راهکارهای عملی معرفی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان

مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم ـ رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیامی که به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) صادر فرمودند بیان داشته اند: « اکنون فرصت تازه‌ای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنه‌ای عزیز شهید به‌عنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است. این نقش مهم بر عهده‌ی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعده‌های خداوند، در سایه‌ی توجهات سرورمان عجّل‌‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویست‌و‌پنجاه ساله‌ی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلوات‌الله‌وسلامه‌علیهم‌اجمعین، آینده‌ی درخشان ایران عزیز را بسازند.» ایشان موقعیت کنونی را فرصتی تازه برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان دانستند این فرصت تازه چیست و از چه راه‌هایی می‌توان مکتب امامین انقلاب را در سطح جهان معرفی کرد.

برای بررسی این فرصت تازه و «راهکارهای عملی معرفی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان» نشستی با حضور مهندس مهدی فیاضی، رئیس مؤسسه فرهنگی بین‌المللی الهدی، دکتر مجید عباسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در محل مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم برگزار شد و این مهم مورد مداقه قرار گرفت و در ادامه مشروح این گفت‌وگو را از نظر می‌گذارنید:

تسنیم: جناب آقای فیاضی به نظر جنابعالی، این فرصت جدیدی که رهبری به آن اشاره فرمودند چیست و چرا ایجاد شده است؟

تحول در دیپلماسی فرهنگی پساجنگ، عبور از تهدید دو ابرقدرت و ورود به وضعیت پساپیروزی

فیاضی: دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ به‌کلی متحول شده است؛ گویی تمام مهره‌های این شطرنج جابه‌جا شده‌اند. در چنین شرایطی، همگان موظف‌اند برنامه‌ها و تاکتیک‌های خود را بازبینی و بازمهندسی کنند؛ چراکه اکنون در وضعیت پساپیروزی قرار داریم. وقایع بسیاری رخ داد و ایران توانست از تهدید دو ابرقدرت اتمی که رویای بازگرداندن ما به عصر حجر، محاصره، انزوا و تغییر رژیم را در سر می‌پروراندند، با سربلندی عبور کند. با پدافند مقتدرانه‌ای که صورت گرفت، ضربات متعددی به طرف مقابل وارد شد و تزلزل در ارکان خودشان پدید آمد.

در دیپلماسی فرهنگی و عمومی دوران پساجنگ، به دلیل آنکه پس از 40 سال، ایران و آمریکا به‌طور مستقیم وارد کارزار جنگ شدند، نام ایران در جهان به صدر اخبار تبدیل شد. به گونه‌ای که میلیاردها نفر ناگزیر با صدها هزار خبر و تحلیل درباره ایران مواجه شدند. این وضعیت کوتاه نبوده است از آغاز جنگ 12روزه تا کنون ادامه دارد. حتی تمرکز ترامپ بر این موضوع، موجب ارتقای سطح تحلیلی جهان درباره ایران شد.

اندیشکده‌ها و هسته‌های فکری در آمریکا، ایران و منطقه فعال شدند تا اولویت‌بندی و طبقه‌بندی پرسش‌های افکار عمومی جهان را احصا کنند. نتایج این بررسی‌ها که مبنای 64 گزاره مدیریتی ما در دیپلماسی فرهنگی پساجنگ قرار گرفته، نشان‌دهنده پرسش‌ها و کنجکاوی‌های جدی مردم دنیا است. این اولویت‌ها عبارت‌اند از: نخست ایران‌شناسی، دوم شناخت نظام حکمرانی ایران، سوم شناخت رهبر شهید و چهارم شناخت رهبر جدید. برای مردم دنیا این پرسش پیش آمده است که اساساً ایران کجاست و چیست؟ چه نظامی بر آن حاکم است؟ معماران این بنا چه کسانی بوده‌اند؟ امامین انقلاب که معماران این ساختار بوده‌اند، چگونه آن را طراحی کرده‌اند که این‌گونه مستحکم باقی مانده است؟ رهبر شهید که در روز نخست جنگ به شهادت رسید، دارای چه گفتمان، پارادایم، مانیفست و دکترین ویژه‌ای بود که تا این حد در کانون تمرکز قرار داشت و اکنون جایگزین او کیست؟ مطالبی که رهبر معظّم در پیام به مناسبت عید غدیر و سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) مطرح فرمودند، مبتنی بر داده‌های بین‌المللی است. این‌ها پرسش‌های واقعی دنیای امروز است که ما وظیفه داریم به آن‌ها پاسخ دهیم و افکار عمومی را که به دنبال یافتن حقیقت هستند، هدایت کنیم.

تسنیم: جناب آقای دکتر عباسی، لطفاً شما هم در این باره دیدگاه خود را بفرمایید.

