روایتهای مارکسیستی از تاریخ شیعه
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 13 تير 1405 - 10:04
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته تاریخ جهان اسلام در یادداشتی تحلیلی افزود: واقعه عاشورا، بیش از آنکه صرفاً یک رخداد تاریخی باشد، بخشی از حافظه زنده و مستمر جهان اسلام است؛ حافظهای که طی قرنها در بستر نقلها، سوگواریها، مراثی و روایتهای گوناگون استمرار یافته و توانسته است پیوندی پایدار میان گذشته و اکنون برقرار کند. با این حال، همین گستردگی روایتها، همواره این پرسش را پیش روی پژوهشگران قرار داده است که نسبت میان واقعیت تاریخی عاشورا و بازنماییهای روایی آن چگونه باید فهم شود و مرز میان عاطفه دینی و حقیقت تاریخی در کجا قرار دارد؟
جعفریان خاطرنشان کرد:منابع تاریخی مربوط به واقعه عاشورا که تا قرن سوم هجری تدوین شدهاند، محدود و انگشتشمار هستند؛ مسئلهای که ضرورت دقت در تحلیل و ارزیابی گزارشهای تاریخی را دوچندان میکند.وی با برشمردن رویکردهای موجود در تاریخنگاری، افزود:یک رویکرد بر ثبت وقایع بدون مداخله قضاوتها و جانبداریها تأکید دارد و از آن با عنوان تاریخ واقعگرا یاد میشود و در مقابل، تاریخ تفسیری قرار دارد که در آن وقایع بر اساس نوعی گزینش و جهتگیری خاص بازنمایی میشوند و در قالب روایت شکل میگیرند. البته برخی اساساً وجود تاریخ واقعگرا را انکار میکنند و معتقدند همه اسناد و متون تاریخی، متأثر از پیشفرضها و داوریهای مورخان هستند.همچنین از منظر گروهی دیگر نیز تاریخ چیزی جز مجموعه روایتهایی که از گذشته باقی مانده نیست.
وی در تشریح دیدگاه سوم خاطرنشان کرد:تاریخ، ترکیبی از وقایع و روایتهای مورخان است و از این رو، پژوهش تاریخی وظیفه دارد با پالایش و تصحیح دادهها، تصویری علمیتر و نزدیکتر به واقعیت گذشته ارائه کند.در حقیقت، در این جا منظور، نفی روایت نیست، بلکه پاسداری از نسبت میان روایت و حقیقت است.از این منظر روایت زمانی از اعتبار ساقط میشود که پیوند خود را با واقعیت از دست بدهد و جایگزین تاریخ شود. همچنین اگر روضهخوانی را نوعی هنر بدانیم، باید توجه داشت که مخاطب در این عرصه با یک روایت مواجه است و نه صرفاً با مجموعهای از دادههای تاریخی و با این حال، روایت باید نسبت خود را با اصل واقعه حفظ کند.
رسول جعفریان خاطرنشان کرد:اگر داستان و حکایت بر کلیت حادثه غلبه پیدا کند، تحریف رخ خواهد داد؛ اما اگر پیامهای اخلاقی و چارچوبهای اصلی حادثه حفظ شود، ذکر مصیبت و روایتهای عاطفی میتوانند ارتباطی مثبت و سازنده با مخاطب برقرار کنند.از این رو سوگیری تنها مختص تاریخهای مذهبی نیست و تاریخهای ملیگرا نیز از این مسئله مصون نماندهاند.
پژوهشگر تاریخ اسلام در ادامه افزود:روایتهای ملی نیز گاه بخشی از واقعیت را قربانی جهتگیریهای خاص خود میکنند و نمونههایی از این مسئله را میتوان در فضای فکری شکلگرفته پیش از جنگ جهانی اول مشاهده کرد که تحت تأثیر ملیگرایی افراطی و نژادپرستی قرار داشت. از این رو برای فهم درست هر روایت، باید پیشفرضها و مبانی آن را شناخت، زیرا بدون شناخت این زمینهها، تحلیل تاریخی نیز دچار نقصان خواهد شد.
