بعثت مردم؛ حرکت از سوژه سیاسی به فاعل تمدنی

خبرگزاری تسنیم ـ علیرضا محمدلو*؛ شهادت در ادبیات دینی یک تحول ارادی و آگاهانه و جوهری است که ارزش تلقی می شود والا که تغییرات عرضی و مهندسی شده و ناخوداگاه، تأثیر ویژه‌ای در شخصیت و هویت افراد برای رسیدن به نقطه ارزشمند شهادت ندارند. فارغ از اینکه این ارزش متعالی یعنی شهادت، افراد را در طبقه بهتر و برتری از جهت معنا و معنویت قرار می دهد، در دیالکتیک اجتماعی، تغییرات و تحولات فردی و عمومی را نیز رقم می زند که تبدیل به یک سوژه مطالعاتی برای بررسی آثار این واقعه، می‌شود.

در نگاه اندیشمندی مثل مانوئل کاستلز که از قدرت ارتباطات و جامعه شبکه‌ای صحبت می‌کند، پویایی یک نظام یا شبکه بر این است که سه ویژگی عمده داشته باشد؛ اول اینکه خودتولید باشد یعنی مولد‌بودن و مؤثربودن و مستقل‌بودن در تأمین نیازهای شبکه و جامعه و نظام، یک ویژگی راهبردی است. دوم اینکه خودگردان باشد یعنی نظام توزیع، تدارک ببیند و گردش وضعیت، توسط خود سیستم صورت بگیرد و نیاز به مدیریت از بیرون نداشته باشد. سوم اینکه خودگزین باشد یعنی در انتخاب هایش نیز مستقل عمل کند و نیاز به مهندسی از بیرون نداشته و با اراده و آگاهی و استقلال به سمت تأمین نیازهایش حرکت بکند.

با این بیان وقتی به انبعاث درونی مردم ایران تحت تأثیر شهادت امام خامنه‌ای می‌نگریم شاهد یک شبکه خودجوش و مستقلی هستیم که هم مولد است هم خودگردان است هم خودگزین و یک نمایش تمام عیار از جامعه‌ای است که در قامت یک نظام راهبری عمل می‌کند. در واقع بر خلاف اندیشه‌های غرب‌پایه که مردم و جمهوریت یک ابژه مطالعاتی و یک سوژه سیاسی تحت عنوان مدیریت افکار عمومی است و به نوعی یک ریسک و خطر برای حکمرانی محسوب می‌شود، در ایران و خیابان‌های ایران نشان داد که ذیل شهادت رهبری، نه یک تهدید که تبدیل به یک فرصت و امنیت شده است.

با این توضیح که مردم و جامعه و جمهور، نه صورت مسأله که خود تبدیل به بخشی از راه حل برای حکمرانی شده است. مردم یک راهبرد حل مسأله است نه یک موضوعی که وبال گردن نظام بوده و باید در بسته تدبیر و سیاست قرار بگیرد. اثر شهادت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و در امتداد آن شهادت قائد شهید، یک تحول جوهری امنیت آفرین و خودجوش رقم زده که بنیادهای فکری و انسان تراز تمدن غرب را در می‌نوردد و در یک افق بالاتر انسانی و تمدنی تعریف می‌شود.

انسان در مکتب امام حسین(ع)، یک موجود شرور یا چموش یا آنرمال نیست که نیاز به استانداردسازی و خط کشی و به اصطلاح فریمینگ و چارچوب‌سازی داشته باشد که با صنعت سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی مسخ و بی‌روح شود که برعکس یک هویت آزاد و قاعده‌مند و تمدن‌ساز است که مبعوث و مسئول می‌شود و صحنه را مدیریت می‌کند و ورق وضعیت‌ها را برمی‌گرداند.

*پژوهشگر رسانه

انتهای پیام/