سه دستاورد بزرگ جنگ: آشکار شدن واقعیت آمریکا و صهیونیست ها، اصلاح نگاه داخلی و بازیابی اعتماد ملی

دکتر عباسی: بخشی از این فرصت تازه، محصول تجاوزات آمریکا و صهیونیست‌ها بود. می‌توان گفت تقریباً تمامی انسان‌های آزادی‌خواه جهان اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که شعارهای آمریکا دروغین و فریب‌کارانه است. نخست، مشخص شد شعارهای حقوقی و اخلاقی غرب جز فریب نیست و آن‌ها هرجا منافعشان اقتضا کند، از غزه و لبنان تا سوریه و تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، ابایی از جنایت ندارند.

نکته دوم، درک روش و منش اصولی جمهوری اسلامی و فهم قدرت واقعی ایران است. وقوع این اتفاقات، علی‌رغم آنکه می‌توانست یک تهدید وجودی_مانند تهدید به بازگرداندن به عصر حجر یا حمله به تأسیسات حیاتی_ باشد، برای ما به یک فرصت بدل شد. جامعه بین‌المللی و ملت‌های دیگر دریافتند که جمهوری اسلامی ایران برخلاف تصویرسازی‌های غلط، یک بازیگر خردمند است؛ آغازگر جنگ نیست اما در صورت تجاوز، با قدرت پاسخ می‌دهد و در عین حال، اهل گفتگو و مذاکره از موضع عادلانه و برابر است.

این تحول، ذهنیتی جدید در ملت‌ها ایجاد کرد و نشان داد قدرت ما صرفاً سخت‌افزاری نیست، بلکه قدرتی ترکیبی، اعم از سخت‌افزار و نرم‌افزار، است که با پشتوانه مردم مبعوث شده تکمیل شده است. یکی دیگر از فرصت‌های بزرگ، حضور حماسی مردم در خیابان‌ها و میادین بود. در این شرایط جدید، مردم از اقشار مختلف اعم از انقلابی و غیرانقلابی، حول محور ایران و اسلام متحد شدند. در تجمعات می‌دیدیم که از معترضان حوادث دی‌ماه _که حسابشان از اغتشاشگران جداست_ تا افراد با پوشش‌های متفاوت، کم‌حجاب تا بسیار محجبه، کنار هم ایستاده‌اند.

این همبستگی پیش‌بینی‌ناپذیر، فرصتی بی‌نظیر برای نظام ایجاد کرد. دشمن که به دلیل محاسبات غلط ناشی از حوادث دی‌ماه و دروغ‌پردازی‌های خود، تصور می‌کرد جامعه ایران گسسته است، ناخواسته زمینه‌ساز اتحاد ملت شد. این پیام رهبر معظم انقلاب درباره «فرصت»، در لایه داخلی به همین افزایش مقبولیت و مشروعیت نظام از طریق همبستگی ملی اشاره دارد.

 اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، فرصت‌هایی که جنگ فراهم کرد عبارت‌اند از:

1-افشای خوی جنگ‌طلبی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ملت ایران و سایر ملل. پیش‌تر هرچه رهبران ما از وحشی‌گری آن‌ها می‌گفتند، برای برخی باورپذیر نبود، اما این جنگ حقیقت را آشکار کرد.

2- اصلاح دیدگاه افرادی که در داخل تحت تأثیر القائات دشمن بودند. برخی می‌گفتند اگر حمایت‌های آمریکا در دی‌ماه بود، حکومت تغییر می‌کرد، اما جنگ نشان داد آمریکا در خوی تجاوزگری خود، تفاوتی میان انقلابی و غیرانقلابی قائل نیست.

3- ایجاد همدلی بی‌سابقه میان مردم و بدنه حاکمیت. در گذشته زمزمه‌هایی شنیده می‌شد که در صورت وقوع جنگ، مسئولین و خانواده‌هایشان متواری خواهند شد؛ اما این جنگ فرصتی شد تا مردم ببینند از رهبر شهید و خانواده ایشان (دختر، داماد و عروسشان) تا شخصیت‌هایی چون آقای لاریجانی و دیگر مقامات، همگی در صحنه و پای کار ماندند. این موضوع، اعتماد و اطمینانی را که در دوران هشت‌ساله دولت قبل آسیب دیده بود و در دولت‌های بعدی نیز به‌کندی ترمیم می‌شد، دوباره برقرار کرد.

نکته پایانی اینکه این وقایع به ملت‌های آزادی‌خواه نشان داد که می‌توان با تکیه بر ایستادگی، در برابر مجهزترین ارتش‌های دنیا مقاومت کرد. تقویت روحیه مقاومت که از ارکان اندیشه امامین انقلاب است، اکنون در جهان تزریق شده است. جهان شاهد بود که ملت ایران با روحیه مقاومتی خود بر مجهزترین قدرت‌ها فائق آمد و این امر، تصویری مقتدر از ایران به‌عنوان ابرقدرت چهارم در ذهن اندیشمندان ترسیم کرد. این موقعیت، بهترین فرصت برای ما است تا ایده‌ها و آموزه‌های مکتب امامین انقلاب را تبلیغ و تبیین کنیم.

