اینجا تاریخ به احترام اشک‌های محرم ایستاده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، انگورستان ملک، شاهکارِ مینیاتوری عصر قاجار در قلب اصفهان، خانه‌ای است که بیش از یک قرن پیش با امضای یک وقف‌نامه، از مالکان زمینی‌اش دل برید و سندش به نام سیدالشهدا (ع) خورد. در روزگاری که آپارتمان‌های سرد هویتی اصفهان را بلعیده‌اند، در خیابان ملک هنوز دری به روی اصالت باز می‌شود. عمارت تاریخی انگورستان ملک، نه یک موزه خاموش، که حسینیه‌ای زنده و تپنده است.روضه‌های محرم در عمارت تاریخی انگورستان ملک اصفهان، یکی از ریشه‌دارترین آیین‌های مذهبی ایران است.

بوی گلاب، دود ملایم اسفند و صدای لرزان مداحی که در میان ستون‌های چوبی پیچیده است؛ این نخستین تصویر ذهنی کسی است که در روزهای محرم یا ایام فاطمیه پا به «انگورستان ملک» اصفهان می‌گذارد. خانه‌ای تاریخی در محله قدیمی شیخ یوسف (خیابان ملک فعلی) که بیش از آنکه یک بنای شاهکار قاجاری باشد، یک حسینیه زنده و تپنده در قلب اصفهان است.

گزارش روایی ما از عمارتی است که هر سال با آغاز محرم، شیشه‌های رنگی ارسی‌هایش با خون دل عزاداران سرخ می‌شود و دیوارهای گچی‌اش، روایت‌گر بیش از 130 سال دلدادگی، سنت چای‌ریزی قجری و روضه‌های اصیل اصفهانی است.

خانه باغی که وقف اشک شد

انگورستان ملک در زمان نادرشاه افشار، باغ انگوری بزرگی بود که به عنوان مالیات از مردم گرفته شد. در دوران ناصرالدین‌شاه، حاج محمدابراهیم خان، ملقب به «ملک‌التجار» که از تجار خوش‌نام و ثروتمند اصفهان بود، این باغ را خرید. او بخش عمده‌ای از باغ را بازسازی کرد و عمارتی با شکوه در آن بنا نهاد تا هم محل سکونت و تجارتش باشد و هم مکانی برای برگزاری مراسم مذهبی.

نقطه عطف تاریخ این عمارت در سال 1311 هجری قمری (حدود 133 سال پیش) رقم خورد؛ زمانی که ملک‌التجار وقف‌نامه‌ای تنظیم کرد و این بنای بی‌نظیر را وقف برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) و کمک به نیازمندان کرد. در زمان پهلوی اول و ممنوعیت روضه‌خوانی، درهای این خانه بسته نشد و مردم پنهانی و از کوچه‌های پشتی، خود را به زیر سقف شیشه‌ای آن می‌رساندند تا روضه امام حسین تعطیل نشود.

شاهکار معماری؛ وقتی نور و چوب به احترام عزا می‌ایستند

معماری انگورستان ملک هوشمندانه و کاملاً در خدمت کاربری مذهبی آن است. این عمارت شامل بخش‌های مختلفی از جمله حیاط بیرونی، حیاط اندرونی، شاه‌نشین، و اتاق آرامگاه (محل دفن خود ملک‌التجار و همسرش) است.

تالار مرکزی (حسینیه): قلب عمارت، یک تالار وسیع است که با ارسی‌های (پنجره‌های چوبی مشبک) غول‌پیکر و شیشه‌های رنگی احاطه شده است. نور آفتاب پس از عبور از این شیشه‌های سرخ، آبی و زرد، روی فرش‌های دستباف کف تالار فرومی‌نشیند و فضایی وهم‌آلود و معنوی ایجاد می‌کند.

سقف شیشه‌ای و چوبی: تالار مرکزی دارای یک سقف چوبی با گچ‌بری‌های سنگین است؛ اما در بخش حیاط، سقفی شیشه‌ای تعبیه شده که در گذشته هنگام روضه‌ها، روی آن را با چادرهای بزرگی (خیمه) می‌پوشاندند تا هم فضا خنک بماند و هم حس خیمه عزا تداعی شود.

ستون‌های قاشقی: ستون‌های چوبی بلند با سرستون‌های مقرنس‌کاری شده، سقف را نگه داشته‌اند و دور تا دور تالار، بالکن‌هایی (گوشواره) قرار دارد که در زمان روضه، محل جلوس بانوان است.

روایت باران اشک در میان شیشه‌های رنگی (روایت یک روز روضه)

ساعت از 7 صبح گذشته، اما صف جمعیت تا اواسط خیابان ملک امتداد یافته است. پیر و جوان، با لباس‌های سیاه‌رنگ، آرام و با احترام وارد دالان ورودی می‌شوند. از دالان که عبور می‌کنی، ناگهان خنکای تالار و ابهت ستون‌های چوبی چشمت را می‌گیرد. عطر چای دارچین و گلاب فضای عمارت را پر کرده است. منبر قدیمی و بزرگ عمارت در صدر تالار قرار گرفته؛ منبری چوبی و کنده‌کاری‌شده که چندین نسل از بزرگ‌ترین خطبای کشور و اصفهان بر آن سخنرانی کرده‌اند. جمعیت فشرده نشسته‌اند.

