بیابان‌زایی؛ وقتی سکوت زمین فریاد آینده را روایت می‌کند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، بیابان‌زایی فقط پیشروی شن‌ها نیست؛ پیشروی فقر، مهاجرت، بحران آب و فرسایش امید در سرزمینی است که روزگاری از خاک حاصلخیز و پوشش گیاهی آن به نیکی یاد می‌شد.

هر سال 27 خرداد، همزمان با روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی و خشکسالی، توجه افکار عمومی برای ساعاتی به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی جهان جلب می‌شود؛ بحرانی که برخلاف سیل و زلزله، ناگهانی نیست و بی‌صدا پیش می‌آید، اما آثار آن می‌تواند ویرانگرتر و ماندگارتر باشد.

بیابان‌زایی یک حادثه طبیعی صرف نیست؛ نتیجه سال‌ها استفاده نادرست منابع آب و خاک، تخریب جنگل‌ها و مراتع، چرای بی‌رویه، توسعه نامتوازن، تغییرات اقلیمی و بی‌توجهی به ظرفیت‌های اکولوژیک سرزمین است. این فرآیند، آرام و خزنده، ابتدا پوشش گیاهی را از بین می‌برد، سپس خاک را فرسوده می‌کند و در نهایت بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی یک منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

کردستان اگرچه در ذهن بسیاری با جنگل‌های بلوط، کوهستان‌های سرسبز و دشت‌های حاصلخیز شناخته می‌شود، اما از خطر بیابان‌زایی مصون نیست. کاهش بارندگی، افت منابع آب زیرزمینی، تغییر الگوی بارش، تخریب مراتع و فشار روزافزون بر منابع طبیعی، زنگ هشداری است که نباید نادیده گرفته شود.

واقعیت این است که از بین رفتن پوشش گیاهی تنها یک مسئله محیط‌زیستی نیست. هر هکتار مرتع تخریب‌شده، یعنی افزایش فرسایش خاک، کاهش توان تولید کشاورزی، تشدید گردوغبار، کاهش نفوذ آب به سفره‌های زیرزمینی و در نهایت افزایش فشار اقتصادی بر روستاها و مهاجرت اجباری ساکنان آن‌ها.

از سوی دیگر، هزینه احیای یک اکوسیستم تخریب‌شده به‌مراتب بیشتر از هزینه حفاظت از آن است. با این حال، در بسیاری از مواقع، منابع طبیعی آخرین اولویت برنامه‌ریزی‌ها قرار می‌گیرد و ارزش اقتصادی خدماتی که طبیعت به جامعه ارائه می‌دهد، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی، اجرای طرح‌های آبخیزداری، آبخوان‌داری، توسعه پوشش گیاهی، مدیریت اصولی چرای دام، جلوگیری از تغییر کاربری غیرمجاز اراضی و استفاده از الگوهای نوین کشاورزی، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای حفظ امنیت زیستی و اقتصادی کشور به شمار می‌رود.

نقش مردم نیز در این میان انکارناپذیر است. هیچ برنامه‌ای بدون مشارکت جوامع محلی، بهره‌برداران، کشاورزان و فعالان محیط‌زیست به موفقیت نخواهد رسید. فرهنگ حفاظت از خاک و منابع طبیعی باید از مدارس آغاز شود و به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل گردد.

از سوی دیگر، دستگاه‌های اجرایی باید نگاه بخشی و جزیره‌ای را کنار بگذارند. مقابله با بیابان‌زایی نیازمند هم‌افزایی میان حوزه‌های منابع طبیعی، محیط زیست، جهاد کشاورزی، مدیریت آب، دانشگاه‌ها و نهادهای محلی است. پراکندگی تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌های کوتاه‌مدت، پاسخگوی بحرانی با این ابعاد نخواهد بود.

کردستان امروز هنوز فرصت دارد تا با تکیه بر ظرفیت‌های طبیعی، اجرای پروژه‌های علمی و مشارکت مردمی، از گسترش این تهدید جلوگیری کند. اما این فرصت نامحدود نیست. هر سال تعلل، بخشی از سرمایه‌ای را از بین می‌برد که بازگرداندن آن شاید دهه‌ها زمان و هزینه نیاز داشته باشد.

بیابان‌زایی پیش از آنکه چهره زمین را تغییر دهد، آینده جوامع را دگرگون می‌کند. اگر امروز برای حفاظت از خاک، مراتع و منابع آب سرمایه‌گذاری نشود، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای مقابله با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی پرداخت.

اکنون زمان آن رسیده است که حفاظت از منابع طبیعی از سطح شعار فراتر رود و به اولویتی واقعی در سیاست‌گذاری، بودجه‌ریزی و مدیریت اجرایی تبدیل شود. سرزمینی که خاک خود را از دست بدهد، دیر یا زود بخش مهمی از امنیت غذایی، توسعه پایدار و سرمایه انسانی خود را نیز از دست خواهد داد.

یادداشت از: بهزاد شریفی‌پور، مدیرکل منابع‌طبیعی استان کردستان

انتهای پیام/