از 17 مه تا 26 ژوئن؛ سنگر محکم مقاومت مقابل توطئه تکراری علیه لبنان

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب تحلیل‌های مربوط به توافق تسلیم دولت غربگرای لبنان با رژیم صهیونیستی، دکتر فاضل الشرقی، عضو برجسته دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن در مقاله‌ای که در روزنامه الکترونیکی و فرامنطقه‌ای رای الیوم منتشر شد، درباره نقشه خطرناکی که علیه لبنان طراحی شده هشدار داده و نوشت: در 17 مه سال 1983 یک توافقنامه میان دولت وقت لبنان با رژیم صهیونیستی تحت نظارت آمریکا امضا شد که از نظر سیاسی به عنوان توافق 17 مه شناخته می‌شد. این توافق در آن زمان توسط بشیر جمیل، رئیس جمهور وقت لبنان در بحبوحه جنگ داخلی این کشور، تجاوز صهیونیست‌ها به لبنان و محاصره بیروت در سال 1982 امضا شد.

وجه اشتراک توافق‌های تسلیم 17 مه 1983 و 26 ژوئن 2026

از جمله مفاد کلیدی توافق 17 مه می‌توان به این موارد اشاره کرد: عقب نشینی تدریجی ارتش اسرائیل از لبنان، ترتیبات امنیتی در جنوب لبنان، ایجاد مناطق به اصطلاح امن و عادی سازی روابط تجاری، اقتصادی و ارتباط میان دو طرف.

در آن زمان نیروها و رهبران سیاسی ملی لبنان و همچنین سوریه و چند کشور عربی دیگر، این توافقنامه را به شدت رد کردند و نیروهای ملی در لبنان مبارزه بزرگی را آغاز نمودند تا اینکه در کمتر از یک سال بعد از امضای آن، این توافقنامه به طور کامل لغو و باطل شد.

اما امروز در تاریخ 26 ژوئن 2026 دولت لبنان و رژیم اشغالگر صهیونیستی تحت نظارت آمریکا توافقی را در واشنگتن امضا کرده‌اند که شامل همان مفاد توافق 17 مه 1983 و حتی بدتر از آن، اما با عباراتی متفاوت بود.

این توافقنامه بسیار خطرناک است و هدف آن مشروعیت بخشیدن به اشغال و سلطه آن بر لبنان است و خطر درگیری داخلی و جنگ داخلی را به همراه دارد. این امر مستلزم تلاش ملی هماهنگ لبنانی‌ها برای شکست آن و سرنگونی دولت فعلی بدون تأخیر است.

سندی برای قیمومیت آمریکایی-صهیونیستی بر لبنان

این توافقنامه، در اصل، صرفاً یک سند سیاسی گذرا نیست، بلکه تلاشی سیستماتیک از سوی آمریکا و اسرائیل برای بازتولید مدل «قیمومیت» بر لبنان، تحت عناوین پر زرق و برقی مانند «ثبات» و «حفاظت از حاکمیت» است. همه این عناوین برای پنهان کردن یک پروژه عمیق‌تر استفاده می‌شوند: انحلال مقاومت، از بین بردن پایگاه حمایت مردمی حزب‌الله و عادی‌سازی روابط با دشمن صهیونیستی از طریق توافقنامه‌های امنیتی و اداری.

این توافق، خدمت قابل توجهی به اسرائیل در توسعه‌طلبی و اشغال آن می‌کند و در نهایت منجر به تحقق پروژه «اسرائیل بزرگ» می‌شود. این امر، این توافق را خطرناک‌تر از توافق قبلی در 17 مه سال 1983 می‌کند، زیرا در شرایطی امضا شده که وضعیت منطقه کاملا متفاوت بوده و مقاومت در اوج قدرت و آمادگی خود قرار دارد و هرگونه تلاش برای دور زدن این واقعیت‌ها با قیام مردمی بی‌سابقه مواجه خواهد شد.

توافقی برای نجات صهیونیست‌ها و کلاه بزرگ بر سر دولت لبنان

این توافقنامه چارچوبی بعد از امضای یادداشت تفاهمی میان آمریکا و ایران حاصل شد که بند اول آن بر لزوم توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی و عقب نشینی و پایان اشغالگری این رژیم در لبنان تاکید دارد؛ به ویژه در سایه پایداری قابل توجه مقاومت که تلاش‌های اسرائیل برای تجاوز تمام عیار به لبنان را ناکام گذاشت و خسارات سنگینی در سطح تجهیزات و نیروها به ارتش صهیونیستی وارد ساخت.

