شهید بهشتی به روایت شهید خامنه‌ای

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، شهید خامنه‌ای و شهید بهشتی هر دو از یاران حلقه اول امام خمینی (ره) در مبارزات انقلابی و عضو شورای انقلاب و شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بودند که ترور و شهادت شهید بهشتی در روز هفتم تیر 1360 باعث جدایی آنها شد، اما شهید شدن امام خامنه‌ای بار دیگر این دو یار قدیمی را به‌هم رساند و هر دو امروز عند ربهم یرزقون‌اند.

امام خامنه‌ای شهید در جدایی 44 ساله از شهید بهشتی این فرصت را یافت که در مناسبت‌های گوناگون به توصیف شخصیت والای شهید بهشتی بپردازد که در ادامه به مروز بخش‌هایی از آن می‌پردازیم.

شهید آیت الله خامنه‌ای درباره شهید بهشتی می‌گویند: «شهید بهشتی جزو نوادر زمان بود، جزو کسانی بود که نظیر او را انسان در نسلهای پیاپی کمتر پیدا میکند.» 1394/04/06

چرا شهید بهشتی مظلوم بود؟

«بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مُرد، به خاطر اینکه در دوران زندگی‌اش کسی به عمق و والاییِ شخصیّتِ این شخصیّت جلیل‌القدر پی نبرد؛ یعنی عامّه‌ی مردم پی نبردند و در مظلومیّت بهشتی همین بس که عِدل(1) بنی‌صدر قرار گرفته بود؛ گفته میشد بهشتی، بنی‌صدر؛ خود این واقعاً مظلومیّت بزرگی است؛ در حالی که از لحاظ صلاحیّتهای گوناگون علمی، اخلاقی، سیاسی، فکری، عقلانی، این دو نفر با یکدیگر قابل مقایسه نبودند و شهید بهشتی واقعاً یک انسان برجسته‌ای بود در همه‌ی این امور.

امّا اینکه خار چشم دشمنان بود به خاطر این [بود] که با وجود این مظلومیّتی که داشت، بر اثر خونسردی و حلم و تسلّط بر اعصاب که در یک انسان عزیز به وفور مشاهده میشد، هرگز دچار حالت عکس‌العملی و انفعالی نمیشد و موضع‌گیری‌هایش موضع‌گیری‌های دقیق و صحیح و عاقلانه‌ای بود و خود همین هم موجب میشد که دشمن بیشتر از ناحیه‌ی او ضربه ببیند. از اوّل انقلاب، دشمنان -چه دشمنان التقاطی، چه منافقین، چه گروه‌های گوناگون؛ که البتّه همه‌ی آنها زیر این دو نام میتوانند جمع بشوند، که قبلاً تشریح کردم- همه‌ از شهید بهشتی ضربه دیدند؛ برای همین هم بود که اوّلین کس یا جزو اوّلین کسانی که مورد تهاجم دشمنان قرار گرفت، شهید بهشتی بود؛ دیگران بعضی دیرتر از ایشان مورد تهاجم قرار گرفتند و بعضی حتّی تا آخر هم مورد تهاجم قرار نگرفتند. ... این است که واقعاً خار چشم دشمنان بود. و امام نسبت به شخصیّت شهید بهشتی احترام قائل بود؛ نه فقط بعد از پیروزی انقلاب، [بلکه] پیش از پیروزی انقلاب و از اوائل، ایشان را احترام میکرد، برای ایشان شخصیّت قائل بود؛ و انصافاً هم شهید بهشتی شخصیّت بزرگی بود؛ خدا رحمتش کند.» (مصاحبه مطبوعاتی درباره حادثه هفتم تیر 1362/04/06)