تسنیم: جناب آقای فیاضی، حضرت آقا برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سراسر جهان با توجه به فرصت‌های پیش آمده به خصوص در جنگ رمضان تأکید ویژه‌ای دارند. لطفا نظرات خود را در باره این که از چه راهکارهای اجرایی می‌توان برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب بهره جست، بیان فرمایید؟

معرفی جهان شمول مکتب امامین انقلاب بر پایه وجدان و فطرت بشری

فیاضی: ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، پس از شهادت رهبر فقیدمان، نتایج دو یا سه طرح پژوهشی را که از یک سال پیش روی آن‌ها کار شده بود و بنا داشتیم در دهه فجر سال گذشته رونمایی کنیم، به معرفی عملی مکتب امامین اختصاص دادیم. یکی از این موارد، بیانیه گام دوم رهبر شهید بود. این بیانیه هم‌سنگ وصیت‌نامه ایشان محسوب می‌شود و در صورت بروز هرگونه کاستی در دسترسی به آثار دیگر، این بیانیه جایگزین جامعی برای آن است. تبیین این بیانیه و سند مهم را برای مخاطبان در عرصه بین‌الملل در قالب یک متن 400 صفحه‌ای آماده کرده بودیم تا در دهه فجر رونمایی شود؛ اما به دلیل برخی ناهماهنگی‌ها، این امر میسر نشد. که امروز آن را یک امداد الهی می‌دانیم. اما پس از شهادت ایشان، خصوصا در مناسبت برگزاری مراسم چهلمین روز شهادت ایشان فرصت مغتنمی دست داد تا آن را ارائه نماییم. رایزنی‌های فرهنگی در سراسر جهان در آن چهل روز، این کتاب را که تدوینش یک سال زمان برده و حاوی خوانش بیانیه گام دوم برای چهل سال آینده بود، به بیش از 10 زبان ترجمه کرده و در اختیار تشنگان این معارف در جهان قرار دادند. نام این اثر پیش‌تر چیز دیگری بود، اما پس از واقعه جانسوز شهادت امام شهید عنوان کتاب به «آینده‌نگاری رهبر شهید ایران» تغییر یافت. تبیین این بیانیه که برنامه‌ی 40 ساله‌ی دوم را اعلام می‌کند، عملاً به‌عنوان یک پروژه مطالعاتی جدی بر روی میز اندیشمندان جهان قرار گرفت. در مثالی جذاب، زمانی که مشاور نخست‌وزیر مالزی در مراسم رونمایی این کتاب شرکت کرد، اذعان داشت: چقدر جالب است که شما برای 40 سال آینده خود برنامه‌ای دقیق دارید تا دچار سردرگمی نشوید. عجب پارادایم، دکترین و مانیفست ارزشمندی. ما نیز باید برای مسلمانان شرق آسیا چنین سند جامعی را تبیین کنیم. این یک مصداق بارز از معرفی عملی است. این کتاب به‌تازگی در میدان سرخ روسیه و در نمایشگاه کتاب به زبان روسی نیز رونمایی شد و قرار است در 15 کشور عضو (CIS) که زبان روسی در آن‌ها رواج دارد، منتشر شود. شناخت رهبری از طریق درک برنامه‌های 40 ساله‌ی آینده ایشان در محورهای مختلف بیانیه محقق می‌شود.

دومین اقدام در راستای معرفی رهبر شهید_که به معنای معرفی امام خمینی (ره) نیز است، چرا که ریل‌گذاری و گفتمان هر دو امام بر یک مبناء استوار است_مربوط به الگوی 250 ساله است. رهبر جدید در پیام خود به الگوی انسان 250 ساله رهبر شهید اشاره کردند که برآمده از نگاه ایشان به تاریخ و سیره نظری و عملی اهل‌بیت علیهم‌السلام است. همچنین، با همکاری جامعه‌المصطفی کتابی با عنوان «شخصیت قرآنی رهبر شهید» آماده کردیم که پیش‌تر نامش «شخصیت قرآنی رهبر ایران» بود و بنا بود در رمضان سال 1404 رونمایی شود. خاستگاه رهبری ایشان بر آموزه‌های قرآن استوار است و تبیین این موضوع، دوگانه‌سازی‌های مصنوعی مانند «شیعه-سنی»، «عرب-عجم»، «ایران-مسیحیت» و «ایران-اروپا» را که برای ترویج ایران‌هراسی و مقاومت‌هراسی ایجاد شده بود، از بین برد. بسیاری از این آموزه‌های قرآنی با ادیان ابراهیمی مشترک است. همان‌طور که امام راحل (ره) خطاب به پاپ و مسیحیان فرموده بودند: حداقل به آموزه‌های حضرت مسیح ملتزم باشید، بخش بزرگی از نگاه آقا نیز بر فطرت و مشترکات ادیان استوار است.

