از حکمرانی خاموش تا معماری معنا در زمان جنگ
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 27 خرداد 1405 - 10:28
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی زن ایرانی و مدیریت خانه به وقت جنگ با حضور مریم منصوری عضو هیات علمی دانشگاه شاهد، سعیده رحیمی پژوهشگر فلسفه دین ، زهرا روحالهی امیری عضو هیات علمی دانشکده تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) و دکتر عطیه کشتکاران پژوهشگر حوزه دین و جمعی دیگر از اساتید و پژوهشگران در دانشگاه باقر العلوم(ع)برگزار شد و طی آن ابعاد کمتر دیدهشده نقش زنان در مدیریت زندگی و حفظ انسجام خانواده در شرایط بحرانی مورد بررسی قرار گرفت.
خانه در زمان جنگ به یک موجودیت زنده تبدیل میشود
در ابتدای این نشست، مریم منصوری به تبیین نسبت میان خانه، معنا و زیست انسانی پرداخت و اظهار کرد: جنگ پیش از آنکه بر جغرافیا فرود آید، بر زمان انسان نازل میشود و نخستین چیزی که در شرایط بحران آسیب میبیند، نظم معنایی زندگی است. و انسان جنگزده بیش از آنکه نگران فروپاشی دیوارها باشد، از فرو ریختن اطمینانها و معنای زیستن هراس دارد و از همین رو، مسئله اساسی در هر جنگ، صرفاً حفاظت از سرزمین نیست، بلکه حفظ امکان زندگی است.
منصوری با بیان اینکه خانه کوچکترین واحد تمدنی و مهمترین عرصه مقاومت اجتماعی است، خاطرنشان کرد: برخلاف تصور رایج، خانه تنها یک فضای فیزیکی نیست، بلکه قلمرو امنیت، خاطره، امید و استمرار حیات اجتماعی محسوب میشود و تمدنها از خانه آغاز میشوند. همچنین جنگ دقیقاً همین نقطه را هدف قرار میدهد، زیرا فروپاشی خانه به معنای گسسته شدن رشتههای معنایی جامعه است، اما تجربه تاریخی زن ایرانی نشان داده که خانه حتی در دشوارترین شرایط نیز میتواند به فضایی برای بازآفرینی زندگی تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد با اشاره به مفهوم بلوغ وجودی خانه تصریح کرد: خانه در دوران صلح محل سکونت است، اما در شرایط جنگ به موجودیتی زنده و فعال تبدیل میشود و هر شیء، هر خاطره و هر مناسبت خانوادگی بخشی از مقاومت فرهنگی را شکل میدهد. از این رو آنچه خانه را از یک مکان به یک جهان تبدیل میکند، حضور انسانی است که بتواند میان اشیا و معنا، میان گذشته و آینده و میان اضطراب و آرامش نسبتی تازه برقرار کند و زن ایرانی در طول تاریخ چنین نقشی را ایفا کرده است. همچنین روایت جنگ بدون توجه به زنان و خانه ناقص خواهد بود، و اگر مردان حافظ مرزهای جغرافیا هستند، زنان حافظ مرزهای معنا هستند و همین مسئله راز ماندگاری جامعه ایرانی در برابر بحرانهای مختلف تاریخی به شمار میرود.
منصوری خاطر نشان کرد:خانه در نگاه رایج، یک فضای فیزیکی است، اما در نگاه عمیقتر، خانه قلمرویی برای شکلگیری معناست و در این قلمرو، روابط انسانی، حافظه تاریخی و امید به آینده در هم تنیده میشود و در شرایط جنگ، این قلمرو بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند، زیرا خانه آخرین سنگری است که میتواند انسان را در برابر فروپاشی کامل روانی و اجتماعی محافظت کند بنابراین زن ایرانی با توانایی خاص خود در پیوند دادن عناصر پراکنده زندگی، خانه را از یک فضای سکونت به یک جهان معنایی تبدیل میکند؛ جهانی که در آن زندگی حتی در شرایط دشوار نیز ادامه مییابد و این توانایی، صرفاً یک مهارت فردی نیست، بلکه یک سرمایه فرهنگی و تمدنی است که در طول تاریخ شکل گرفته و نسل به نسل منتقل شده است.
خانهداری در شرایط بحران، نوعی حکمرانی خرد است
در ادامه این نشست، سعیده رحیمی پژوهشگر حوزه فلسغه دین به بازخوانی مفهوم خانهداری پرداخت و اظهار کرد: خانهداری در شرایط جنگ، صرفاً انجام امور روزمره نیست، بلکه نوعی مدیریت وجودی و شکلی از حکمرانی خرد به شمار میرود. وی افزود: زن در میانه کمبودها، اضطرابها و نااطمینانیها وظیفهای فراتر از سامانبخشی امور مادی بر عهده دارد و باید امید را مدیریت کند، ترس را تعدیل نماید و امکان ادامه زندگی را برای اعضای خانواده فراهم سازد.
