مراقبت جبهه حق در برابر بازتولید جریان استبداد

خبرگزاری تسنیم ـ فاطمه شکیب‌رخ*؛ در فرهنگ شیعی، یزید تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او نماد یک جریان، یک سنت و یک مکتب است. یزید نماینده استبداد، بی‌عدالتی، ریاکاری دینی و بی‌اهتمامی به کرامت انسانی بوده و به تبع آن نیز، واقعه عاشورا نه فقط تقابل امام حسین(ع) با یزیدیان، که تقابل «حق» و «باطل» در گذر تاریخ است. بنابراین، جریان یزید در یک قطعه از تاریخ باقی نمانده و با مرگ وی تمام نشده است.

قرآن کریم بارها به «سنت‌های الهی» در تاریخ اشاره می‌کند؛ قوانینی که تغییرناپذیرند و در طول اعصار تکرار می‌شوند. یکی از این سنت‌ها، تقابل جبهه حق و باطل است. بر اساس آیه 251 سوره بقره، اگر خداوند دفع برخی انسان‌ها به‌وسیله برخی دیگر را مقدر نمی‌کرد، زمین دچار فساد می‌شد و امکان زندگی روی زمین نمی‌بود.

ویژگی‌ سنت رفتاری یزید را باید در عواملی مانند؛ تقدیس قدرت و عدم التزام به اخلاقیات انسانی دانست، چنانچه وی برای حفظ خلافت خود حاضر شد از همه ارزش‌های اسلامی عبور کند در حالی که دچار فساد اخلاقی نیز بود؛ آشکارا شراب می‌نوشید، فاجر، زن‌باز، بوزینه‌باز و سگ باز بود.(1)

از آنجا که ویژگی‌های سنت یزیدی، منطبق با جبهه کفر و باطل است ادامه آن در ادوار تاریخی مشهود بوده، چنانچه، امام شهید، در بیانات متعددی به این موضوع اشاره کرده‌اند که جریان استکبار جهانی به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، ادامه‌دهنده همان خط یزید هستند. در نگاه ایشان، «یزید» فقط یک شخص نیست؛ بلکه منطق قدرت‌طلبی بی‌حد، قلدری، بی‌اخلاقی سیاسی و ظاهرگرایی دینی است؛ منطقی که امروز در قالب نظام سلطه ظاهر شده است.

بنابراین، تقابل با دین با ظاهرگرایی دینی، سلطه‌گری و بی‌عدالتی، تحریف و وارونه‌نمایی حقیقت از مهمترین ویژگی‌های یزیدیان امروز است که پیشتر توسط محصول نظام سلطه، یعنی گروه‌های تکفیری مثل داعش که به نام اسلام، بدترین جنایت‌ها را در حق بشریت مرتکب شدند، دیده شد. همان‌گونه که خوارج دیروز در برابر امیرالمؤمنین(ع) ایستادند، در حالی که قرآن‌خوان‌ترین مردم زمان خود بودند؛ اما در عمل، تیشه به ریشه دین زدند و ضرباتی ماندگار و مهلک بر پیکره ی اسلام حقیقی وارد ساختند. اگر یزید برای حفظ قدرت، امام حسین(ع) را به شهادت رساند، آمریکا و متحدانش برای حفظ هژمونی خود، ده‌ها کشور را به آتش و ویرانی کشیده‌اند. از ویتنام تا عراق و افغانستان و یمن با قربانی کردن کودکان بی‌گناه، زنان بی‌پناه و مردم عادی، برای قدرت‌طلبی‌ خود، یزید وارانه در میدان حاضر شدند و با سلاح های مدرن از شمشیر به بمب‌های فسفری آمریکایی در حق بشریت ظلم ها روا داشتند.

در مکتب یزیدیان، رسانه منحرف از بازوان قدرت و یاری دهنده آنان بوده، این رسانه متخلق به اخلاق نیست و در مقابله با حق، با تاکتیک‌هایی مانند تحریف واقعیت و پروپاگاندا در حمایت اهداف این مکتب می ایستد. یزید در حالی که خود را خلیفه مسلمین و امام حسین(ع) فرزند رسول خدا(ص) را «خارجی» معرفی می‌کرد. این حق را برخود مشروع کرده بود که خروج کننده ی بر حکومت خویش را به قتل برساند حتی اگر فرزند رسول خدا (ص) باشد و این امر حاکی از قدرت قوی رسانه او بود که اذهان را در جهت پذیرش این جنایت آماده می ساخت. رسانه‌های امروز استکبار نیز دقیقا با ایفای همین نقش و تلاش های گفتمانی، جای جلاد و شهید را عوض می کند؛ شهید را تروریست و ستمگر را مدافع حقوق مردم معرفی می‌کنند.