در نگاه دیپلماسی عمومی پساجنگ، باید معرفی ایشان را فرامرزی، فرامذهبی و فرادینی تعریف کنیم؛ یعنی بر پایه وجدان و فطرت بشری. امام سه نامه به جوانان اروپا و آمریکا نوشتند که دو مورد آن در سال‌های 92 و 93 و سومی با فاصه 10 ساله در سال 1403 خطاب به دانشجویان آمریکایی بود. ایشان این دانشجویان را نیز در عمق استراتژیک محور مقاومت تعریف کردند و آنان را با عناوینی چون فطرت‌های پاک و انسان‌های آزاده خطاب قرار دادند. اگر ما رهبری را با این عینک و با شرایط پساپیروزی معرفی کنیم، جوانان مسیحی آمریکایی که در مراسم فارغ‌التحصیلی خود، پرچم فلسطین را تکان می‌دهند، پیروان و فرزندان معنوی این مکتب خواهند بود.

تسنیم: جناب آقای دکتر عباسی، مایلیم دیدگاه شما را در باره راهکارهای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب را بشنویم.شما چه راه‌کارهایی در این خصوص پیشنهاد می‌کنید؟

دکتر عباسی: بنده راهکارهای عملی را در دو راهبرد کلیدی دسته‌بندی کرده‌ام:

 1.حرکت فطری_فرهنگی

2.حرکت سیاسی_عملی

تبیین نظری گفتمان فکری انقلاب اسلامی از موضع قدرت

یکی از مهم‌ترین عوامل، تبیین نظری گفتمان فکری انقلاب اسلامی است. پس از جنگ رمضان، این فرصت برای ملل مسلمان و غیرمسلمان فراهم شد تا با اصول جمهوری اسلامی آشنا شوند. پیش از این جنگ، متأسفانه برخی سیگنال‌های داخلی درباره ضعف‌ها و ناترازی‌ها، در کنار تبلیغات دشمن، موجب شده بود که اعتماد‌به‌نفس داخلی آسیب ببیند و دشمن دچار خطای محاسباتی شود که با یک ایران ضعیف طرف است که اقتصادش با یک سخن ترامپ از هم می‌پاشد. اما جنگ رمضان نشان داد که ایران نه تنها ضعیف نیست، بلکه قوی است. اکنون زمان طراحی نقشه راه تمدن‌سازی نوین اسلامی بر مبنای منظومه فکری امامین انقلاب است؛ چرا که تدوین و اجرای الگوی تمدنی تنها در موقعیت قدرت میسر است و ما اکنون در این جایگاه هستیم. در سفری که به مشهد داشتم، با یکی از اعضای اصلی تیم مذاکره‌کننده ایران در اسلام‌آباد دیداری داشتم. ایشان نقل می‌کرد که معاون رئیس‌جمهور آمریکا (ونس) ، در مذاکرات گفته است: همین‌که شما توانستید 40 روز در برابر ما دوام بیاورید و حاکمیت‌تان استوار بماند، نشان‌دهنده قدرت بالای حکومت شماست. در اخبار دیدم که اشاره شده بود حدود 52 کشور در این تهاجم به آمریکا کمک کرده‌اند؛ لذا کشوری که در مقابل چنین جبهه‌ای پابرجا بماند، در موضع قدرت است و ملت‌های جهان تشنه شنیدن پیام چنین قدرتی هستند.

کنش‌گری فرهنگی و رسانه‌ای و پوست‌اندازی نهادها، ضرورتی برای نسل جدید

راهکار دیگر، کنش‌گری فرهنگی و رسانه‌ای و جهاد تبیین در داخل و خارج است. ما باید با استفاده از ابزارهای نوین، شبکه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی و تولیدات چندرسانه‌ای، چهره واقعی رهبران و دستاوردهای انقلاب اسلامی را به‌ویژه برای نسل دهه هشتادی که با وقایع تاریخی کمتر آشنا هستند، روشن کنیم. تقویت نهادهای فرهنگی مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات، مراکز اسلامی و مساجد بین‌المللی ضروری است، البته با ظرافت کامل تا تلقی منفی ایجاد نشود. همچنین برخی نهادها نیاز به پوست‌اندازی و آسیب‌شناسی دارند. مسئولانی که چندشغله هستند و خروجی مؤثری ندارند، نباید در رأس باشند.

