«من تنها نیستم»؛ داستانی متفاوت از زنان لامرد
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 27 خرداد 1405 - 10:52
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «من تنها نیستم»، نوشته مصطفی رضایی، تازهترین کتاب از شهدای لامرد است که به تازگی از سوی انتشارات حماسه یاران در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
این اثر که با محوریت زندگی همسر شهید غلامرضا رضایی، از شهدای هشت سال جنگ تحمیلی، نوشته شده تلاش دارد زندگی همسر این شهید بزرگوار را پس از دوران شهادت شهید روایت کند. نویسنده در این اثر کوشیده فراتر از کلیشههای مرسوم در برخی از آثار دفاع مقدس، به زندگی زنی بپردازد که دست سرنوشت مسیر دشواری را پیش روی او پس از شهادت همسر قرار دارد. مسئولیت تربیت پنج فرزند شهید در کنار تنگناهای اقتصادی، زندگی خانم فاطمه امینی را در مسیری قرار داد که طی کردن آن تنها با صبر و اتکا به خداوند ممکن بود.
نویسنده در این اثر کوشیده روایتی نو از زندگی همسران شهدا ارائه دهد؛ روایتی که تنها خاطرات یک زن نیست و میتواند از منظری، کارکردی اجتماعی برای مخاطب امروز داشته باشد. این اثر رضایی، چهارمین اثر برای روایت شهدای شهرستان لامرد است. پیش از این آثار «به وقت بیروت»، «پرواز 33 فرانکفورت - قدس» و «سه مبارز در خط آتش» از این نویسنده و توسط نشر حماسه یاران برای پاسداشت شهدای شهرستان لامرد منتشر شده بود. رضایی در گفتوگویی با تسنیم، درباره جزئیات این اثر و دغدغه خود برای نگارش آن گفت که در ادامه میخوانید:
*تسنیم: قهرمان اصلی کتاب «من تنها نیستم» برخلاف سه عنوان قبلی که از شهدای لامرد منتشر شد، یک زن است که تلاش دارد در فقدان همسر شهیدش، رسالت خود را ایفا کند. از دغدغه خود برای نگارش این اثر و چرایی نگارش داستان این همسر شهید بفرمایید.
«من تنها نیستم»، روایت زنی است که با دست خالی توانست کار بزرگی انجام دهد. مشکلات و چالشهای زندگی خانم فاطمه امینی، همسر شهید غلامرضا رضایی، از زمان شهادت ایشان آغاز میشود. فرزند کوچک شهید زمانی متولد میشود که تابوت شهید به خانه رسیده و در روز هفتم شهید، اتفاقات خاصی برای دو فرزند دیگر خانم امینی رخ میدهد و او را وارد مسیر جدیدی میکند؛در حالی که هنوز این فرصت را نیافته که برای همسرش عزاداری کند. مشکلات زندگی این همسر شهید در حالی رخ میدهد که او سن کمی دارد و مشکلات مالی و اقتصادی، ادامه زندگی را برای او سخت میکند. او پیش از شهادت همسر در شرایط متفاوتی زندگی میکرد، آنقدر وضع مالی این خانواده خوب بود که دستگیر دیگران بودند اما حالا خانم امینی پس از شهادت همسر، در شرایطی قرار میگیرد که با داشتن پنج فرزند، به نان شب محتاج میشود.
کتاب «من تنها نیستم» با در نظر داشتن تأکیدات رهبر شهید انقلاب درباره نگارش خاطرات شهدا پس از شهادت نوشته شد. معمولاً در کتابهای اینچنینی، آخرین پلن زندگی یک شهید، شهادت اوست و معمولاً وقایع پس از آن، چندان پرداخته نمیشود. از این منظر، کتاب تلاش دارد ضمن پرداختن به موضوع شهادت شهید رضایی، زندگی خانوادگی او پس از شهادت را نیز بکاود.
برای نگارش این کار، خاطرات و منابع مستند جمعآوری و در نهایت اثر در فضایی داستانی از زبان همسر شهید روایت شده است.
*تسنیم: عنوان اثر بر چه اساسی انتخاب شد؟
«من تنها نیستم» علاوه بر اینکه زندگی یک همسر شهید را روایت میکند، تلاش دارد که کارکرد اجتماعی نیز در شرایط فعلی داشته باشد. در روزهای گذشته، پس از رونمایی از کتاب نیز، بازخوردهای خوبی از مخاطبان دریافت کردیم که توانسته بودند با این روایت ارتباط برقرار کنند.
همه ما در زندگی با مشکلات و محدودیتهایی مواجهیم که ممکن است گاه در برههای این احساس را داشته باشیم که نتوانیم از این موانع عبور کنیم یا خدا دیگر ما را نمیبیند. اما «من تنها نیستم» تأکید دارد که مشکلات، جزئی از زندگی است و راه مواجهه با این مشکلات کلیدی دارد که باید آن را یافت.
علت نامگذاری اثر به این برمیگردد که خانم امینی با وجود تمام مشکلات سنگین و تنهایی پس از شهادت همسر، صبور است و عجز و ناله نمیکند. از سوی دیگر، این اثر برای اولینبار در میان خاطرات همسران شهدا، تلاش دارد زوایای مختلف زندگی یک همسر شهید را روایت کند؛ از این رو مخاطب در این اثر با روایتهایی مواجه است که معمولاً در دیگر آثار کمتر به آنها پرداخته و از آنها صحبت شده است. مخاطب در این اثر متوجه میشود که دنیای پس از شهادت همسر برای خانواده چطور است.
