ببینید| روایت ساعات نخست پس از شهادت شهید امیرحسین فقهی
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
- 31 خرداد 1405 - 12:49
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری تسنیم، «محمدرضا کاردان» معاون سازمان انرژی اتمی، در مراسم نخستین سالگرد شهادت شهید «سید امیرحسین فقهی» در دانشگاه شهید بهشتی اظهار کرد: حقیقتاً صحبت کردن درباره برادر عزیزمان شهید دکتر فقهی برای من بسیار سخت است. شهید فقهی برای من به شدت با جنگ 12 روزه آغشته و آکنده شده است. لحظهلحظه روزهایی که در آن جنگ گذراندیم، برای من سرشار از خاطرات آن روز جمعهای است که این اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: در اولین ساعات حمله، ظرف حدود نیم ساعت تا 45 دقیقه خودم را به دفتر رساندم. گرچه به ما گفته بودند از تلفن همراه استفاده نکنید، اما چارهای نبود؛ برای حفظ ارتباطات ناچار بودیم از تلفن استفاده کنیم.
کاردان تصریح کرد: حقیقت این است که همه ما پیشبینی میکردیم که مورد تهاجم قرار خواهیم گرفت. یاد همه شهدا گرامی و روحشان شاد. به خاطر دارم روز 28 اسفندماه در جلسهای خدمت شهید سپهبد محمد باقری و آقای اسلامی بودیم. شهید باقری همانجا با صراحت گفتند که بدون تردید مورد تهاجم قرار خواهیم گرفت. حتی رو به حاضران گفتند که به سفر، گردش و تفریحات نروید و مطمئن باشید که این اتفاق خواهد افتاد.
معاون سازمان انرژی اتمی ادامه داد: بنابراین ذهنیت وقوع حمله در همه ما وجود داشت، اما حقیقتاً تصورمان این نبود که با چنین وضعیتی مواجه شویم؛ یعنی 12 روز بمباران شدید در تهران. همه ما فکر میکردیم شاید یک یا چند حمله به تأسیسات صورت بگیرد و بعد از آن جلسات و شوراها برقرار باشد؛ مسئولان کشور در دسترس باشند و بتوانیم کارها را ادامه دهیم.
وی یادآور شد: اما از همان ساعت سه و نیم یا چهار بعدازظهر که به سمت محل کار حرکت کردم، مشخص شد که شرایط کاملاً متفاوت است. با موجی از حملات مواجه بودیم. تهران هدف قرار گرفته بود و اخبار شهادت شهیدان عباسی، طهرانچی، باقری، سلامی و حاجیزاده یکی پس از دیگری به ما میرسید.
کاردان خاطرنشان کرد: در آن شرایط، شخصاً بسیار نگران نطنز و اصفهان بودم. به دلیل مسئولیتی که داشتم، دغدغه انتشار مواد پرتوزا را داشتم. البته ما بارها گفته بودیم که به جز تهران و بوشهر، اگر تأسیسات ما دچار آسیب شوند، نشت مواد پرتوزا نخواهیم داشت. حتی در جلسات متعدد این موضوع را مطرح کرده بودیم؛ هرچند برخی با این نظر موافق نبودند. با این حال، نگران بودم که اگر اتفاقی رخ دهد، چه پیامدهایی خواهد داشت.
معاون سازمان انرژی اتمی در ادامه گفت: حدود ساعت پنج عصر بود که تلفن همراه من زنگ خورد. دیدم خانم آبتین، همسر شهید فقهی، پشت خط هستند و گریه میکنند. ابتدا تصور کردم اتفاق دیگری افتاده است. شهادت شهید عباسی را میدانستم و از آن مطلع بودم، اما نمیفهمیدم چرا ایشان اینگونه گریه میکنند.
وی افزود: همسر شهید گفتند: «از امیرحسین خبر داری؟ جواب تلفنش را نمیدهد.» حتی گفتند یکی از بستگانشان را فرستادهاند تا به منزل برود و ببیند چه اتفاقی افتاده است. حقیقتاً به ذهنم نمیرسید که برای شهید فقهی اتفاقی افتاده باشد. پس از پایان تماس، با وجود اینکه ارتباطات تقریباً قطع شده بود و به سختی میتوانستیم با یکدیگر تماس بگیریم، با برخی دوستان و مسئولان تماس گرفتم و پیگیر شدم.