در حوزه سیاست عملی و وحدت‌آفرین، باید راهبرد وحدت اسلامی و حمایت از جبهه مقاومت به‌عنوان مصداق مبارزه با سلطه عملیاتی شود. ارائه الگوی ایران مستقل که علیرغم تحریم‌ها به پیشرفت‌های علمی و نظامی رسیده و بر اصول اخلاقی پایبند است، برای کشورهای اسلامی الهام‌بخش خواهد بود و در نظم جهانی تحول ایجاد می‌کند. در نهایت، تولید علم و گفتمان‌سازی آکادمیک بر اساس آثار، نامه‌ها و مستندات رهبری باید استمرار یابد. البته با توجه به اقتضائات عصر حاضر، این مطالب باید در قالب‌های کوتاه‌تر، جذاب‌تر و هنری نظیر کلیپ‌ها و فیلم‌های کوتاه ارائه شوند، زیرا ممکن است خواندن کتاب‌های حجیم برای مخاطب امروز دشوار باشد.

تسنیم: جناب آقای فیاضی، مکتب امامین انقلاب واجد چه مؤلفه‌ها و شاخصه‌هایی است که برای مردم جهان اعم از مسلمان و غیرمسلمان، چنین جذابیت و کششی ایجاد کرده است؟

برند ملی ایران در پساجنگ، تاب‌آوری، عقلانیت و مشارکت‌پذیری

فیاضی: بنده شاخصه‌های مکتب امامین انقلاب را از منظر اندیشکده‌های داخلی و خارجی بازگو می‌کنم. تبیین این شاخصه‌ها در حقیقت به معنای معرفی آثار وجودی رهبری امامین انقلاب است. اندیشکده‌ها معتقدند در دوران پساجنگ و پساپیروزی، برای ارائه تصویری درست از برند ملی ایران، باید این ویژگی‌ها را اعلام کرد: ایران کشوری است، تاب‌آور، عقلانی، منطقی، مشارکت‌پذیر، مسئولیت‌پذیر، متعادل، متعامل، متوازن، محبوب و متحد. در دسته دوم شاخصه‌ها، ایران به‌عنوان نظامی آرمان‌گرا، عمل‌گرا و واقع‌گرا معرفی می‌شود که با هژمونی فرهنگ‌پایه در مسیر توسعه اقتصادی گام برمی‌دارد. ریشه تمام این کلیدواژه‌ها به مکتب امام برمی‌گردد. محصول این تفکر، مکتب سلیمانی و مکتب نصرالله است که تقویت این دو در سطح جهان، به معنای توسعه محور مقاومت و معرفی جذابیت‌های این مکتب است.

تغییر سطح تهدید، از محور شرارت تا چالش اصلی در کنار چین و روسیه

نکته بسیار حائز اهمیت این است که بدانیم دشمن با چه رویکردی به مقابله با ما برخاسته است. 20 یا 30 سال پیش، آن‌ها نام ایران را در کنار کشورهایی چون کره شمالی، لیبی و عراق صدام به‌عنوان محور شرارت می‌آوردند، اما امروزه چالش اصلی خود را در کنار چین، روسیه، پیمان بریکس و سازمان شانگهای، ایران می‌دانند. این تغییر سطح، خود یکی از دستاوردها و جذابیت‌های مکتب امامین است.

دشمن قصد دارد برای تخریب ایران و مشروعیت‌بخشیدن به تجاوز نظامی خود، این مفاهیم را به جامعه جهانی القا کند: تصویری امنیتی و بحران‌محور، ژئوپلیتیک تهدیدمحور، نظام سرکوبگر دارای دوگانه مردم_حاکمیت، کشور منزوی و فرسوده، نظامی متضاد با ارزش‌های جهانی و دارای ایدئولوژی ویرانگر آخرالزمانی. آن‌ها ما را مخل امنیت دریانوردی و انرژی جهان معرفی می‌کنند و با دوقطبی‌سازی‌های مذهبی و قومی (شیعه-سنی، فارس-عرب) به دنبال ایران‌هراسی هستند. همچنین تلاش می‌کنند ایران را آمریکاستیز به معنای ستیز با مردم آمریکا نشان دهند، در حالی که ما همواره تأکید کرده‌ایم مبارزه ما با سیاست‌ها و دولت آمریکا است. یا اینکه ما را یهودستیز معرفی می‌کنند، در صورتی که ما با افتخار صهیونیست‌ستیز هستیم نه یهودستیز، و هدفمان پاک کردن این غده شرور از جهان است. باید این تصاویر جعلی را خنثی کرد؛ زیرا اگر این سیاه‌نمایی‌ها در اذهان عمومی جهان تثبیت شود، برخورد نظامی با ایران مشروعیت پیدا می‌کند. خنثی‌سازی این تحریفات، راه را برای معرفی گوهر وجودی رهبران انقلاب هموار می‌کند.

