «تقوای الهی، علم، شجاعت و عدالت» برخوردار باشد و تمامی تصمیمات و اقدامات خود را بر اساس شریعت و احکام الهی تنظیم نماید. این پایه مستحکم، جهتگیری کلی نظام را مشخص کرده و مانع از انحراف حاکمیت به سمت دیکتاتوری یا عوامگرایی باطل میشود. در واقع، چارچوب اصلی حرکت را دین خدا تعیین میکند.
اما پایه دوم که به همان اندازه حیاتی است، پایه مردمی و فعلیت بخشیدن به این مشروعیت است. رأی، بیعت، همراهی و پذیرش عمومی مردم، شرط اساسی و قطعی برای فعلیت یافتن، استقرار و کارآمدی قدرت ولایت است. به تعبیر دقیق ایشان، حتی امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) با وجود دارا بودن حق مطلق الهی و نص صریح برای حکومت، تحقق و اعمال این حق را منوط به پذیرش، حضور و بیعت مختارانه مردم در صحنه میدانستند.این نشان میدهد که در نظام اسلامی، ولایت بدون پشتوانه و خواست مردم، دست به شمشیر نمیبرد و قدرت خود را بر جامعه تحمیل نمیکند.
تسنیم: مهمترین درسی که حافظان امنیت و فرماندهان پلیس میتوانند از سبک مدیریتی رهبر شهید انقلاب استخراج و عملیاتی کنند، چیست؟
مهمترین و جامعترین درسی که از سبک مدیریتی ایشان برای مجموعه پلیس و متولیان حوزه امنیت میتوان استخراج کرد، در یک مفهوم کلیدی خلاصه میشود: «مدیریت جهادی هوشمندانه». این مفهوم به معنای تلفیق ظریف و هنرمندانهی اقتدار و قاطعیت انقلابی با خردورزی نرمافزاری، تدبیر و مردمداری همهجانبه است. سبک مدیریتی ایشان، مدیران و فرماندهان را با صدای رسا به حضور مستمرِ میدانی، خروج از اتاقهای دربسته و لمسِ بیواسطهی واقعیتها و مشکلات فرامیخواند.
اما نکته طلایی اینجاست که این حضور میدانی باید با معنویت، اخلاص و اخلاق گره بخورد. برای یک فرمانده پلیس، این بدان معناست که در دل بحرانها، اغتشاشات و سختیها، دوشادوش و در کنار نیروهای تحت امر خود حضور داشته باشد و آنها را نه صرفاً با اهرمِ دستور، توبیخ و بخشنامههای اداری، بلکه با نیروی تقوا، برادری و اخلاص به کار و مجاهدت ترغیب کند. بزرگترین درس برای ساختار انتظامی کشور این است که امنیت پایدار و عمیق، با اتکایِ صرف به زورِ بازو، سلاح و تجهیزاتِ سختافزاری تأمین و تضمین نمیشود.
مدیریت مطلوب ایشان، همواره بر مقولاتی نظیر اقناع مستدل افکار عمومی، اعتمادسازی مستمر در جامعه، و گفتوگوی چهرهبهچهره و محترمانه با مردم تأکید ویژه داشته است. در میدان پیچیده امنیت، ابزارهای نرمافزاری همچون منش والا، اخلاق نیکو و رفتارِ جلبکننده، بسیار مؤثرتر و کارآمدتر از سختافزارها عمل میکنند. بهترین الگو برای یک نیروی پلیس در تراز انقلاب این است که «سرداری مقتدر، قاطع و سازشناپذیر در برابر مجرمان در کف خیابانها» باشد، در حالی که همزمان «منش و تواضع یک خادم مهربان و دلسوز برای مردم عادی» و «نگاه عمیق یک استراتژیست تیزبین» را در خود جمع کرده باشد؛ امنیتی که بر پایههای این سهگانه بنا شود، در برابر هر طوفان و فتنهای نفوذناپذیر و استوار خواهد ماند.
گفتوگو از: احسان همتی
انتهای پیام/