نگاهی اقتصادی به مقاومت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز،  قاسم نجفی کاج‌آباد، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز طی یاداشتی به بررسی ابعاد مغفول جنگ اشاره کرده است.

جنگ؛ پدیده‌ای فراتر از محاسبات اقتصادی

در نگاه نخست، جنگ همواره با خسارت‌های مادی و انسانی همراه است، اما پرسش بنیادین این است که آیا اجتناب از جنگ به‌هر قیمتی، حتی با پذیرش صلح تحقیرآمیز، توجیه‌پذیر است؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند نگاهی فراتر از جداول اقتصادی است. نظریات متفاوتی در ادبیات اقتصادی وجود دارد؛ از کینزیسم نظامی که مخارج جنگی را محرک تقاضای کل در دوران رکود می‌داند، تا دیدگاه کلاسیک که تأمین دفاع مشترک را کارکرد ذاتی دولت می‌شمارد. با این‌حال، تجربه تاریخی نشان داده که جنگ صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه عاملی است که ساختار اجتماعی، سیاسی و روانی جوامع را دگرگون می‌کند و محاسبه هزینه‌های آن، هرگز در چارچوب مدل‌های مرسوم نمی‌گنجد.

هفت‌گانۀ تخریب؛ اثرات عمیق و غیرخطی جنگ بر توسعه

تحقیقات گسترده نشان می‌دهد که جنگ از هفت کانال اصلی بر توسعه انسانی تأثیر می‌گذارد: تخریب سرمایه‌های انسانی و فیزیکی، تنزل کیفیت منابع، اختلال در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، انحراف منابع از بخش‌های مولد به مخارج نظامی، کاهش ارزش دارایی‌ها به‌دلیل ریسک و نااطمینانی، کاهش پس‌انداز، و اثرات ترکیبی که بسیار فراتر از مجموع ابعاد جزئی است. این تأثیرات غیرخطی، نه تنها اقتصاد منطقه جنگ را فلج می‌کند، بلکه از طریق مکانیسم‌های غیرمستقیم مانند افت تحصیلی و کاهش سرمایه‌گذاری، تا سال‌ها گریبانگیر نسل‌های آینده خواهد بود. در چنین شرایطی، نادیده گرفتن ابعاد میان‌رشته‌ای جنگ، به‌معنای ساده‌انگاری در مدیریت بحران است.

صلح تحقیرآمیز؛ هزینه‌ای بزرگ‌تر از جنگ

تاریخ گواه است که گاهی پذیرش صلح به‌هر قیمت، خود زمینه‌ساز جنگ‌های ویرانگرتری می‌شود. معاهده ورسای پس از جنگ جهانی اول، سیاست مماشات در برابر آلمان نازی، و حتی برچیدن تأسیسات هسته‌ای لیبی در سال 2003 که با حمله نظامی غرب و فروپاشی دولت قذافی همراه شد، نمونه‌های تلخی از این واقعیت هستند. در مقابل، مقاومت به‌هنگام در برابر متجاوز، نه تنها هزینه‌های جبران‌ناپذیر آینده را کاهش می‌دهد، بلکه پیامد بازدارنده‌ای برای تهدیدات بعدی ایجاد می‌کند. از منظر اقتصاد سیاسی، هزینه فرصت تسلیم، چیزی جز از دست رفتن حاکمیت، وابستگی استراتژیک و تشویق دشمن به افزایش تدریجی مطالبات نیست.

جنگ دفاعی ایران؛ مشروع، عادلانه و اجتناب‌ناپذیر

با استناد به معیارهای چهارگانه منشور ملل متحد (دلیل عادلانه، آخرین راه‌حل بودن، تناسب، و شانس موفقیت)، ورود ایران به جنگ تحمیلی اخیر، کاملاً مشروع و ضروری بوده است. هدف دفاعی ایران، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی (که خود دارای سلاح هسته‌ای هستند) در حین مذاکرات، و شهادت فرماندهان ارشد و حتی رهبر شهید، همگی نشان از شفافیت هزینه‌های انسانی و مادی برای مردم دارد. همچنین پیشنهادهای 14 بندی ایران برای آتش‌بس و ایجاد سازوکار جلوگیری از جنگ‌های بزرگ‌تر در منطقه، مؤید این نکته است که جمهوری اسلامی نه تنها به دنبال دفاع از خود، بلکه خواهان ثبات در جنوب غرب آسیاست.

 جنگ «شر کمتر»؛ مدیریت تعارضات به جای صلح بی‌هویت

در نگاه واقع‌بینانه، جنگ یک «شر مطلق» نیست، بلکه در شرایط خاص، «شر کمتر» محسوب می‌شود. ارزش اصلی در گرو «دوری از جنگ» نیست، بلکه در «مدیریت عاقلانه تعارضات» و تشخیص موقعیت‌هایی است که صلح، بهایی گزاف‌تر از جنگ دارد. برای ایران، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، خط قرمزی است که با هیچ معیار اقتصادی قابل قیمت‌گذاری نیست. از این‌رو، هزینه‌های امروز مقاومت، نه تنها قابل پرداخت است، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای است که در آن، کشور عزت‌مندانه و بدون ذلت، تصمیم‌گیرنده سرنوشت خود خواهد بود.

 راهکارهای اقتصادی دوران جنگ؛ نظارت شفاف و اولویت معیشت

برای کاهش اثرات اقتصادی جنگ، دولت باید سیاست‌های پولی، مالی، تجاری و نظارتی را با رویکردی میان‌رشته‌ای به کار گیرد. مدیریت ذخایر ارزی، کنترل قیمت‌ها و دستمزدها، تأمین امنیت غذایی با اولویت مصرف‌کننده بر تولیدکننده، و محدودیت صادرات کشاورزی از جمله اقدامات مؤثر است، اما شرط موفقیت، جلوگیری از رانت‌جویی از طریق نهادهای نظارتی قدرتمند و شفاف است. همچنین تجربه نشان داده که اختیارات گسترده دولت بدون نظارت مجلس، نه تنها کارایی ندارد، بلکه به بحران دامن می‌زند.

در این میان، فعالیت مستمر مجلس شورای اسلامی و پرهیز از محاسبات سرانگشتی، ضامن بقای دولت در شرایط جنگی و حفظ سرمایه اجتماعی مردم خوزستان به‌عنوان خط مقدم دفاع از کشور خواهد بود.

انتهای پیام/