تسنیم: جناب آقای دکتر عباسی، قطعا یکی از راهکارهای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب اسلامی کشف و ارائه مناسب جذابیت‌های این مکتب برای مردم دنیا است،  به نظر شما مؤلفه‌های مکتب امامین انقلاب که برای مردم دنیا در سراسر جهان  اعم از مسلمانان و غیرمسلمانان جذابیت دارد چیست؟

عدالت طلبی، متبلور در اندیشه امامین انقلاب

دکتر عباسی: اندیشه‌های امامین انقلاب بی‌تردید برای سایر ملت‌ها واجد جذابیت است؛ چرا که در غیر این صورت، شاهد سرایت و توسعه این تفکرات در اقصی نقاط جهان نبودیم. یکی از برجسته‌ترین این جاذبه‌ها، مؤلفه عدالت‌طلبی است که در اندیشه‌های امام خمینی (ره) و رهبر شهید تبلور یافته است. این عدالت‌طلبی عملاً به معنای به چالش کشیدن نظم موجود بین‌المللی است. پرسش بنیادین این مکتب آن است که چرا در نظم کنونی، ابتدا دو ابرقدرت دوران جنگ سرد و پس از آن ایالات متحده، باید با بی‌عدالتی محض، اهداف و منافع خود را بر جهان تحمیل کنند؟ عدالت‌طلبی با فطرت بشر سازگار است و همگان از ابتدای خلقت به دنبال نظمی بوده‌اند که در آن کشورها متناسب با جایگاه خود نقش ایفا کنند.

مقاومت و ظلم‌ستیزی، حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش

دومین شاخصه جذاب، مقاومت در برابر سلطه و ظلم‌ستیزی است. بشر به‌صورت فطری ظلم‌ناپذیر است و تمایل به ایستادگی در برابر سلطه‌گران دارد. جمهوری اسلامی تحت تأثیر این اندیشه‌ها، محور مقاومت را شکل داده است. همچنین حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش نکته‌ای بسیار کلیدی است. پس از استعمار کلاسیک، ما با پدیده‌های استعمار نو و استعمار فرانو مواجه بودیم که در آن‌ها دولت‌های به‌ ظاهر مستقل، عملاً تحت نفوذ نخبگان استعمارگر بودند. مکتب امامین از جنبش‌هایی که برای تعیین حق سرنوشت خود مبارزه می‌کنند نظیر حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و دیگران، به‌صورت جدی حمایت کرده است.

مردم‌محوری، راز پیروزی انقلاب و تاب‌آوری ملی

مسئله دیگر، جایگاه رفیع مردم در تفکر امامین انقلاب است. اساساً پیروزی انقلاب اسلامی بدون همراهی مردم ناممکن بود؛ چرا که امام (ره) ابزار مادی در اختیار نداشتند و قدرت ایشان در فکر، شجاعت و تدبیر، و پشتوانه مردم تجلی می‌یافت. رهبر شهید نیز در سخنرانی 12 فروردین 1404، علاوه بر واژه مردم مبعوث، دو کلیدواژه مردم بابصیرت و تاب‌آوری بالا را به کار بردند. ایشان تأکید داشتند که این تاب‌آوری و بصیرت ملی موجب تداوم انقلاب شده است و در بحث اتحاد مقدس پس از جنگ 12 روزه، محوریت اصلی را به مردم دادند.

تلفیق دین، حکومت و اخلاق‌گرایی در سیاست، الگوی استقلال‌طلبی و مخالفت با سلطه

از دیگر جذابیت‌ها، تلفیق دین، حکومت و اخلاق‌گرایی در سیاست است. همواره به جمهوری اسلامی انتقاد می‌شود که در روابط بین‌الملل بیش از حد اخلاق‌گراست؛ برای نمونه، تأکید بر عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای به دلیل مبانی شرعی، یا خویشتن‌داری در پاسخ به حملات عراق به مناطق مسکونی در دوران جنگ تحمیلی. این رویکرد نشان داد که می‌توان حکومتی مبتنی بر آموزه‌های دینی تشکیل داد که اخلاق در سیاست را رعایت کرده و الگویی تلفیقی از ایران و اسلام برای پیشرفت ارائه داد. علاوه بر این، استقلال‌طلبی از ویژگی‌های بارز این مکتب است؛ علتی که منجر به قطع رابطه با آمریکا شد، پایان دادن به وابستگی‌های دوران رژیم گذشته بود که در آن بیگانگان حتی برای انتصاب مقامات داخلی تصمیم می‌گرفتند.