وی در ادامه با اشاره به نقش ایدئولوژی در تولید روایتهای تاریخی، افزود:جریانهای فکری مختلف، قرائتهایی متناسب با جهتگیریهای خود ارائه میکنند. مثلا روایتهای مارکسیستی از تاریخ ایدئولوژی نیز به سهم خود در شکلدهی به نوع روایتها تأثیرگذار است. البته در جریان فتوحات اسلامی، خشونتها و ستمهایی نیز رخ داده است، اما این بخش از واقعیت کمتر در منابع تاریخی بازتاب یافته است و در مقابل، درباره مغولان نیز اگرچه روایت غالب بر جنبههای خشونتآمیز آنان متمرکز شده، اما برخی دستاوردها و افقهای جدیدی که در دوره آنان پدید آمد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.همچنین کتاب فتوح الشام مشتمل بر روایتهایی است که بسیاری از آنها فاقد پشتوانه مستحکم سندی هستند و هرچه به دورههای متأخر نزدیک میشویم، جنبههای داستانی و روایی پررنگتر میشود و آثار ابوالحسن بکری نیز در میان آثار اهل سنت رواج فراوانی یافتهاند، اما واجد ویژگیهای آشکار داستانپردازی هستند.
حجت الاسلام جعفریان در ادامه با اشاره به رسوخ سنت قصهخوانی در فرهنگ مسلمانان، افزود:هزاران متن مربوط به مولدالنبی در میان اهل سنت رواج دارد که عمدتاً ماهیتی روایی و داستانی دارند و در میان شیعیان نیز آثاری چون روضةالصفا و ناسخالتواریخ بیشتر واجد ویژگیهای داستانی هستند.همچنین سنت قصهخوانی از زمان خلیفه دوم رواج یافت و به تدریج زمینه شکلگیری روایتپردازیهای گسترده را فراهم کرد؛ روندی که با مخالفت امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) همراه بود و محدثان نیز به دلیل آمیختگی اندک واقعیت با حجم گستردهای از داستانها، با قصهخوانان مخالفت میکردند.
این استاد دانشگاه تهران جعفریان در بخش دیگری از سخنان خود درباره منابع عاشورایی گفت:در کنار آثار روایی، منابع مستند و معتبر نیز درباره این واقعه وجود دارد.البته مقتل ابیمخنف از جمله منابع مهم در این زمینه است و آثاری همچون تاریخ طبری، طبقات ابن سعد و اخبار دینوری بیشتر بر وقایعنگاری تکیه دارند و جنبه تاریخی آنها بر روایت غلبه دارد.همچنین نسخهای جعلی از کتاب ابیمخنف برای سالها رواج یافته بود، اما مرحوم شیخ عباس قمی نشان داد که نسخه معتبر این اثر در تاریخ طبری حفظ شده است؛ نسخهای که در میان شیعیان چندان شناخته شده نبود.
حجت الاسلام رسول جعفریان در پایان یادداشت خود، تأکید دارد حافظه دینی، زمانی پایدار و اثرگذار خواهد ماند که از حقیقت فاصله نگیرد. همچنین عاشورا، برای ماندن در وجدان تاریخی مسلمانان، بیش از هر چیز نیازمند صداقت در روایت است؛ چراکه هر اندازه فاصله میان روایت و واقعیت بیشتر شود، امکان تحریف نیز افزایش مییابد و هرچه این نسبت استوارتر بماند، پیام اخلاقی و معنوی نهضت حسینی با شفافیت بیشتری به نسلهای آینده منتقل خواهد شد. بنابراین در این معنا، پاسداشت عاشورا تنها حفظ شور نیست، بلکه صیانت از شعور تاریخی نیز هست؛ زیرا حقیقت، مهمترین سرمایهای است که میتواند حافظه عاشورا را از فرسایش زمان و غلبه افسانه بر واقعیت مصون نگاه دارد.
انتهای پیام/