«من ایرانم» تمام شد، اما قرار است با چهره‌ای تازه برگردد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پیدا کردن نقطه شروع یک پروژه بزرگ رسانه‌ای، حتی در شرایط عادی نیز آسان نیست؛ چه برسد به روزهایی که پشت‌سرهم با تغییرات، فشارها و پیچیدگی‌های غیرقابل پیش‌بینی همراه می‌شود. برنامه تلویزیونی «من ایرانم» نیز از همین قاعده مستثنی نبود. ایده‌پردازی اولیه، شکل‌گیری تیم‌های مختلف، هماهنگی برای تولید و اجرای مناسب، و مهم‌تر از همه مدیریت روندی که در بحبوحه شرایط سخت و پرالتهاب آغاز شده بود، همگی دست‌به‌دست هم داد تا این برنامه به یک تجربه رسانه‌ای متفاوت تبدیل شود.

در این گزارش، روایت روند شکل‌گیری و ادامه مسیر «من ایرانم» از زاویه‌ای دیگر هم قابل توضیح است: این برنامه مانند تلاقی چند جریان بود که ابتدا جدا از هم حرکت می‌کردند، اما با تکانه‌های بزرگ رخ‌داده، به هم پیوستند تا یک رودخانه جریان‌ساز و زنده تشکیل دهند. حاصل این پیوستگی نه فقط در ساختار تولید، بلکه در نوع نگاه برنامه به گفت‌وگو، مخاطب و مسائل جامعه دیده می‌شد.

روایت آب‌های پیوسته

اگر «من ایرانم» را به جریان‌های متفاوتی تشبیه کنیم که پیش از این مسیرهای جداگانه‌ای را طی می‌کردند، باید گفت این برنامه نقطه تلاقی آن‌ها بود. با بروز تکانه‌های اجتماعی و سیاسی، این مسیرها به هم پیوستند تا رودخانه‌ای زلال و سرزنده بسازند. حضور «محمدرضا شهیدی‌فرد» در رأس هرم این برنامه، نقطه عطفی بود که عیار کار را بالا برد. تیزبینی، لطافت کلام و مدیریت راهبردی او در این 100 شب، برای اهالی رسانه کلاس درسی تمام‌عیار بود.

آغاز؛ در التهاب شرایط جنگی

پیدا کردن نقطه شروع برای پروژه‌های بزرگ تلویزیونی، همواره با چالش‌های ساختاری و محتوایی همراه است. در مورد برنامه «من ایرانم»، این قاعده نه تنها مصداق داشت، بلکه با پیچیدگی‌های مضاعفی گره خورده بود. از لحظه شکل‌گیری ایده‌های اولیه تا تشکیل تیم‌های تولید در شرایطی که به‌دلیل فضای خاص کشور، بی‌تردید «شرایط جنگی» نام می‌گیرد، مسیر پرفرازونشیبی طی شد. تامین امکانات فنی، بازتعریفِ تیم‌های اجرایی و مواجهه با تغییرات لحظه‌ای در ساختار برنامه، «من ایرانم» را به یکی از سخت‌ترین تجربیات تلویزیونی سال‌های اخیر بدل کرد.

نقش محوری شهیدی‌فرد در تداوم کیفیت

در رأس این تجربه، محمدرضا شهیدی‌فرد به‌عنوان چهره‌ای اثرگذار قرار داشت. حضور او تنها در جایگاه اجرا خلاصه نمی‌شد؛ بلکه به نوعی مسیر برنامه را جهت می‌داد و کیفیت گفت‌وگوها را از نظر محتوا و ریتم، در سطحی بالا نگه می‌داشت. درک دقیق از اجزای برنامه، توجه به آنچه در ذهن طراحان بوده و سپس سنجش و مقایسه آن با خروجی نهایی و بازخورد مخاطب، از جمله ویژگی‌هایی بود که در روزهای مختلف به چشم می‌آمد.