سعیده رحیمی خاطرنشان کرد: زنان در شرایط بحران، اقتصاد، عاطفه و معنا را به صورت همزمان مدیریت میکنند و علاوه بر مواجهه با مشکلات معیشتی، مسئولیت حفظ آرامش روانی خانواده را نیز بر دوش دارند. این نوع حکمرانی بر پایه قدرت شکل نمیگیرد، بلکه مبتنی بر محبت، اعتماد و مسئولیت است و به همین دلیل میتوان از آن به عنوان حکمرانی خاموش زنان یاد کرد. این پژوهشگر حوزه فلسفه دین با اشاره به تجربه تاریخی زنان ایرانی در دورههای مختلف گفت: از هجوم مغول گرفته تا جنگهای ایران و روس، از سالهای قحطی و ناامنی تا دوران دفاع مقدس، زنان توانستهاند در شرایطی که ساختارهای رسمی دچار اختلال شدهاند، شبکههای نامرئی حیات را فعال نگه دارند. البته تاریخ رسمی معمولاً به پادشاهان، فرماندهان و میدانهای نبرد توجه کرده است، در حالی که تاریخ واقعی ایران را باید در خانههایی جستوجو کرد که زنان در آنها امکان استمرار زندگی را فراهم کردهاند.
وی با تأکید بر اهمیت حفظ زمان انسانی در شرایط بحران تصریح کرد: جنگ، زمان را مختل میکند و روزها و شبها معنای معمول خود را از دست میدهند، اما زنان با استمرار مناسک روزمره، اجازه نمیدهند آشوب بر زندگی غلبه کند. از این رو آماده کردن غذا، دورهمیهای خانوادگی، حفظ آیینهای دینی و حتی نظم بخشیدن به خانه، در ظاهر اموری ساده به نظر میرسند، اما در واقع نوعی مقاومت در برابر سلطه آشوب محسوب میشوند. بنابراین خانهداری در زمان جنگ، صرفاً مدیریت اشیا نیست، بلکه مدیریت روح انسانهاست و به همین دلیل باید این مفهوم را از نگاههای تقلیلگرایانه رایج خارج کرد.
زنان، معماران تابآوری خانواده هستند
در بخش دیگری از این نشست، سر کار خانم دکتر زهرا روحالهی امیری به عنوان سومین سخنران این نشست به تبیین مفهوم تابآوری پرداخت و اظهار کرد: تابآوری صرفاً به معنای تحمل سختیها نیست، بلکه هنر خلق امکانهای جدید در دل محدودیتهاست. زنان ایرانی در طول تاریخ با خلاقیت فرهنگی خود نشان دادهاند که چگونه میتوان در دل بحران، کیفیتهای تازهای از زندگی را آفرید و از دل ناامیدی، امید را بازسازی کرد.
زهرا روحالهی امیری خاطرنشان کرد: آنچه تابآوری خانه را تضمین میکند، بیش از امکانات مادی، عقلانیت عاطفی زنان است؛ عقلانیتی که کمتر در نظریههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، اما در عمل ضامن بقای جوامع بوده است.همچنین زنان با تبدیل رنج به صبر، فقدان به خاطره و انتظار به امید، نوعی معماری امید را در دل خانواده شکل میدهند؛ معماریای که مصالح آن عشق، مسئولیت، ایمان و همبستگی است.
عضو هیات علمی دانشگاه باقر العلوم(ع) با اشاره به تغییر ماهیت جنگها در جهان معاصر گفت: امروز جنگها بیش از آنکه صرفاً نظامی باشند، ماهیتی شناختی و روانی یافتهاند و دشمنان ملتها در پی فروپاشی روح جمعی و خاموش کردن امید در خانهها هستند. اگر امید در خانهها خاموش شود، مقاومت اجتماعی نیز فرو میریزد و به همین دلیل، دفاع از خانه صرفاً یک مسئله شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه بخشی از امنیت فرهنگی و تمدنی جامعه محسوب میشود.
روح الهی امیری در ادامه با اشاره به مفهوم امید اظهار کرد: امید در شرایط جنگ، یک احساس ساده روانی نیست، بلکه یک سازوکار تمدنی است که بدون آن، هیچ جامعهای نمیتواند در برابر بحرانها دوام بیاورد.. زنان ایرانی در طول تاریخ، نقش اساسی در بازآفرینی امید داشتهاند؛ آنها با رفتارهای روزمره، با روایت کردن زندگی و با حفظ پیوندهای عاطفی، اجازه ندادهاند که ناامیدی بر فضای خانه غلبه کند.همچنین امید در خانه ساخته میشود، نه در ساختارهای رسمی؛ و زن، معمار اصلی این ساختن است. و این فرآیند، نوعی اقتصاد معنا در خانه است؛ اقتصادی که بر اساس آن، ارزشها نه با داراییهای مادی، بلکه با توانایی حفظ انسجام انسانی سنجیده میشود.