بنابراین توافق مذکور با هدف نجات صهیونیست‌ها بعد از شکست سنگین آنها مقابل حزب الله، مشروعیت بخشیدن به اشغالگری رژیم صهیونیستی در خاک لبنان و معاف کردن آمریکا از اجرای بند اول توافق با ایران که مربوط به لزوم آتش بس جامع در لبنان است، تدوین شده است.

پروژه آمریکا برای ورود ارتش جولانی به لبنان

در اینجا لازم است یادآوری کنیم که ارتش وقت سوریه در بهار سال 1976 به درخواست رسمی سلیمان فرنجیه، رئیس جمهور وقت لبنان، در طول جنگ داخلی این کشور وارد لبنان شد و هدف آن محافظت از لبنان، صلح داخلی و مقابله با تهدید تجاوزات و اشغالگری‌های صهیونیست‌ها بود که همین اتفاق هم افتاد و ارتش وقت سوریه تا زمان خروج خود از لبنان در سال 2005 نقش مثبتی در دفاع از لبنان و حفظ صلح داخلی آن ایفا کرد.

اما امروز آمریکا در حال هموار کردن راه برای مداخله جدید سوریه در لبنان است؛ با این تفاوت که رژیم کنونی حاکم بر سوریه کاملا تحت دستورات و خواسته‌های ایالات متحده و رژیم صهیونیستی عمل می‌کند. در این زمینه اخیراً دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفت که ترتیبات ویژه‌ای را همراه با احمد الشرع (ابومحمد جولانی) تدوین می‌کند و وظیفه مقابله با حزب الله به ارتش سوریه سپرده خواهد شد.

پروژه مداخله جدید سوریه در لبنان یک تلاش مخرب و منحرف آمریکایی است که به جای محافظت از لبنان در برابر اشغالگری صهیونیست‌ها، اکنون قرار است ابزاری برای ضربه زد نو از بین بردن مقاومت به نمایندگی از اسرائیل و آمریکا باشد. این سناریو یک طنز تاریخی غم‌انگیز را به همراه دارد: سوریه - که دهه‌ها با اسرائیل جنگیده و در محافظت از لبنان و حفظ امنیت و ثبات آن نقش داشته است - برای خدمت به رژیم اشغالگر اسرائیل و ضربه زدن به مقاومت اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بزرگترین خطر در این واقعیت نهفته است که این مداخله تحت پوشش «مشروعیت» دولتی انجام می‌شود، در حالی که نیروهای فعال و ملی لبنان از هرگونه تصمیم حیاتی که بر آینده کشور تأثیر می‌گذارد، کنار گذاشته شده‌اند.

سد محکم مقاومت در برابر توافق ننگ و توطئه‌های آمریکایی-صهیونیستی

بر همین اساس، ما انتظار داریم که سناریوهای گذشته البته به شکلی متفاوت در لبنان تکرار شوند و دولت این کشور رسماً درخواست مداخله سوریه در لبنان را به بهانه حفاظت از صلح مدنی، کمک به ارتش لبنان در استقرار خود، خلع سلاح مقاومت و سایر برچسب‌ها و بهانه‌های این چنینی مطرح کند.

اما ما همچنین اطمینان خاطر داریم که نیروهای ملی و آزاده لبنان هرگز اجازه نخواهند داد که این توافق تحقیرآمیز و خفت بار تصویب و اجرا شود و نیروهای مستقل و قدرتمند جدیدی نیز ظهور خواهند کرد که به رزمندگان مقاومت قهرمان لبنان می‌پیوندند و مبارزه واقعی را رهبری می‌کنند که همه این توطئه‌ها و اجرا کنندگان آن را از بین خواهد برد.

به طور خلاصه، صحنه امروز لبنان بذرهای یک رویارویی بزرگ بین دو پروژه را در خود حمل می‌کند: پروژه سلطه، عادی‌سازی و قیمومیت که توسط واشنگتن حمایت می‌شود و به دست دولتی که مشروعیت مردمی ندارد اجرا می‌گردد و پروژه مقاومت، آزادسازی و حاکمیت که از مشروعیت مردمی و حمایت واقعی منطقه‌ای برخوردار است.

در پایان می‌توان گفت، آنچه که امروز اتفاق می‌افتد صرفاً فصل جدیدی در یک مبارزه طولانی است، اما تفاوت آن، این است که مقاومت امروز آماده‌تر، مردم لبنان آگاه‌تر و کل منطقه در حال رد سلطه‌گری آمریکایی‌ها و صهیونیست‌هاست. این امر هر توافقی را که صراحتاً عقب‌نشینی کامل و بی‌قید و شرط رژیم صهیونیستی از هر وجب از خاک لبنان را تصریح نکند، صرفاً به تکه کاغذی تبدیل می‌کند که محکوم به شکست است، همانطور که توافق ننگین 17 مه 1983 با چنین سرنوشتی مواجه شد.

انتهای پیام/