بندعلی‌خان؛ قربانی توسعه بدون حق‌آبه

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ورامین، تالاب بندعلی‌خان تنها یک پهنه آبی در جنوب شرق استان تهران نیست؛ این تالاب یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی دشت ورامین به شمار می‌رود که حیات محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی منطقه با آن گره خورده است. با این حال، سال‌هاست که این زیست‌بوم ارزشمند در سایه تصمیمات عمرانی و بی‌توجهی به تأمین حق‌آبه قانونی خود، روندی مستمر از خشکی و زوال را تجربه می‌کند.

بخشی از بحران امروز تالاب بندعلی‌خان به تغییر مسیر رودخانه‌های شور و دِیری در جریان اجرای آزادراه حرم تا حرم بازمی‌گردد. در پی اجرای این پروژه، مسیر طبیعی ورود آب به تالاب دچار اختلال شد و مقرر بود بخشی از حق‌آبه زیست‌محیطی تالاب، معادل 29 درصد از منابع آبی مرتبط، برای حفظ حیات این اکوسیستم تأمین شود؛ تعهدی که تاکنون به شکل کامل اجرایی نشده و بندعلی‌خان همچنان از حق‌آبه خود محروم مانده است.

اما مسئله تالاب بندعلی‌خان تنها کمبود آب نیست. آنچه این تالاب را به موضوعی راهبردی تبدیل می‌کند، مجموعه خدمات بوم‌سازگانی است که در اختیار منطقه قرار می‌دهد. خدمات بوم‌سازگانی به منافعی گفته می‌شود که طبیعت بدون دریافت هزینه در اختیار جوامع انسانی قرار می‌دهد؛ منافعی که ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی بسیار بالایی دارند اما معمولاً در محاسبات توسعه‌ای نادیده گرفته می‌شوند.

تالاب بندعلی‌خان طی دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان این خدمات در دشت ورامین بوده است. کنترل گردوغبار، تعدیل شرایط اقلیمی، تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی، کاهش آثار خشکسالی، حفظ تنوع زیستی، ایجاد زیستگاه برای پرندگان مهاجر و حمایت از معیشت دامداران و عشایر از جمله کارکردهای مهم این تالاب به شمار می‌رود. در واقع بندعلی‌خان تنها یک تالاب نیست؛ زیرساختی طبیعی است که بخشی از امنیت زیست‌محیطی جنوب شرق استان تهران را تأمین می‌کند.

خشک شدن تالاب به معنای از دست رفتن همین خدمات ارزشمند است. هرچه سطح آب کاهش می‌یابد، خطر شکل‌گیری کانون‌های گردوغبار افزایش پیدا می‌کند، ظرفیت ذخیره و تنظیم آب کاهش می‌یابد و زیستگاه‌های طبیعی منطقه بیش از پیش آسیب می‌بینند. هزینه جبران این خسارت‌ها به مراتب بیشتر از هزینه حفظ و احیای تالاب خواهد بود.

ابعاد اقتصادی این بحران نیز قابل توجه است. طبق امار امور عشایری جنوب‌شرق استان تهران، امسال به دلیل خشک بودن تالاب و از بین رفتن ظرفیت چرای دام، 232 خانوار عشایری با بیش از 33 هزار رأس دام نتوانستند به مراتع اطراف بندعلی‌خان کوچ کنند. نتیجه این وضعیت، وارد آمدن حدود 30 میلیارد تومان خسارت به جامعه عشایری منطقه بوده است؛ خسارتی که تنها بخشی از پیامدهای اقتصادی خشکی تالاب را نشان می‌دهد.

در بسیاری از کشورهای جهان، ارزش خدمات بوم‌سازگانی تالاب‌ها در تصمیم‌گیری‌های کلان لحاظ می‌شود؛ زیرا مدیران دریافته‌اند که نابودی یک تالاب صرفاً از بین رفتن یک منبع آب نیست، بلکه از دست رفتن سرمایه‌ای طبیعی است که در حوزه سلامت، محیط‌زیست، کشاورزی، اشتغال و حتی امنیت اجتماعی نقش‌آفرینی می‌کند.

بندعلی‌خان نیز باید با همین نگاه دیده شود. این تالاب بخشی از هویت طبیعی دشت ورامین و یکی از ارکان تعادل زیست‌محیطی منطقه است. محروم ماندن آن از حق‌آبه قانونی، تنها به خشکی یک تالاب ختم نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از آسیب‌های محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی را به دنبال دارد که آثار آن سال‌ها باقی خواهد ماند.

امروز احیای بندعلی‌خان بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت تبدیل شده است. اجرای تعهدات مربوط به تأمین حق‌آبه، بازگرداندن سهم قانونی تالاب از منابع آبی و توجه به ارزش خدمات بوم‌سازگانی آن، نه یک مطالبه محلی، بلکه اقدامی ضروری برای حفاظت از آینده دشت ورامین و جنوب شرق استان تهران است.

بندعلی‌خان قربانی توسعه نیست؛ قربانی توسعه‌ای است که ارزش سرمایه‌های طبیعی را نادیده گرفته است. اگر این نگاه اصلاح نشود، هزینه‌های فردا بسیار سنگین‌تر از آن چیزی خواهد بود که امروز برای احیای تالاب نیاز است.

یادداشت از: سودابه کمیزی، کارشناس ارشدکشاورزی و پژوهشگر

انتهای پیام/