تعزیه؛ سرمایه راهبردی ایران در دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 01 تير 1405 - 16:28
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تعزیه در نگاهی کلان، فراتر از یک آیین نمایشی مذهبی، «سرمایهای راهبردی» برای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است. این هنر دیرپا، منبعی سرشار از هویت، عاطفه و معناست که ظرفیتهای بینظیری برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی، تقویت انسجام فرهنگی و بازنمایی چهرهای تمدنی از ایران در عرصه بینالملل دارد. بهرهبرداری از این میراث، نیازمند گذار از نگاه «میراثمحور» به نگاه «کارکردمحور» است تا تعزیه بتواند به زبانی فعال در دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود.
تعزیه در چارچوب نظری دیپلماسی فرهنگی
دیپلماسی فرهنگی، فرآیند پیوند میان ملتها از طریق بهرهگیری از سرمایههای نمادین است. در نظریه «قدرت نرم»، جذابیت فرهنگی و توانایی اقناعِ بدون اجبار، نقشی کلیدی دارد. هنرهای نمایشی، بهویژه تعزیه، به دلیل ایجاد «تجربه مشترک و حضوری» میان اجراگر و مخاطب، تأثیری عمیقتر از رسانههای صرفاً دیداری یا مکتوب بر جای میگذارند. تعزیه در این میدان، سه کارکرد بنیادین دارد:
کارکرد هویتی: بازنمایی روایتهای تاریخی که در حافظه جمعی ایرانیان ریشه دوانده است.
کارکرد اخلاقیانسانی: انتقال مفاهیم جهانشمولی همچون عدالت، آزادگی و مقاومت در برابر ظلم که فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
کارکرد ارتباطی: خلق تجربهای همدلانه که مخاطب را فارغ از زبان مادری، با متنِ حماسه پیوند میدهد.
قابلیتهای دراماتیک و نظام نشانهای تعزیه
ساختار دراماتیک تعزیه از عناصری بهره میبرد که برای مخاطب بینالمللی نیز آشنا و گیراست:
تقابل خیر و شر: این دوگانه در تعزیه با ظرافتی بصری (تضاد در رنگ لباس، لحن موسیقایی و حرکات نمایشی) به تصویر کشیده میشود. رنگ بهعنوان «کد اخلاقی» (سبز برای اولیا، قرمز برای اشقیا) زبانی بصری میسازد که به سرعت در ذهن مخاطب جهانی رمزگشایی میشود.
زمان آیینی و مینیمالیسم: تعزیه زمان تاریخی را به «زمان حالِ ابدی» تبدیل میکند. بهرهگیری از حداقل دکور، تعزیه را به تئاتر مدرن نزدیک کرده و امکان بازآفرینیهای خلاقانه در صحنههای بینالمللی را فراهم میسازد.
زبان فرازبانی موسیقی: موسیقی دستگاهی تعزیه برخلاف زبان، به ترجمه نیاز ندارد و مستقیم با ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار میکند.
کارکردها و افقهای دیپلماسی فرهنگی
تعزیه میتواند در مسیر توسعه روابط فرهنگی ایران با جهان، نقشهای کارکردی زیر را ایفا کند:
ایجاد تجربه عاطفی مشترک: اجرای زنده تعزیه میتواند مخاطب خارجی را درگیر تجربهای احساسی کند؛ همدلی عاطفی، نخستین گام در مسیر شناخت پایدار فرهنگی است.
بازنمایی تمدن ایرانی اسلامی: این هنر سندی گویا بر غنای هنری و تاریخی ایران است و نشان میدهد که ما دارای سنتی نمایشی با ساختار منسجم، موسیقی پیشرفته و نظام نشانهای پیچیده هستیم.
بستر تولیدات مشترک: ساختار اپیزودیک و نمادین تعزیه، ظرفیت بالایی برای همکاری با هنرمندان سایر کشورها دارد تا روایتهایی مشترک با حفظ اصالتهای آیینی شکل بگیرد.
کلام آخر
تعزیه، بهعنوان نظامی پیچیده از روایت و آیین، ظرفیتی فراتر از کارکرد مذهبی دارد. برای بهرهگیری از این سرمایه در دیپلماسی فرهنگی، باید با رویکردی تحلیلی و بازآفرینانه، از «میراث ایستا» به سمت «نظام پویای گفتوگو» حرکت کرد. تدوین الگویی که بر استخراج عناصر «قابل ترجمه»، بازآفرینیهای زیباییشناختی برای مخاطب مدرن و برنامهریزی برای اجراهای بینالمللی استوار باشد، تعزیه را به زبانی فعال در روابط فرهنگی بدل خواهد کرد. در این صورت، تعزیه نه به عنوان یک آیینِ صرف، بلکه به عنوان «روایت اخلاقی ایرانی اسلامی» در جهان مطرح شده و تصویر تمدنی ما را در حافظه جهانی ارتقا خواهد داد. این هنر میتواند در قامت یک دیپلمات فرهنگیِ بیصدا اما تأثیرگذار، بسترهای جدیدی برای دیالوگ میان ایران و جهان فراهم آورد.
نویسنده: مهدی شاهرضائی
انتهای پیام/