زن و معنا؛ خانه به مثابه زبان دوم هستی
عطیه کشتکاران پژوهشگر حوزه دین سخنران دیگر این نشست به تبیین لایهای عمیقتر از نقش زنان در شرایط بحران پرداخت و اظهار کرد: اگر دو سخنران پیشین از خانه به عنوان موجودیت زنده و از خانهداری به مثابه حکمرانی خاموش سخن گفتند، باید افزود که زن ایرانی در نهایت، معمار معنا در زندگی روزمره است.
وی افزود: مسئله اصلی در جنگ، صرفاً تخریب زیرساختها یا تغییر جغرافیا نیست، بلکه تهدید بنیادین معنای زندگی است و در چنین شرایطی، آنچه جامعه را از فروپاشی کامل نجات میدهد، توانایی بازتولید معنا در دل روزمرگی است؛ وظیفهای که به شکل تاریخی بر دوش زنان قرار گرفته است. از این منظر انسان بدون معنا نمیتواند در وضعیت بحران دوام بیاورد و جنگ دقیقاً زمانی خطرناکتر میشود که بتواند پیوند انسان با معنا را قطع کند و در اینجا زن ایرانی با بازآفرینی روایت زندگی، مانع از تحقق این گسست میشود. همچنین باید این نکته را افزود؛ زنان در تجربه تاریخی ایران، همواره نقش روایتگر زندگی را ایفا کردهاند؛ روایتگریای که صرفاً بازگویی خاطرات نیست، بلکه تبدیل تجربه زیسته به معنا و تبدیل رنج به فهمی قابل تحمل از زندگی است.
این پژوهشگر حوزه دین با بیان اینکه خانه در این فرآیند به یک زبان دوم هستی تبدیل میشود، تصریح کرد: خانه تنها محل زیست نیست، بلکه جایی است که در آن معنا تولید و بازتولید میشود و زن، مهمترین عامل این تولید معنایی است. اگر به زندگی روزمره در شرایط جنگ نگاه کنیم، درمییابیم که بسیاری از کنشهای کوچک زنان، مانند گفتوگو با فرزندان، حفظ آیینهای خانوادگی، یا حتی چیدمان ساده خانه، در واقع کنشهای عمیق معنابخش هستند.
کشتکاران در ادامه با اشاره به ماهیت جنگ اظهار کرد: برخلاف تصور رایج، جنگ تنها بحران بقا نیست، بلکه پیش از آن، بحران معناست. انسانها زمانی میتوانند در برابر بحرانهای شدید دوام بیاورند که معنای زندگی خود را از دست نداده باشند. در بسیاری از نظریههای اجتماعی، بر بقا و نیازهای مادی تمرکز شده است، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط کمبود و ناامنی، اگر معنا وجود داشته باشد، زندگی استمرار پیدا میکند. از این رو زن ایرانی در طول تاریخ، دقیقاً در همین نقطه نقشآفرینی کرده است؛ او با تبدیل تجربههای سخت به روایتهای قابل فهم، به خانواده کمک کرده تا در دل بحران، انسجام روانی و عاطفی خود را حفظ کند.بنابراین زن نه تنها مراقب جسم خانواده، بلکه حافظ روح جمعی آن است و این نقش، نقشی تمدنی و بنیادین محسوب میشود که کمتر مورد توجه نظریهپردازیهای رسمی قرار گرفته است.
آنچه در نشست زن ایرانی و مدیریت خانه به وقت جنگ مطرح گردید نشان داد که نگاه به زن ایرانی در شرایط جنگ نیازمند بازتعریف بنیادین است. برخلاف روایتهای رایج که نقش زنان را به حوزه پشتیبانی محدود میکند، در این دیدگاه، زن ایرانی به عنوان کنشگر اصلی در حفظ حیات اجتماعی و تمدنی معرفی شد همچنین .بر اساس مباحث مطرحشده توسط سخنرانان، خانه در شرایط جنگ به یک موجودیت زنده و پویا تبدیل میشود که در آن، معنا، امید، خاطره و روابط انسانی در هم تنیده میشوند و در این میان، زن ایرانی نقش محوری در حفظ و بازآفرینی این موجودیت دارد. از این رو تابآوری خانواده، صرفاً نتیجه شرایط اقتصادی یا امنیتی نیست، بلکه محصول یک فرآیند پیچیده فرهنگی و معنایی است که در آن زنان نقش اساسی ایفا میکنند.
انتهای پیام/