تسنیم: آقای فیاضی همان‌طور که آقای عباسی اشاره کردند مؤلفه مقاومت و مقاومت در برابر سلطه جهانی و صهیونیزم بین‌الملل با حمایت از اضلاع جبهه مقاومت یکی از جذابیت‌های مکتب امامین انقلاب برای مردم دنیا است. با توجه به این موضوع بفرمایید حمایت جمهوری اسلامی از مردم غزه و عملیات طوفان‌الاقصی چگونه توانسته‌است فرصت‌هایی برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در جهان اسلام و حتی کشورهای غربی ایجاد کند؟ و در این خصوص نخبگان علمی، اهالی فرهنگ و اندیشه و دستگاه‌هایی که مأموریت‌های مشخص و تعریف‌شده ای در این باره دارند چگونه می‌توانند نقش‌آفرینی کنند؟

حمابت از غزه و فلسطین فراتر از ایرانیت، اسلامیت و انقلابیت، ریشه در انسانیت و فطرت

فیاضی: دنیا فهمید که ایران در معادلات پایانی جنگ منطقه‌ای، تمام جبهه مقاومت از جمله لبنان را لحاظ کرده است. حمایت ما از غزه یک حمایت عملی است. ایران با صدای بلند از حماس، جهاد اسلامی و غزه حمایت می‌کند؛ این در حالی است که برخی کشورهای عربی علیرغم داشتن پایگاه‌های آمریکایی در خاک خود، امنیتی ندارند و حماس را صرفاً یک جریان اپوزیسیون اخوانی می‌پندارند و در برابر جنایات اسرائیل سکوت سیاسی کردند. اما از منظر ما، دفاع از فلسطین فراتر از ایرانیت، اسلامیت و انقلابیت، ریشه در انسانیت دارد. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب در مثال تاریخی ضحاک ماردوش فرمودند، کاوه آهنگر نه بر مبنای دین یا ملیت به معنای امروزی، بلکه به دلیل ستم بر جوانان و بر اساس فطرت انسانی قیام کرد. حمایت ما از مظلومان غزه نیز بر همین اساس استوار است.

نخبگان می‌توانند بعثت مردمی را تقویت یا کند نمایند

نقش نخبگان در جابه‌جا کردن مرزهای فهم جامعه، نقشی بی‌بدیل و تعیین‌کننده است. نخبگان می‌توانند حرکت مردم (بعثت مردمی) را تقویت یا کند نمایند. دایره اثرگذاری نخبگان وسیع است.

امروزه در فضای مجازی از عناوینی چون اینفلوئنسر و سلبریتی استفاده می‌کنیم؛ واقعیت این است که این افراد بر توده‌ها و جوانان اثرگذارند. نخبگان و هنرمندان باید به تعبیر رهبری با شناختن نقش مؤثر خود در تحولات در جوامع مختلف، مبعوث شوند تا بتوانند حقایق را به تصویر بکشند و نقش پیشاهنگی خود را در حرکت‌های رو به جلو ایفا نمایند و گرنه نخبگان و هنرمندان و افراد تأثیر گذار با عدم درک نقش خود نه تنها نمی‌توانند پیشقراول حرکت‌های اجتماعی تحول‌آفرین شوند بلکه توفیق همراهی بامردم را نیز از دست خواهند داد. مردمی که به تعبیر امام خمینی (ره) در وصیت‌نامه از مردم حجاز در صدر اسلام و مردم کوفه در زمان امام حسین (ع) برترند.

متأسفانه ریشه بخشی از پدیده فرار مغزها در سیاه‌نمایی برخی اساتیدی است که از ایران چهره‌ای تاریک و از خارج از کشور رؤیایی پوشالی ساخته‌اند و جوان را به قعر چاه ناامیدی فرستاده‌اند. در مقابل، اساتید انقلابی و ملی ما، نخبگانی پرورش داده‌اند که تکنولوژی موشک‌های نقطه‌زن را بومی کردند؛ موشک‌هایی که از قوی‌ترین پدافندهای دنیا عبور می‌کنند. این موفقیت مرهون تلاش نخبگان علمی و همچنین معلمان و والدین نخبه‌پرور است.

تسنیم: با توجه به این که شما موضوع مقاومت در برابر سلطه جهانی را یکی از مؤلفه‌های جذاب مکتب امامین انقلاب مطرح کردید مایلیم نظر شما را هم را در باره تأثیر حمایت عملی ایران از فلسطین و غزه، در رویکرد مثبت مردم منطقه و دنیا نسبت به مکتب امامین انقلاب را بدانیم و همان طور که آقای فیاضی اشاره کردند دیدگاه شما را در باره تأثیر نقش‌آفرینی نخبگان علمی و فرهنگی و دستگاه‌هایی که وظایف مشخصی در این باره دارند را برای به رخ کشیدن این جذابیت‌ها به مردم در سراسر جهان را بشنویم.