در واقع، شهیدی‌فرد در کنار تسلط بر روند اجرا، یک جنس مشخص از «گفت‌وگوِ تأمل‌برانگیز» را تقویت می‌کرد؛ گفت‌وگویی که هم صریح بود، هم چالشی، و هم از مسیر حاشیه خارج نمی‌شد.

چرا «گفت‌وگوهای مانا» باید در اولویت تلویزیون بماند؟

آنچه تلویزیون را داغ، پرمخاطب و زنده نگه می‌دارد، گفت‌وگوهای واقعی و ماندگار است؛ گفت‌وگوهایی که صرفاً به پاسخ‌های کلی اکتفا نمی‌کنند و تلاش دارند لایه‌های پنهان یک موضوع را روشن کنند. «من ایرانم» در این زمینه توانست نشان دهد اگر رسانه، گفت‌وگو را مبنا قرار دهد و آن را از نظر محتوا و فرم ارتقا دهد، می‌تواند هم برای مخاطب سرگرم‌کننده باشد و هم برای جامعه ظرفیت تولید فکر و تحلیل ایجاد کند.

از همین رو، باید گفت انتظار می‌رود دست‌اندرکاران تلویزیون همان رویکرد گفت‌وگو محور و چالشی را حفظ کنند؛ رویکردی که به‌جای مقطعی‌بودن، قابلیت تداوم دارد و می‌تواند به شکل یک راهبرد دائمی در برنامه‌سازی به کار گرفته شود.

پیگیری تسنیم: بازگشت بعد از محرم و صفر با ایده‌ها و چهره‌های تازه

با پایان 100 شب پخش «من ایرانم»، پرسش اصلی برای مخاطبان، آینده این برنامه است. در همین چارچوب، پیگیری‌های خبرنگار تسنیم نشان می‌دهد این برنامه احتمالاً با ایده‌های جدید، شکل و شمایل دیگر و البته با حفظ کیفیت گفت‌وگوها، پس از ایام محرم و صفر به آنتن بازمی‌گردد.

همچنین در این مسیر، شهیدی‌فرد به عنوان یکی از ارکان اصلی حضور خواهد داشت و احتمالاً برخی مجریان دیگر نیز برای ادامه راه در ساختار برنامه همراه خواهند شد؛ به‌گونه‌ای که هم هویت برنامه حفظ شود و هم ایده‌های نو به آن تزریق شود.

«مراقبت» کلید موفقیت این برنامه بود

یکی از نکات برجسته در «من ایرانم»، موضوع «مراقبت» بود؛ مراقبتی که فقط در یک تصمیم یا یک مرحله خلاصه نمی‌شود، بلکه در رفتار حرفه‌ای عوامل تولید، توجه به جزییات، مدیریت فضا و حتی نحوه تعامل با مخاطب دیده می‌شد.
حالا که فرصت پس از پایان کار فراهم شده، می‌توان با نگاهی دقیق‌تر، از تجربه این برنامه برای فصل‌های آینده استفاده کرد؛ تجربه‌ای که نشان داد اگر رسانه در دستور کار خود گفت‌وگوهای چالشی و نوین را جدی بگیرد و همزمان کیفیت اجرا را نیز تثبیت کند، می‌تواند سرمایه اعتماد عمومی را حفظ کند و آن را ارتقا دهد.

رسانه و ضرورت تداوم گفت‌وگو

آنچه تلویزیون را در دیدگان مردم «داغ، زنده و پویا» نگه می‌دارد، همین گفت‌وگوهای صریح و ماناست. حضور افرادی همچون شهیدی‌فرد و سایر مجریان توانمند، سرمایه‌هایی هستند که نباید به دست فراموشی سپرده شوند. گفت‌وگوهای چالشی، نوین و تأمل‌برانگیز، دقیقاً همان چیزی است که جامعه امروز به آن نیاز دارد و تلویزیون باید این رویکرد را نه به‌عنوان یک اتفاق موقت، بلکه به عنوان «دست‌فرمان اصلی» خود در دستور کار حفظ کند.

انتهای پیام/