*تسنیم: با توجه به اینکه شخصیت اصلی این کتاب همسر شهید در دهه 60 است، کتاب چه پیامی برای زن امروز دارد؟
فکر میکنم امروز میزان تابآوری بانوان ما کمتر از زنان دهه 60 است. این موضوع به عوامل مختلف اجتماعی بازمیگردد، از این رو کتاب «من تنها نیستم» به مخاطب کمک میکند ضمن قرار گرفتن در یک جریان جذاب داستانی، با زندگی زنی آشنا شود که کم چالش ندارد اما تلاش دارد به عهدی که با همسرش داشته عمل کند و در این راه، با وجود محدودیتها، موفق باشد.
*تسنیم: رسانههایی مثل اینترنشنال تلاش میکنند رخدادها را نه فقط گزارش، بلکه بازچینش کنند: یعنی از دل یک واقعیت پیچیده، روایتی بسازند که جای قربانی و مقصر را عوض کند یا دستکم تردید و ابهامِ عاطفی ایجاد کند. در چنین فضایی جوان و نوجوان امروز در سالهای گذشته بارها دچار یک سردرگمی تاریخی شده و نمیداند چرا باید پای وطن بایستد. اما در جنگ اخیر، یک موضوعی که پیش آمد این بود که این نسل فقط شاهد جنگ نبودند، آنها به نوعی قربانی جنگ هم بودند. این موضوع اگرچه تلخ هست، اما میتواند فرصتی باشد برای بیان واقعیتهای تاریخی. چطور میتوان از این فضا به نفع روایت درست و صادقانه بهره برد؟
در این زمینه، ظرفیت هنر یک ظرفیت همچنان مفقودی است که باید مورد توجه قرار گیرد. گمان اولیه این است که دفاع مقدس با گذشت بیش از 30 سال، شاید چیزی برای مطرح کردن نداشته باشد، اما ما در همین شهر لامرد، که از مناطق محروم هم به شمار میآید، توانستهایم این سوژه را با گذشت بیش از سه دهه کشف کنیم.
دفاع مقدس در خود روایتهایی دارد که مانند زیرخاکی و گنج است. به همین خاطر است که رهبر انقلاب تأکید کردهاند که «حماسهی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملّت را در تاریخ، ماندگار کنند.»
این ظرفیت و رسالت هنر است. در یکی از دیدارهای هنرمندان با رهبر شهید هم شاهد بودیم که یکی از فیلمسازان نسبت به کمبود سوژه گلایه داشت، رهبر شهید کتاب «خاکهای نرم کوشک» را پیشنهاد دادند. از این منظر، معتقدم ما نه تنها با کمبود که با ترافیک سوژه مواجهیم. ما به هنرمند سوژهیاب نیازمندیم. در دو جنگ تحمیلی اخیر نیز این موضوع صدق میکند. سوژههای فراوانی مانند قضیه اصفهان و دیگر وقایع وجود دارد که با پرداختن درست به آنها و آمیختن با نگاه هنری، میتوان حس همذاتپنداری را در مخاطب جوان امروز برانگیخت.
در چهار سال گذشته ما در شهر لامرد تلاش کردیم که با این نگاه به انتخاب سوژه در حوزه دفاع مقدس بپردازیم. خروجی این نگاه، چهار عنوان کتاب بود که برخی از آنها توانسته در کشورهایی مانند لبنان و کویت نیز منتشر شود. در این آثار به مفاخری از شهر لامرد پرداخته شده که تا پیش از این خود مردم لامرد آنها را نمیشناختند.
*تسنیم: یکی از موضوعاتی که در سالهای گذشته از منظر کارشناسان به عنوان یکی از آسیبهای حوزه خاطرهنویسی جنگ مطرح شده، انتشار کتابهای متعدد و گاه شبیه به هم است که نتوانسته مخاطب امروز را راضی نگاه دارد و به سمت خود جذب کند. نظر شما در اینباره چیست؟
به عنوان یکی از منتقدین کتب دفاع مقدس عرض میکنم که فضای آثار دفاع مقدس باید به گونهای جذاب ساخته و پرداخته شود که نسل جوان بتواند با آن ارتباط برقرار کند. ما با سنتینویسی در آثار دفاع مقدس مواجهیم؛ یعنی نویسنده تنها به ارائه پارهای از خاطرات بسنده میکند؛ خاطراتی که شخصیت شهید را آنطور که باید به مخاطب خود معرفی نمیکند. این در حالی است که نسل جوان امروز با کارهای جذاب هنری و سینمایی مواجه است.
ما در کتاب «پرواز 33 فرانکفورت - قدس» ماجرا را از لحظه سوار شدن هواپیما آغاز کردیم. برخی از دوستان این اشکال را وارد میکردند که چرا از ابتدای زندگی شهید آغاز نکردید؟ نگاه ما این است که کتاب دفاع مقدس باید مانند یک فیلم سینمایی برای مخاطب امروز جذاب باشد.
انتهای پیام/