با شروع روضه و طنین صدای واعظ، صدای هق‌هق گریه از هر گوشه عمارت بلند می‌شود. شیشه‌های رنگی ارسی‌ها با هر بار جابجا شدن ابرها در آسمان، رنگِ کف تالار را تغییر می‌دهند؛ گاهی سرخ به رنگ خون، گاهی سبز به رنگ آرامش. اینجا روضه فقط شنیده نمی‌شود، بلکه با تمام حواس پنج‌گانه حس می‌شود.

در کوچه پس‌کوچه‌های انگورستان؛ گفت وگو با زائران و مجاوران

برای درک بهتر اصالت این روضه‌ها، با چند تن از حاضران و خادمان قدیمی این عمارت گفتگو کردیم.

روایت اول: این خانه، شناسنامه روضه‌های اصفهان است

حاج اصغر، پیرمرد 72 ساله‌ای که محاسن سپیدش با پیرهن سیاهش تضاد زیبایی ساخته، روی یکی از صندلی‌های تالار پشتی نشسته است. او می‌گوید: من از شش سالگی دست در دست پدرم به این روضه می‌آمدم. آن زمان‌ها خیابان به این شکل نبود. یادم هست که چادر بزرگی روی حیاط می‌کشیدند. برای ما اصفهانی‌ها، انگورستان ملک فقط یک بنای تاریخی نیست؛ اینجا شناسنامه روضه‌های اصفهان است. خیلی از گره‌های زندگی من و خانواده‌ام با نذر و نیاز در این تالار و کنار قبر ملک‌التجار باز شده است. باصفاتر و بی‌ریاتر از این روضه پیدا نمی‌کنید.

روایت دوم: معماری اینجا خودش با آدم حرف می‌زند

زهرا، دانشجوی 24 ساله معماری که به همراه مادرش به عمارت آمده، در حالی که به گچ‌بری‌های سقف نگاه می‌کند، می‌گوید: من ابتدا برای اردوی دانشجویی و دیدن معماری قاجار به اینجا آمدم؛ اما وقتی فهمیدم هنوز در این مکان روضه برگزار می‌شود، مجذوبش شدم. امروز آمدم تا اتمسفر این فضا را در زمان کاربری اصلی‌اش حس کنم. ببینید چطور معمار توانسته نوری که از پنجره‌ها وارد می‌شود را با حزن روضه ترکیب کند. وقتی روضه‌خوان از کربلا می‌گوید و شما به این شیشه‌های سرخ نگاه می‌کنی، ناخودآگاه بغضت می‌ترکد. این یعنی پیوند دین، هنر و زندگی.

روایت سوم: خدمت در این عمارت، ارثیه خانوادگی ماست

سید رضا، یکی از چای‌ریزان و خادمان عمارت که سینی‌های ورشو قدیمی را جابجا می‌کند، با لبخند می‌گوید: پدربزرگم خادم این خانه بود، بعد پدرم و حالا هم من. ما پولی برای این کار نمی‌گیریم؛ برکت زندگی‌مان را از صاحب این خانه (امام حسین(ع)) می‌گیریم. در تمام این سال‌ها آدم‌های بزرگی را دیده‌ام که به این عمارت آمده‌اند؛ از علمای طراز اول تا مسئولان و مردم عادی؛ اما اینجا همه روی فرش‌های ملک‌التجار یکسان می‌نشینند. نذری اصلی اینجا چای سنتی است که در استکان‌های کمر باریک داده می‌شود و طعمش با تمام چای‌های دنیا فرق دارد.

وقتی مراسم تمام می‌شود و جمعیت کم‌کم عمارت را ترک می‌کنند، انگورستان ملک دوباره در سکوتی پرابهت فرو می‌رود. خورشید ظهر اصفهان مستقیماً بر شیشه‌های ارسی می‌تابد و طرح‌های اسلیمی را روی دیوارهای گچی می‌اندازد.

انگورستان ملک یک نمونه بی‌نظیر از زنده ماندن سنت‌ها در دل مدرنیته است. عمارتی که در آن، هنر معماری ایرانی و ارادت به اهل بیت(ع) چنان در هم تنیده‌اند که تفکیک‌شان غیرممکن است؛ خانه‌ای که هنوز هم پس از قرن‌ها، هر سال سیاه‌پوش می‌شود تا روایت‌گر داستانی باشد که هرگز کهنه نمی‌شود.

امروز این بنا زیر نظر سازمان اوقاف و امور خیریه استان اصفهان مدیریت می‌شود. در واقع، سازمان اوقاف به عنوان ناظر بر اجرای صحیح نیت واقف (ملک‌التجار) عمل می‌کند تا درآمد حاصل از موقوفات این عمارت، دقیقاً صرف برپایی روضه‌ها، نگهداری از بنا و کمک به نیازمندان شود. از نظر تاریخی و معماری، این عمارت متعلق به حاج محمدابراهیم ملک‌التجار است، اما از نظر حقوقی و عقیدتی، یک موقوفه عمومی است که به نام مبارک امام حسین (ع) سند خورده است.

انتهای پیام/174