مخالفان شهید بهشتی می‌خواستند مانع معماری «قضای اسلامی» در ایران شوند

«در رأس قضاء کشور، یک شخصیت فاضل، روشنفکر، آگاه، مدیر، باتدبیر و از عمق جان معتقد به احکام و قضای اسلام قرار داشت. این چیزی بود که بسیاری از مخالفتها را علیه شهید بهشتی و قوّه قضاییّه در آن روز سازماندهی میکرد. امام فرمودند شهید بهشتی مظلوم بود. ما هم یادمان هست که او چقدر مظلوم بود؛ اما این مظلومیت از سوی چه کسانی بر او تحمیل میشد؟ از جمله کسانی که باید پاسخ مظلومیت این شهید عزیز را بدهند، اینهایی هستند که حاضر نبودند قضای اسلامی را در جامعه ایران اسلامی تحمّل کنند. اینها مایل بودند که قضاوت کشور، همچنان با الگوهای ناقص، نارسا، کاملاً کهنه شده و منسوخِ غربی ادامه پیدا کند؛ آن هم با همان فسادهایی که قبل از انقلاب چنان در دستگاه قضاء رسوخ کرده بود که شبیه آن را در کمتر جایی میشد پیدا کرد. این که بنای قضای اسلامی به دست یک معمار توانا و شجاع و بااراده، آن هم درست بر پایه‌های اسلامی تشکیل و بنیانگذاری شود، برای آنها غیر قابل تحمّل بود. میخواستند مسؤولان قضای اسلامی را با هو و جنجال و تهمت زدن از میدان خارج کنند. کسانی که آن زمانها را به یاد دارند، جزئیات را میدانند... حقیقت مخالفت با شخصیتهایی مثل شهید بهشتی و دیگر بزرگانی که در هفتم تیر به شهادت رسیدند، در همین جمله خلاصه میشود: مقابله با حاکمیت اسلام و قوانین و ارزشهای اسلامی.» 1380/04/07

سکوت به‌خاطر امام

«من یادم می‌آید، در آن سالهایی که فتنه‌ی لیبرالها، همه‌ی حواس این کشور را به خود جلب کرده بود، ماها غالباً خدمت ایشان می‌رفتیم؛ یا شکایت می‌کردیم، یا کاری داشتیم، یا ایشان کار داشتند. در آن دیدارها، امام مکرر می‌فرمودند که اگر شماها با هم اختلاف و دعوا هم دارید، این دعوا را در درون خودتان تمام کنید؛ چرا در ملأ عام مطرح شود؟

البته وقتی ایشان می‌فرمودند، یک دسته - که ماها بودیم - گوش می‌کردند و دهانشان را می‌بستند. شما مرحوم شهید بهشتی(رضوان‌اللَّه‌علیه) را یادتان است. با این که آدمی بود که خیلی حرف داشت، خیلی هم قدرت گفتن داشت، سکوت کرد؛ ولی آن طرف دیگر، نه. امام(ره) پاس وحدت را داشتند و نگذاشتند که وضع به آن صورت پیش برود. مسأله‌ی وحدت، این‌قدر مهم است.» (بیانات در دیدار کارگزاران نظام 1369/9/14)

نفی‌کنندگان شهید بهشتی، غیرعمیق و دنیاطلب

«سالهای اول انقلاب کسانی بودند - من با خصوصیات، آدمهایش را می‌شناسم؛ یعنی کلیات نیست - که افرادی مثل شهید بهشتی را راحت و صریح از نظر انقلابی بودن و فهم درستش از انقلاب و از راه امام، نفی می‌کردند. بعد از گذشت مدتی، مشی اینها آن‌چنان شد که مبانی انقلاب و نظام را انکار کردند! بعضی از آنها که آدمهای با انصاف‌تری بودند، صریحاً، و بعضی‌شان ملتویاً و مزوراً انکار کردند. آدمهای بی‌انصاف‌ترشان اینها هستند، که به یک معانی‌یی هم تظاهر می‌کنند؛ اما باطنشان این‌طور نیست. این به خاطر این بود که اینها عمق نداشتند. البته این یکی از عوامل است؛ یک عامل هم شهوات و دنیاطلبی و امثال اینهاست که کسانی را هم که عمق دارند، منحرف می‌کند.» (بیانات در دیدار اعضای هیأت دولت 1384/7/17)

