یادداشت| تبیین سلوک معنوی و ساختار هستی‌شناختی رهبر شهید

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، سلوک معنوی رهبر شهید، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به مثابه زیربنای شخصیت رهبر شهید، دریچه‌ای برای درک سایر ابعاد ایشان مانند مدیریت و ساده‌زیستی است.

در تحلیل شخصیت رهبران تمدن‌ساز، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، «توازن» میان ساحت‌های به‌ظاهر متناقض است؛ در شخصیت رهبر شهید، صلابتِ انقلابی در عرصه سیاست، نه در تقابل با لطافتِ عرفانی، بلکه در پیوند وثیق با آن قرار داشت.

این مقال به دنبال تبیین این حقیقت است که سلوک معنوی ایشان، نه یک امر شخصی و محبوس در خلوت، بلکه «موتور محرک» و «جهت‌دهنده» به تمام کنش‌های اجتماعی و سیاسی ایشان بود.

سلوک معنوی امام شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بر یک اصل کلیدی استوار بود و آن «حریت از غیر خدا، شرطِ حاکمیت بر نفس» بود؛ نگاه ایشان به هستی، نگاهی توحیدی بود که در آن، هرگونه تعلق به زخارف دنیوی، مانعی برای پرواز به سوی حق محسوب می‌شد.

این نگاه باعث شده بود که ایشان در مواجهه با قدرت‌های جهانی، کوچک‌ترین هراسی به دل راه ندهند؛ چرا که در هندسه ذهنی ایشان، قدرت‌های مادی در برابر اراده الهی، ناچیز بودند و این همان «شجاعت برخاسته از یقین» است که رهبر شهید را به قلّه‌ای از اعتماد‌به‌نفس ملی رساند.

یکی از نوآوری‌های شخصیتی ایشان، بازتعریفِ سلوک معنوی بود و در نگاه امام شهید، «عزلت» به معنای دوری از مردم نبود، بلکه به معنای «حضورِ بی‌پیرایه در میان مردم با قلبی متصل به ملکوت» بود و ایشان عرفان را از کنج خانقاه به کفِ خیابان و در متنِ دشواری‌های جامعه آوردند.

نمازهای شبِ طولانی و تضرع‌های نیمه‌ شب ایشان، نه برای تفاخر، بلکه برای «استمدادِ قدرت» جهت خدمت به مردم بوددو ایشان معتقد بودند که برای تغییر سرنوشت یک ملت، باید از مجرای اتصال با قدرت لایزال الهی، انرژی گرفت.

سلوک معنوی امام شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در «عدالت‌خواهی» تبلور می‌یافت و از نظر ایشان، سیاستِ بدون معنویت، ابزاری برای رسیدن به قدرت بوده اما سیاستِ مبتنی بر سلوک معنوی، ابزاری برای تحقق عدالت الهی است.

شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با نگاهی عارفانه به مردم، هر خدمت به یک انسان مظلوم را تکریمِ مخلوقِ خداوند می‌دانستند و این نگاه، «مردم‌داری» ایشان را از یک ترفند سیاسی به یک «وظیفه عبادی» ارتقا می‌داد.

آنچه رهبر شهید را به شخصیتی تاریخی تبدیل کرد، این بود که ایشان «خودسازی» را مقدمه «جامعه‌سازی» می‌دانستند و ایشان قبل از آنکه بخواهند ساختارهای اقتصادی یا سیاسی کشور را متحول کنند، بر اخلاص در عمل تأکید داشتند.

سلوک معنوی ایشان، «استاندارد اخلاقی» جامعه را بالا برد و به مسئولین آموخت که اگر قلب‌ها با خدا پیوند بخورد، حلِ سخت‌ترین گره‌های اقتصادی و فرهنگی، نه تنها ممکن، که لذت‌بخش خواهد بود.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/804/