یادداشت| خوانشی قرآنی از تشییع رهبر شهید
- اخبار استانها
- اخبار مازندران
- 13 تير 1405 - 08:31
خبرگزاری تسنیم ـ یادداشت ـ حجتالاسلام حسن صالحی| در نگاه مادیگرایانه، تشییع جنازه، نقطه پایان یک زیست؛ لحظهای سنگین از وداع، سکوت و غلبه خاک بر کالبد است. اما در «جامعه قرآنی»، وقتی پیکر بیجان رهبری که در مسیر حق جان داده یا به شهادت رسیده است بر دستان ملت تشییع میشود، معادلات جهانبینی دگرگون میگردد. اینجا ما با یک پارادوکس شیرین و انسانی روبرویم: چشمان مردم خیس است، اما قلبها آرام؛ صدای ناله و ماتم بلند است، اما در عمق جان، جشنِ پیوند با ابدیت برپاست.
قرآن کریم این حقیقت را در آیهای تکاندهنده ترسیم میکند: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (آلعمران/ 169). در این مقاله، ابعاد مختلف این اجتماع عظیم را از منظر وحی و با نگاهی انسانی کالبدشکافی میکنیم.
1. بعد عاطفی-معنوی: نزول «سکینه» بر قلبهای مضطرب.
از منظر روانشناختی، فقدان یک رهبرِ پدرانه و راهبر، میتواند جامعه را دچار اضطراب، ترس از آینده و احساس یتیمی کند. اما در الگوی قرآنی، خون شهید و پیکر او، مجرای نزول «سکینه» (آرامش الهی) است.
خداوند میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّكِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا...» (فتح/ 4).
وقتی در میان انبوه جمعیت قدم میزنید، با صحنهای فراتر از یک سوگواری ساده روبرو میشوید. مادری که فرزندش را در راه این آرمان داده، پیرمردی که جوانیاش را در دفاع از این مرزها سپری کرده، و نوجوانی که تازه راه خود را یافته است، همگی در زیر سایه یک «آرامش مشترک» گام برمیدارند. تشییع رهبر شهید، یک رواندرمانی جمعی است؛ جایی که خونِ ریختهشده، مرهمی بر زخمهای بیقراریِ جامعه میشود و یقین به وعده الهی، بر هراس از آینده غلبه میکند.
2. بعد جامعهشناختی: تبدیل «ماتم» به «میثاق».
در جوامع سکولار، مرگِ رهبران به معنای پایان یک دوره سیاسی و آغازِ بحران جانشینی است. اما در جامعهای که با منطق قرآن زیست میکند، خیابانها در روز تشییع، از مسیرِ عبورِ یک تابوت، به «مسجدِ بیعتِ مجدد» تبدیل میشوند.
این اجتماع، تجسم عینی آیه معامله است: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ...» (توبه/ 111).
مردمی که در این تشییع شرکت میکنند، تنها یک پیکر را بدرقه نمیکنند؛ بلکه در حال امضای یک قرارداد عاشقانه با خداوند هستند. هر قدمی که بر آسفالت خیابان برداشته میشود، یک «بله»ی محکم به ادامه راه است. فریادهای «لبیک یا حسین» و «مرگ برآمریکا، مرگ بر اسرائیل و...» در این فضا، دیگر یک شعار سیاسیِ صرف نیست؛ بلکه تجدید پیمانِ یک امت با آرمانهای آسمانی خود است. رهبر شهید، از قیدِ محدودیتهای یک دفترِ کار رها شده و به «ملکِ طلقِ ملت» تبدیل میشود.
3. بعد هستیشناختی: عبور از «مرگ مادی» به «حیات اجتماعی».
قرآن کریم مرز میان مرگ و حیات را جابجا میکند: «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ» (بقره/ 154).
در روز تشییع، ما شاهدِ یک معجزه جامعهشناختی هستیم. کالبدی که در تابوت قرار دارد، در حال سپرده شدن به خاک است، اما «ایدهای» که آن کالبد نمایندگیاش را بر عهده داشت، در رگهای هزاران هزار انسانِ حاضر در خیابان جریان مییابد. رهبر شهید، با خون خود و با وداعِ باشکوهِ مردم، از یک «شخصیتِ تاریخی» به یک «نمادِ جاودانه» ارتقا مییابد. او دیگر متعلق به دیروز نیست؛ او به آینده تعلق میگیرد. مردم در این روز حس میکنند که دستِ رهبرشان از این پس، نه بر شانهها، که در دستانِ خداوند و در عمیقترین لایههای قلبِ تکتکِ آنهاست.
4. بعد تاریخی-تمدنی: پیوندِ امت با ریشههای کربلا.
تشییع رهبران شهید در الگوی انقلاب اسلامی، یک رویدادِ ایزوله و مقطعی نیست؛ بلکه حلقهای از یک زنجیرهی نورانی است که به کربلا و پیامبران الهی گره میخورد.
در این اجتماع، زمان و مکان در هم میشکند. اشکی که بر گونه پیرزنی جاری میشود، همان اشکی است که در صدر اسلام بر مزار پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) ریخته شده است. تشییع، یک «سفرِ تاریخی» است؛ امتِ حاضر در خیابان، شانهبهشانهی تاریخِ اسلام حرکت میکند و به خود یادآوری میکند که «ما در امتدادِ خونِ حسینیم». این بُعد از تشییع، به جامعه احساسِ «ریشهدار بودن» و «بینهایت بودن» میبخشد.
نتیجهگیری: خاک، آسمان و تداوم راه.
تشییع رهبر شهید در جهانبینی قرآن، نقطهی تلاقیِ «انسانِ فطری» و «حقیقتِ وحیانی» است. این مراسم، کالبدشکافیِ یک شکست نیست؛ بلکه جشنِ تولدِ یک «حیات طیبه» است.
وقتی تابوت به سوی خاک میرود، جامعه با چشمانی اشکبار اما ارادهای پولادین به سمتِ آینده باز میگردد. آنها آموختهاند که در مکتبِ قرآن، خون بر شمشیر پیروز است و پیکرِ رهبرِ شهید، نه بارِ سنگینِ یک وداع، که بذرِ روئیدهی درختی است که سایهی آن، پناهگاهِ نسلهای پس از او خواهد بود. خاک، تنها امانتدارِ یک کالبد است؛ اما آسمان، میزبانِ عهدی است که بر دستانِ یک ملت، جاودانه شده است.
یادداشت| حجتالاسلام حسن صالحی ـ معاون پژوهش مدرسه علمیه آمل
انتهای پیام/