شهید بهشتی بهترین فرد برای رئیس جمهور شدن

«اوّل انقلاب، آن‌وقتی که صحبت انتخاب رئیس‌جمهور بود و مدام نامزدهای مختلف مطرح میشدند، بنده و یک نفر دیگر از دوستانمان، از تهران رفتیم قم خدمت امام ... چون امام فرموده بودند که معمّمین مطرح نشوند، نامزد نشوند برای ریاست جمهوری؛ ما رفته بودیم با امام بحث کنیم، محاجّه کنیم که بگوییم نه، این منع را شما بردارید تا آقای بهشتی را ما مطرح کنیم؛ به نظر ما بهتر از همه، شهید بهشتی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بود؛ رفته بودیم با ایشان بحث کنیم سر این قضیّه.» (بیانات در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 1395/03/16)

پیشنهاد راهگشای شهید بهشتی در بدو تشکیل حزب جمهوری اسلامی

«آقاى بهشتى خیلى استقبال کرد و به جاى ذهنیات، پرداخت به این‌که از کجا وارد بشویم، به کجا وارد نشویم، اول کى‌ها باید باشیم مشخصاً، چون کار معلوم است چیست. کى‌ها را ما مى‌توانیم به عنوان همکار در سطح ایران داشته باشیم؟ و گفت من پیشنهاد مى‌کنم کسى را انتخاب کنید، کسى را بیاورید به عنوان عضو قبول کنید که همه آن را به عنوان یک فردى که متعهد به اخلاق و خلقیات اسلامى هست و خودخواهى ندارد و توى جمع حل مى‌شود قبول داشته باشیم. و این جمله خیلى براى ما راهگشا بود. بنده قلم دستم گرفتم و کاغذ و یکى یکى بنا کردیم افراد را شمردن و نوشتن. ایشان گفت که از همین جمع خودمان، شش نفرى که نشستیم شروع کنیم، آیا همه‌ى ما همدیگر را قبول داریم به این عنوان یا نه؟ و اسم ایشان، اسم بنده، اسم دوستان، یکى یکى را نوشتیم، عده‌اى دیگر را هم نوشتیم، قرار شد از آنها دعوت کنیم به کار، به این وسیله شروع شد.» (مصاحبه با روزنامه‌ی اطلاعات، 1360/11/27)

شهادت بهشتی خون تازه‌ای در رگ کالبد زنده نظام اسلامی

«اگر کسی شهید بهشتی را میشناخت و قوّت فکر و اراده و ابتکار در تصمیم و اقدام را در این شخصیت ممتاز میدانست، خوب میفهمید که حذف یک چنین شخصیتی از مجموعه‌ی مدیریتی کشور چه معنایی میدهد. شهید بهشتی حقیقتاً مثل سنگ آسیای گرانی بود که با گردش خود، ده‌ها کار انجام میداد؛ تولید انرژی میکرد، کار راه میانداخت، پیش میرفت و فکر تولید میکرد. وقتی کسی مثل این شخصیت را که در مدیریت، در اجرا، در اقدام، در فکر، در مبانی فقهی و فلسفی، در تجربه و جهان‌دیدگی و روشنفکری و وسعت‌نظر در آن پایه و رتبه بود، از دل مدیریت نظامی نوپا بیرون بکشند و آن را از بین ببرند، باید نظام فلج میشد؛ اما نظام نه تنها با رفتن بهشتی و با رفتن شخصیتهای برجسته‌ی دیگری که چه با او، چه قبل از او و چه بعد از او به شهادت رسیدند، فلج و زمین‌گیر نشد، بلکه هر کدام از این شهادتها مثل خون تازه‌یی در رگ کالبد زنده و پُرطراوت این نظام جوان دوانده شد و او را سرحال‌تر، بانشاطتر و پُرانگیزه‌تر کرد؛ این، همان استحکام نظام است، که تا الان هم همین‌طور است.» 1383/04/07

و امروز شهادت امام خامنه‌ای خون تازه دیگری در رگ‌های انقلاب اسلامی شد که ملت ایران را برای حفظ کشور و انقلاب مبعوث کرد...

انتهای پیام/