فریاد یاعباس شاهرود؛ خروش عاشقانه هزاران دل در پنجم محرم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود،در شاهرود، پنجم محرم فقط یک روز از تقویم نیست؛ روزی است که شهر رنگ دیگری می‌گیرد. از نخستین ساعات عصر، کوچه‌ها و خیابان‌های منتهی به محل اجتماع، آرام‌آرام مملو از جمعیتی می‌شود که از هر سن و سال و هر قشر و طبقه‌ای خود را به وعده‌گاه عاشقان حضرت عباس(ع) رسانده‌اند.گویی همه شهر قراری نانوشته با علمدار کربلا دارند.

هوا بشدت گرم است ،با اینکه عصر شده ولی خورشید عمود می تابد؛اما نشانه‌های یک اجتماع بزرگ از دور دیده می‌شود. پرچم‌های سیاه بر فراز هیئت‌ها به اهتزاز درآمده‌اند، صدای طبل و سنج از دور شنیده می‌شود و خادمان هیئت‌ها آخرین هماهنگی‌ها را انجام می‌دهند.

 خیابان‌ها کم‌کم به رودخانه‌ای از انسان تبدیل می‌شوند؛ رودخانه‌ای که مقصدش یک نام است؛ «عباس».پیرمردی که عصا به دست دارد، در کنار نوجوانی که سربند  یا قمر بنی‌هاشم  بر پیشانی بسته، آرام قدم برمی‌دارد.

 کودکی بر شانه پدر نشسته و با کنجکاوی به پرچم‌ها نگاه می‌کند.زنان نیز در صفوفی منظم، همراه خانواده‌های خود آمده‌اند تا سهمی از این ارادت جمعی داشته باشند. اینجا همه نسل‌ها در کنار هم ایستاده‌اند.

هر چه به زمان آغاز مراسم نزدیک‌تر می‌شویم، بر حجم جمعیت افزوده می‌شود. هیئت‌های عزاداری یکی پس از دیگری از راه می‌رسند. علم‌ها بالا می‌روند، بیرق‌ها در باد می‌رقصند و صدای نوحه، فضای شهر را در بر می‌گیرد.گویی شاهرود در این روز به یک حسینیه بزرگ تبدیل شده است.

لحظه‌ای که نخستین فریادهای (یاعباس،یا عباس) در میان جمعیت طنین‌انداز می‌شود، حال و هوای مراسم تغییر می‌کند. هزاران نفر یکصدا نام علمدار کربلا را فریاد می‌زنند و این نوا از میان ساختمان‌ها عبور کرده و در سراسر شهر می‌پیچد.

 صدایی که از عمق جان برمی‌خیزد و اشک را بر گونه‌ها جاری می‌کند.در میان جمعیت، چهره‌های بسیاری دیده می‌شود که از شهرها و استان‌های دیگر برای برگزاری این مراسم تاریخی آمده‌اند.

 برخی برای نخستین بار و برخی دیگر سال‌هاست که خود را به این اجتماع می‌رسانند. بسیاری معتقدند حال و هوای (یاعباس) شاهرود را نمی‌توان در قاب تصویر یا کلمات توصیف کرد؛ باید در میان جمعیت بود و این شور را از نزدیک لمس کرد.

دسته‌های عزاداری با نظمی مثال‌زدنی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.تفاوتی میان هیئت‌های قدیمی و جدید نیست؛ همه زیر پرچم حضرت عباس(ع) گرد آمده‌اند.این وحدت و همدلی، یکی از جلوه‌های زیبای این آیین مردمی است.صدای سینه‌زنی آرام‌آرام اوج می‌گیرد.

دستان هزاران عزادار همزمان بر سینه فرود می‌آید و ریتم واحدی در فضای مراسم شکل می‌گیرد.گویی هزاران قلب با یک ضربان مشترک می‌تپد؛ ضربانی که نام عباس(ع) را زمزمه می‌کند.

در گوشه‌ای از مراسم با  حاج رضا  که بیش از 70 سال سن دارد هم‌کلام می‌شوم. او با چشمانی اشکبار می‌گوید:  از کودکی در این مراسم شرکت کرده‌ام. بسیاری از عزیزانم دیگر در میان ما نیستند اما هر سال که به اینجا می‌آیم احساس می‌کنم همه کنارم حضور دارند. این اجتماع بخشی از هویت شاهرود است.

کمی آن‌طرف‌تر، جوانی 25 ساله که همراه دوستانش آمده، می‌گوید:  تمام سال منتظر پنجم محرم هستیم. وقتی جمعیت یکصدا فریاد یاعباس سر می‌دهد، احساس می‌کنم تمام دغدغه‌های زندگی از بین می‌رود. اینجا آدم خودش را به حضرت می‌سپارد.

در میان جمعیت، مادری که دست دو فرزند خردسالش را گرفته نیز از حال و هوای این مراسم می‌گوید:  دوست دارم بچه‌ها از همین سن با فرهنگ عاشورا و محبت اهل بیت(ع) آشنا شوند. این مراسم فقط عزاداری نیست؛ یک درس بزرگ از وفاداری و ایثار است.

با فرارسیدن غروب، شکوه مراسم بیشتر نمایان می‌شود. پرچم‌های سیاه در میان نور چراغ‌ها جلوه‌ای خاص پیدا می‌کنند و صدای نوحه در فضای شهر طنین‌انداز است. هر گوشه از مراسم تصویری ماندگار برای ثبت در حافظه تاریخ به شمار می‌رود.عکاسان و خبرنگاران در میان جمعیت مشغول ثبت لحظه‌ها هستند.

 دوربین‌ها اشک‌های جاری، دستان برافراشته و چهره‌های غرق در اندوه و ارادت را شکار می‌کنند.صحنه‌هایی که هر کدام روایتگر عشقی دیرینه به خاندان اهل بیت(ع) است.نکته قابل توجه در این اجتماع، حضور پررنگ خادمان و نیروهای مردمی است.از نظم‌دهی جمعیت گرفته تا توزیع آب و پذیرایی از عزاداران، همه چیز بر پایه مشارکت مردم شکل گرفته است.

 مردمی که خدمت به عزاداران حضرت عباس(ع) را افتخاری بزرگ می‌دانند.در میانه مراسم، بارها نام حضرت عباس(ع) با بغض و اشک بر زبان عزاداران جاری می‌شود. علمدار وفاداری که در سخت‌ترین لحظات کربلا دست از حمایت امام زمان خود برنداشت و با ایثار جان، الگویی جاودانه برای آزادگان جهان شد.

گزارش از علیرضا رحیمیان

انتهای پیام/363/