در اندیشه مبارزاتی امام شهید خامنه‌ای، مبارزه با یزیدیان عصر به کرات دیده می شود. ایشان در بیانات خود، بارها تأکید کرده‌اند: «جنگ میان جبهه حسینی و جبهه یزیدی تمام نشدنی است.» (1403). ایشان در جای دیگری فرمودند: «اگر ما در مقابله با آمریکا (یزید زمان) کوتاه بیاییم، خدای متعال ما را هم به همان سرنوشت و همان دوزخی که آن ستمگر را ( یزید) مبتلا خواهد کرد مبتلا می‌کند». (1398)؛ «در این مصافی که وجود دارد، این مصاف حق و باطل، مصاف توحید و طاغوت -که ناگزیر چنین مصافی وجود دارد- آن که خدای متعال مقدّر کرده است که پیروز بشود، جبهه حق است؛ یعنی شما ملّت ایران، اگر همان جور که تا حالا حرکت کرده اید، حرکت را ادامه بدهید، قطعاً بر دشمنانتان پیروز خواهید شد؛ یعنی بر آمریکا پیروز (خواهید شد)». (1398)

نکته محوری در بیانات رهبر شهید، نگاه تمدنی به عاشورا است. ایشان معتقدند که انقلاب اسلامی نه یک رویداد سیاسی صرف، بلکه حرکتی برای برپایی تمدن نوین اسلامی بر اساس ارزش‌های حسینی است و تقابل با استکبار، تقابل با همان جریانی است که در کربلا در برابر حق ایستاد.

در این نگاه، مبارزه با اسرائیل مبارزه با فرزند ناخلف یزید است؛ هم‌آغوشی نتانیاهو و آل‌سعود، یادآور هم‌پیمانی یزید و عمرو بن عاص است. تحریم‌های ظالمانه علیه ملت ایران، دنباله‌ای از محاصره آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.

تفاوت‌ها؛ موقعیت‌ها عوض شده‌اند

اما میان یزید دیروز و یزید امروز یک تفاوت بنیادین وجود دارد و آن تغییر موضع حق و باطل در صحنه تاریخ است. در کربلا، حق در اقلیت مطلق بود و باطل در اوج قدرت. امروز جبهه حق و جبهه مقاومت با انقلاب اسلامی ایران به قدرتی رسیده که مستکبران را به وحشت انداخته است.

در عصر عاشورا، یزید در مسجدالنبی بر منبر می‌نشست و به امام حسین(ع) جسارت می‌کرد. امروز یزیدیان از شنیدن نام حسین(ع) و نام خمینی(ره) به هراس می‌افتند. آن روز نیزه‌ها سر مقدس امام را بالا می‌بردند و شعار «لا لعِبَ و لا لَهوَ» سر می‌دادند؛ امروز رسانه‌هایشان از «انقلاب اسلامی» و «جبهه مقاومت» با خشم و واهمه یاد می‌کنند.

وظیفه امروز؛ بصیرت حسینی

اگر در عاشورا، بصیرت مردم کوفه را نابود کرد و یزیدیان با تزویر و تطمیع، امت را از گرد امامشان پراکندند، امروز مهم‌ترین سلاح در برابر یزیدیان نو، «بصیرت» و «ولایت‌مداری» است.

امام خامنه‌ای مکرر تأکید کرده‌اند که دشمن امروز تلاش می‌کند با «جنگ نرم»، «شبهه‌افکنی» و «ایجاد تردید»، همان کاری را بکند که یزید با نیرنگ و تطمیع انجام داد. دشمن امروز یزیدی است که لباس رسانه پوشیده و سلاحش نه شمشیر که «روایت‌سازی» است.

برای نسل امروز، شناخت یزیدیان عصر ضرورتی انکارناپذیر است. تا زمانی که روحیه استکبارستیزی و ظلم‌ستیزی زنده است، عاشورا نیز زنده است و تا نام حسین(ع) بر زبان‌ها جاری است، یزیدیانِ تاریخ محکوم به شکست‌اند.

(1)ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج65، ص403؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج5، ص319.

*دکتری تاریخ تشیع

انتهای پیام/