حمایت از مظلومان ، ریشه در قانون اساسی و مبانی دینی

دکتر عباسی: حمایت از مظلومان و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها، ریشه در قانون اساسی و مبانی دینی ما دارد. حمایت از حماس، حزب‌الله، انصارالله و حشدالشعبی دو دستاورد بزرگ داشته است: نخست، ایجاد یک ساحت مشترک امنیتی و دفاعی. گنجانده شدن بند آتش‌بس در لبنان در تفاهم‌نامه با آمریکا، نشان‌دهنده آن است که ما این جبهه‌ها را از خود جدا نمی‌دانیم و آن‌ها نیز در جنگ 40 روزه در کنار ما ایستادند. دوم، این گروه‌ها در واقع سفرای فرهنگی ما هستند که پیام و اندیشه‌های مکتب امامین را در منطقه و جهان ترویج می‌کنند.

تبلور اندیشه های امامین انقلاب در مدیریت جامعه توسط نهادهای حاکمیتی

نهادهای مختلف موظف‌اند این مکتب را به یک نرم‌افزار تحول‌آفرین تبدیل کنند. نخست، نهادهای حاکمیتی منظور قوای سه‌گانه و صداوسیما، باید اندیشه‌های امامین را در مدیریت کارآمد جامعه متبلور کنند. برای آنکه الگو باشیم، باید در مدیریت سیاسی، اقتصادی و نظارتی خود تحول ایجاد کنیم. قوه قضائیه باید با عدالت سریع، دولت با مدیریت صحیح معیشت، و مجلس با نظارت دقیق وارد عمل شوند. در حال حاضر، برخی نهادها نظیر قوه قضائیه یا دولت در حل مشکلات، کارآمدی لازم را از خود نشان نمی‌دهند. مثلاً نباید تصور شود مجلس تعطیل است؛ هرچند جلسات به دلایل امنیتی در ساختمان اصلی برگزار نمی‌شد، اما در ذهن مردم نوعی ایستایی شکل گرفته که باید با مدیریت مقتدر اصلاح شود. دوم، نهادهای علمی و فرهنگی مثل حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها وظیفه واکاوی و به‌روزرسانی این مکتب را بر عهده دارند. متأسفانه در مدارس و حتی برخی دانشگاه‌ها، تبیین اندیشه‌های امام و فرهنگ انقلاب مغفول مانده است. دانشجویان دهه 80 و دانش‌آموزان فعلی نیازمند بسترهای علمی برای درک این مکتب هستند.

هماهنگی نهادهای فرهنگی و رایزنی‌ها، ضرورتی برای جلوگیری از موازی‌کاری

سوم، نهادهای تبلیغاتی و رسانه‌ای در حوزه جهاد تبیین مسئولیت سنگینی دارند. یکی از چالش‌های جدی ما در این بخش، موازی‌کاری است. ما همزمان معاونت بین‌الملل حوزه، جامعةالمصطفی، مجمع تقریب مذاهب، مجمع اهل‌بیت، سازمان تبلیغات و سازمان فرهنگ و ارتباطات را داریم. این نهادها گاه از فعالیت‌های یکدیگر بی‌اطلاع هستند و ضرورت دارد برای استفاده بهینه از بودجه‌های محدود، این فعالیت‌ها هماهنگ و آسیب‌شناسی شوند. همچنین رایزنی‌های فرهنگی باید فعال‌تر شوند، چرا که سفارتخانه‌های ما غالباً درگیر امور کنسولی و رویه‌های محافظه‌کارانه دیپلماتیک هستند.

چهارم، نقش نخبگان و اندیشمندان در روشن‌گری و امیدآفرینی است. نخبگان باید با حضور در متن جامعه و عدم فاصله گرفتن از توده‌ها، دستاوردهای عظیم علمی در حوزه‌های هسته‌ای، نانو، فضایی و موشکی را تبیین کرده و به شبهات پاسخ دهند. به‌عنوان جمع‌بندی، تبدیل مکتب امام (ره) و رهبر شهید از یک مکتب نظری به مکتبی عملیاتی، نیازمند هماهنگی شبانه‌روزی نخبگان و نهادها است. ما اکنون در دوران پساجنگ در موقعیت برتر قرار داریم. واقعیتی که اندیشمندان آمریکایی نیز به آن معترف‌اند و ایران را ابرقدرت چهارم جهان یا قدرتی برتر در جهان اسلام می‌نامند. نظرسنجی‌های داخلی نیز حکایت از اطمینان نزدیک به 70 درصد مردم به پیروزی قطعی ایران در این نبرد دارد. تهدید این فرد قمارباز به نابودی زیرساخت‌های ایران، با درایت رهبری و ایستادگی رزمندگان به یک فرصت تاریخی برای تثبیت قدرت ایران و معرفی مکتب امامین تبدیل شده است و باید به بهترین نحو از آن بهره‌برداری کرد.

انتهای پیام/