کاردان اظهار داشت: اغراق نمیکنم؛ ما با همه شهدای عزیزمان از جمله شهید عباسی، شهید شهریاری، شهید طهرانچی، شهید ذوالفقاری و دیگر عزیزان ارادت و ارتباط داشتیم، اما واقعاً وقتی نام دکتر فقهی را در میان شهدا آوردند، زانوهایم سست شد. دوستانی که آن لحظه کنار من بودند، این موضوع را به یاد دارند.
معاون سازمان انرژی اتمی گفت: نمیخواهم حرف شعاری بزنم. چه معتقد باشیم و چه نباشیم، این راهی است که همه ما باید برویم. در نهایت همه میمیریم. البته ما معتقدیم شهادت بهترین نوع رفتن است و به نظر من خود شهید فقهی هم دوست داشت به شهادت برسد، اما چیزی که ذهن مرا رها نمیکرد این بود که چگونه این خبر را به همسرش بگویم و چه باید بگویم.
وی بیان داشت: ما معمولاً از شهدا چهرههایی زاهد، قدیس و دستنیافتنی میسازیم، اما شهید فقهی عاشق زندگی بود. عاشق همسرش بود و عاشق دخترش. باور بفرمایید هر وقت از ریحانه حرف میزد، شوق را در چشمانش میدیدم.
وی در ادامه یادآور شد: آن روزها حتی فرصت عزاداری هم نداشتیم. مجبور بودیم کار را ادامه دهیم. یکی از مشکلاتی که همان لحظه با آن درگیر بودیم، مسائل اجرایی و عملیاتی بود. حتی برای جابهجایی یک آزمایشگاه سیار که به اصفهان اعزام شده بود، با مشکلات اداری و بروکراسی مواجه بودیم و باید همان مسائل را حل میکردیم.
کاردان گفت: فردای آن روز، عید غدیر بود. تصور کنید خانوادهای که شب قبل در خانه مادرشان بودهاند، ناگهان متوجه میشوند همسر و پدر خانواده شهید شده است. خانهای ندارند که به آن برگردند، وسایلشان در دسترس نیست و در شوک کامل قرار دارند. واقعاً شرایط بسیار سختی بود و مدام فکر میکردیم برای این خانواده چه باید کرد.
معاون سازمان انرژی اتمی خاطرنشان کرد: اولین بار فکر میکنم سال 1382 یا 1383 بود که دکتر فقهی را دیدم. ایشان دانشجوی شهید شهریاری بود. از شهید شهریاری خواسته بودیم یک دوره آموزشی برای ما برگزار کند. ایشان گفتند دانشجویی دارند که بسیار توانمند است و میتواند این کار را انجام دهد. اولین ملاقات ما از همانجا شکل گرفت.
وی گفت: اولین چیزی که درباره او به ذهن آدم میرسید، هوش فوقالعادهاش بود. واقعاً هوش سرشار و کمنظیری داشت. چهرهای بهیادماندنی، معصومیتی جذاب و فراموشنشدنی و چشمانی نافذ داشت. کسانی که از نزدیک او را دیدهاند، میدانند که چنین شخصیتی به سادگی از ذهن پاک نمیشود. از همان سالها ارتباط ما آغاز شد و تقریباً هر روز با هم در ارتباط بودیم.
کاردان ادامه داد: امروز وقتی به این حوادث نگاه میکنم، یک سؤال ذهنم را رها نمیکند؛ این دانشمندان چه گناهی کرده بودند؟ آیا جرمشان چیزی جز دانستن، علم و دانش بود؟ اگر کمی از فضای سیاسی فاصله بگیریم و حتی بیطرفانه به موضوع نگاه کنیم، واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ چرا دانشمندانی که تنها سرمایهشان علم و دانش بود، باید در خانههایشان و در کنار خانوادههایشان ترور شوند؟ این واقعاً یک جنایت هولناک است.
انتهای پیام/؛