شیراز در سوگ بانوی صبر؛ تجلی خطبه‌های زینبی در فریاد خاموش شمع‌ها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، شام غریبان در سومین حرم اهل‌بیت (ع)، نه یک آیین معمول، که بازسازی هراس‌انگیزشب وحشت در صحرای کربلاست؛ شبی که برای کاروان اسیران، مرزی میان مرگ و زندگی باقی نمانده بود.

رواق‌ها و صحن‌های حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم (ع) مملو از طنین حماسی «یا حسین» بود و حالا در سیطره‌ی سکوتی سهمگین قرار گرفته است. جمعیت سیاه‌پوش، بی‌آنکه کلامی بر زبان آورند، با گام‌هایی لرزان و چشمانی گریان، برای برپایی آیین «شام غریبان» گرد هم آمده‌اند.

اینجا در حیاط حرم، هزاران شمع کوچک، گویی ستاره‌هایی هستند که از آسمان به زمین افتاده‌اند تا تاریکی شب یازدهم را به سخره بگیرند. هر شمعی که روشن می‌شود، قصه‌ای از یک خیمه‌ی سوخته، یک کودک هراسان در بیابان و یک قلب مجروح را روایت می‌کند.

خادمان و زائران، شمع‌ها را نه فقط به نیت حاجت، که برای هم‌دردی با زینب کبری (س) در دستانشان می‌گیرند؛ بانویی که در تاریکی مطلق کربلا، چراغ ایمان و عقلانیت را در میان وحشت و غارت، برافروخته نگاه داشت.

صدای هق‌هق‌های پنهانی که از گوشه‌وکنار صحن به گوش می‌رسد، فضای حرم را به لرزه درآورده است. این‌جا خبری از شور طبل‌ها و سنج‌های ظهر عاشورا نیست؛ اینجا فقط صدای بغض خادمان و نجواهای بریده‌بریده‌ی عزاداران است که در بادِ شامگاهی می‌پیچد. گویی دیوار‌ها نیز می‌دانند که چه بار سنگینی از حزن بر شانه‌ی شهر سنگینی می‌کند.

یکی از جانسوزترین صحنه‌های شام غریبان امسال در شیراز، حضور پررنگ کودکانی بود که گویی آمده بودند تا جای خالی کودکان کاروان امام حسین (ع) را پر کنند. دخترکان و پسران خردسال با سربند‌های منقش به نام «رقیه (س)» و «یا حسین (ع)»، شمع‌های لرزان را در دست گرفته بودند و با چشمانی که گویی از ترس خیمه‌های سوخته خیس بود، به گنبد فیروزه‌ای چشم دوخته بودند.

مادران، آرام در گوش فرزندانشان زمزمه می‌کردند؛ روایتی از بانویی که در میان دود و آتش، به‌دنبال کودکان گمشده‌اش می‌گشت. این آموزش عشق در بستر درد است؛ میراثی که از دستان مادران شیرازی به دستان کودکان منتقل می‌شود.

در بخش‌هایی از آیین شام غریبان، مرثیه‌خوانان با اشاره به وضعیت حضرت زینب (س) در شامگاه یازدهم محرم، پرده از حقیقتی تلخ برداشتند. عزاداران با شنیدن توصیف شرایط اسرا آن‌جا که خیمه‌ها به یغما رفت و زنان و کودکان در بیابان تاریک، بی‌پناه ماندند بی‌اختیار بر سر و سینه کوبیدند.

شام غریبان، صرفاً عزاداری برای یک مصیبت نیست، بلکه سوگوارانه زیستن در میان حقیقت است؛ حقیقتی که زینب (س) آن را با خون برادر و اسارت خویش، تا ابد زنده نگاه داشت.

در جای‌جای شیراز، از مساجد محلات گرفته تا تکایای قدیمی، مردم شمع‌ها را چیده‌اند. این شمع‌ها، مرز میانِ تاریکی جهل و نور حقیقت‌اند. در میان جمعیت، پیرمردانی دیده می‌شدند که گویی در افکارِ خود، در همان دشت غریب کربلا پرسه می‌زدند؛ مردمی که با ناله‌های زیر لب، گویی در حال تکرار یک عهد بی‌پایان بودند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».

شام غریبان در سومین حرم اهل‌بیت (ع) به پایان می‌رسد، اما شعله‌ی این شمع‌ها در حافظه‌ی شهر تا ابد باقی می‌ماند. امشب، شیراز در سوگ کاروانی است که اگرچه در بند اسارت بود، اما جهان را با فریاد خاموش خویش، برای همیشه بیدار کرد. اینجا، زمین همچنان در سوگ آن شب بی‌پایان می‌لرزد.

انتهای پیام/424