«رلیشنیسم» در فوتبال؛ از دل برزیل تا رگههایی در فوتبال ژاپن و آلمان
- اخبار ورزشی
- اخبار فوتبال ایران
- 08 تير 1405 - 13:53
به گزارش خبرگزاری تسنیم، جام جهانی تبلور ایدهها و نگرشهای نوین فوتبال است. بدون هیچ تردیدی مربیان و تیمهایشان در این آوردگاه در بالاترین سطح دسترسی فلسفه، استراتژی و تاکتیک در فوتبال در این بازیها شرکت میکنند.
فوتبال در فصول مختلف خود شاید هیچگاه مانند دو دهه اخیر دستخوش تغییرات نبوده است، از زمان حضور پپ گواردیولا در بارسلونا و پایهگذاری مدل پوزیشنال یا فوتبال موقعیتی و در تقابل آن مدل بازی دایرکت و مستقیم شکلگیری پرس و کانترپرس که محور موفقیت تیمها شد؛ فوتبال دگرگونی خاصی را به خود دید.
فوتبال در سالهای اخیر تنها در سطح تغییر سیستمهای تاکتیکی دچار تحول نشده است، بلکه نوع نگاه به خود بازی نیز در حال تغییر است. اگر در گذشته نظم ساختاری، جایگاههای ثابت و تقسیمبندی دقیق زمین محور اصلی طراحی تیمها بودند، در برخی جریانهای نوظهور تاکتیکی تمرکز بهتدریج از «موقعیت» به «رابطه» میان بازیکنان منتقل شده است، در این رویکرد، بهجای اینکه محل ایستادن بازیکنها مهم باشد، نحوه ارتباط و هماهنگی آنها با هم در جریان بازی اهمیت پیدا کرده است، این رویکرد که در ادبیات تحلیلی فوتبال با عنوان رلیشنیسم Relationism (رابطهگرایی) شناخته میشود، بیش از آنکه یک سیستم مشخص باشد، نوعی فلسفه بازی است که در آن تیم بهجای اتکا به ساختارهای ایستا، بر تعاملات لحظهای و پویای بازیکنان استوار میشود.
در رلیشنیسم، نقشهای سنتی و از پیش تعریفشده اهمیت کمتری پیدا میکنند. بازیکنان در جریان بازی بهطور مداوم در حال جابهجایی هستند و ساختار تیمی شکل ثابتی ندارد، آنچه بازی را پیش میبرد، کیفیت ارتباط میان بازیکنان، فاصلههای پویا و توانایی خلق هماهنگی در لحظه است، در چنین مدلی، فوتبال بیشتر به یک شبکه زنده و در حال تغییر شباهت دارد تا یک نقشه از پیش طراحیشده. تصمیمگیریها نه بر اساس جایگاه ثابت، بلکه بر اساس وضعیت لحظهای توپ، همتیمیها و فشار حریف شکل میگیرد.
این رویکرد را میتوان در تقابل با فوتبال پوزیشنال تحلیل کرد؛ مدلی که در سالهای اخیر و بهویژه تحتتأثیر مربیانی مانند پپ گواردیولا به استاندارد اصلی فوتبال مدرن تبدیل شده است. در فوتبال پوزیشنال، زمین به منطقههای مشخص تقسیم میشود و هر بازیکن مسئول حفظ موقعیت خود در ساختار تیمی است. هدف اصلی، ایجاد برتری عددی در نقاط مختلف زمین و کنترل فضا از طریق نظم و جایگیری دقیق است، در مقابل، رلیشنیسم این منطق را بازتعریف میکند و بهجای تمرکز بر اشغال فضا، بر خلق فضا از طریق حرکت و ارتباط تأکید دارد.
در این چارچوب، سیالیت ساختاری یکی از ویژگیهای اصلی محسوب میشود. تیم در طول بازی میتواند بارها شکل خود را تغییر دهد و بازیکنان نقشهای متفاوتی را در فازهای مختلف بازی ایفا کنند. فشردگی درونتیمی و نزدیکی بازیکنان به یکدیگر نیز اهمیت بالایی دارد، زیرا امکان ایجاد مثلثهای پاس و گردش سریع توپ را فراهم میکند. چرخش پستی نیز از دیگر ویژگیهای این رویکرد است؛ بهگونهای که مدافعان در فاز حمله مشارکت میکنند و بازیکنان هجومی در مراحل ساخت بازی عقب میآیند، در نهایت، برتری در این مدل نه از طریق طراحی اولیه، بلکه از دل حرکت و هماهنگی لحظهای به دست میآید.
یکی از مهمترین نمونههای اجرای این رویکرد در فوتبال معاصر، تیمهای تحتهدایت فرناندو دینیز در برزیل و بهویژه باشگاه فلومیننزه است. در این تیمها، گردش سریع توپ، جابهجایی مداوم بازیکنان و تلاش برای ایجاد برتری از طریق هماهنگی جمعی، نقش مرکزی در سبک بازی دارد. ساختار تیمی در بسیاری از لحظات بهشکل یک شبکه پویا عمل میکند که در آن بازیکنان بهجای حفظ موقعیت ثابت، در قالب روابط لحظهای با یکدیگر در ارتباط هستند.
در فوتبال آلمان مدرن نیز میتوان نشانههایی از این تحول را مشاهده کرد. در تیمهایی که تحت هدایت یولیان ناگلزمن فعالیت میکنند، انعطاف تاکتیکی، چرخش پستی و تغییر ساختار در جریان بازی بهوضوح دیده میشود، با این حال، فوتبال آلمان همچنان به اصول نظم ساختاری وفادار است و نمیتوان آن را نمونهای کامل از رلیشنیسم دانست، در واقع، این سبک بیشتر ترکیبی از منطق پوزیشنال و عناصر رابطهمحور است.
ژاپن در سالهای اخیر به الگویی از فوتبال منظم، سریع و هماهنگ تبدیل شده است. ویژگیهایی مانند پاسهای سریع، حرکت گروهی بدون توپ و فشردگی ساختاری، این تیم را به مدلی نزدیک به برخی اصول رلیشنیسم تبدیل کرده است، هرچند همچنان در چارچوبهای تاکتیکی مشخص بازی میکند و از ساختارهای سازمانیافته فاصله کامل نگرفته است.
در سطح آسیا نیز روندهای متفاوتی در حال شکلگیری است، شاخصترین تفاوتها را در فوتبال ژاپن شاهد هستیم. تیم ملی ژاپن با اتکا به نظم تاکتیکی، سرعت در انتقال و هماهنگی گروهی، خود را بهعنوان یکی از تیمهای پیشرو در منطقه مطرح کرده است؛ مدلی که از نظر برخی تحلیلها به برخی اصول فوتبال رابطهمحور نزدیک شده است، در مقابل، فوتبال ایران همچنان تا حد زیادی در چارچوب رویکردهای محافظهکارانهتر تعریف میشود؛ جایی که اولویت اصلی، بیش از خلق بازی و جریان تهاجمی، بر حفظ ساختار دفاعی و جلوگیری از دریافت گل متمرکز است، این در حالی است که فوتبال ایران در مقاطع مختلف تاریخی، بهویژه در سطح ملی و باشگاهی، سابقه ارائه بازیهای تماشاگرپسند و هجومی را نیز داشته است، اما در سالهای اخیر گرایش بهسمت رویکردهای نتیجهمحور و محتاطانه پررنگتر شده است.
در جمعبندی میتوان گفت رلیشنیسم یکی از روندهای قابلتوجه در فوتبال مدرن است که در آن تمرکز از ساختارهای ایستا بهسمت روابط پویا و لحظهای میان بازیکنان حرکت کرده است. این رویکرد نشان میدهد فوتبال در حال حرکت بهسمت مدلی است که در آن بازی بیش از پیش به یک سیستم زنده و در حال تعامل تبدیل میشود، با این حال، رلیشنیسم را نمیتوان جایگزین کامل فوتبال پوزیشنال دانست، بلکه باید آن را یکی از مسیرهای تکامل تاکتیکی فوتبال مدرن کنار سایر رویکردها در نظر گرفت که تصویر پیچیدهتر و پویاتری از این ورزش ارائه میدهد.
نویسنده: امیر کریمی
انتهای پیام/+