تأملی در نقش مردم در دوران جنگ و پساجنگ

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جواد حیدری پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی در نشست علمی مسئولیت اجتماعی جامعه در دوران جنگ و پساجنگ با بررسی نسبت میان مسئولیت اجتماعی، مطالبه‌گری و سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی، تلاش کرد تصویری از نقش مردم در دوران جنگ و پساجنگ ارائه دهد و نشان دهد که امنیت و تاب‌آوری ملی صرفاً محصول قدرت نظامی نیست، بلکه ریشه در کیفیت کنش اجتماعی شهروندان دارد.ایشان با اشاره به تجربه تاریخی جنگ‌ها اظهار کرد: جنگ‌ها معمولاً با صدای انفجار آغاز می‌شوند، اما سرنوشت آن ها در سکوت ذهن‌ها و دل‌های مردم رقم می‌خورد و آن­چه در حافظه تاریخی ملت‌ها ماندگار می‌شود، تنها میزان خسارت‌ها، تعداد موشک‌ها یا مختصات میدان‌های نبرد نیست بلکه چگونگی مواجهه جامعه با بحران و دشواری‌هاست.

حیدری با بیان این که نگاه‌ها در دوران جنگ اغلب به توان دفاعی و قدرت نظامی معطوف می‌شود، افزود: در پس این لایه آشکار، حقیقتی عمیق‌تر وجود دارد و آن این است که هیچ جامعه‌ای تنها با اتکا به ابزارهای سخت قدرت پایدار نمی‌ماند، بلکه آن چه یک ملت را از تندباد حوادث عبور می‌دهد، سرمایه‌ای اجتماعی است که در قالب اعتماد عمومی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت اجتماعی تجلی پیدا می‌کند. جنگ رمضان بار دیگر نشان داد که امنیت تنها محصول عملکرد نهادهای رسمی نیست و در شرایط بحرانی، مردم نیز به بخشی از سازوکار تولید امنیت تبدیل می‌شوند و نقش آنان صرفاً نقشی حاشیه‌ای یا انفعالی نیست.همچنین آرامش اجتماعی، پرهیز از شایعه‌پراکنی، حفظ انسجام عمومی، تداوم فعالیت‌های ضروری و حمایت متقابل شهروندان از یکدیگر نشان می‌دهد که امنیت پیش از آن که پدیده‌ای نظامی باشد، پدیده‌ای اجتماعی است و مردم بازیگران اصلی صحنه‌ای هستند که سرنوشت ملی در آن رقم می‌خورد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های دوران جنگ و پساجنگ پرداخت و گفت:همواره این پرسش مطرح است که نسبت میان مطالبه‌گری و مسئولیت اجتماعی چیست و چگونه می‌توان میان این دو تعادل برقرار کرد. در پاسخ باید گفت که برخی معتقدند در شرایط جنگی هرگونه مطالبه‌گری باید به نام حفظ وحدت ملی به تعویق بیفتد و در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که وضعیت جنگی نباید هیچ تأثیری بر طرح مطالبات اجتماعی داشته باشد که هر دو دیدگاه بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهند اما به تنهایی قادر به درک پیچیدگی شرایط نیستند. اما مسئله اصلی وجود یا عدم وجود مطالبه گری نیست بلکه پرسش اساسی آن است که مطالبه‌گری چگونه صورت‌بندی شود.از این رو جامعه بالغ جامعه‌ای نیست که از پرسشگری دست بکشد و نه جامعه‌ای که هر مطالبه‌ای را بدون توجه به پیامدهای آن برای سرنوشت جمعی مطرح کند. بلکه بلوغ اجتماعی در ایجاد تعادل میان حق پرسشگری و مسئولیت پاسداری از منافع عمومی آشکار می‌شود و مطالبه‌گری در شرایط بحران از یک کنش صرفاً اعتراضی فراتر می‌رود و به شکلی از مشارکت در حفظ و بازسازی جامعه تبدیل می‌شود.

این پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی اسلام در ادامه مفهوم تاب‌آوری مطالبه‌گر را به عنوان کلیدواژه اصلی بحث خود مطرح کرد و گفت: مقصود از تاب‌آوری مطالبه‌گر، توانایی جامعه برای حفظ روحیه نقد، نظارت و مطالبه‌گری بدون افتادن در ورطه ناامیدی، آشوب یا تخریب سرمایه اجتماعی است.جامعه‌ای که از چنین ظرفیتی برخوردار باشد، نه سکوت را فضیلت می‌داند و نه هیجان‌زدگی را نشانه آگاهی تلقی می‌کند. چنین جامعه‌ای پرسش می‌کند اما برای ساختن، نقد می‌کند اما برای اصلاح و مطالبه می‌کند اما با درک شرایط و مسئولیت‌های مشترک مطالبه می­کند.

حیدری با اشاره به اهمیت مطالبه‌گری مسئولانه در روزهای جنگ اظهار کرد: بحران‌ها معمولاً ظرفیت آشکار کردن ضعف‌ها و نارسایی‌ها را دارند و اگر جامعه از طرح این مسائل چشم بپوشد، خطاها انباشته می‌شوند و فرصت اصلاح از دست خواهد رفت.در مقابل، اگر مطالبه‌گری از مدار عقلانیت خارج شود، می‌تواند به عاملی برای فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شود. همچنین هنر یک جامعه تاب‌آور آن است که میان ضرورت نقد و ضرورت انسجام تعادل برقرار کند و چنین تعادلی نه به معنای تعطیلی نقد است و نه به معنای بی‌توجهی به مصالح عمومی، بلکه نشانه بلوغ مدنی و درک عمیق از مسئولیت اجتماعی به شمار می‌رود.

وی با تأکید بر این که اهمیت این موضوع در دوران پساجنگ بیش از دوران جنگ است، اظهار کرد: تجربه تاریخی ملت‌ها نشان می‌دهد که عبور از جنگ به معنای پایان آزمون‌های اجتماعی نیست بلکه گاهی جوامع در میدان نبرد مقاومت می‌کنند اما در میدان بازسازی اعتماد، امید و همبستگی دچار فرسایش می‌شوند. جنگ لحظه شکل‌گیری همبستگی است، اما پساجنگ لحظه حفظ و نهادینه‌سازی آن محسوب می‌شود. در دوران جنگ دشمن بیرونی آشکار است، اما در دوران پساجنگ تهدیدهای پنهان‌تری مانند فراموشی، بی‌اعتمادی، خستگی اجتماعی، ناامیدی و گسست میان مردم و نهادهای تصمیم‌گیر ظهور می‌کند.در چنین شرایطی، مطالبه‌گری مسئولانه می‌تواند به پلی میان تجربه جنگ و آینده جامعه تبدیل شود و مردم حق دارند درباره کیفیت حکمرانی، نحوه جبران خسارت‌ها، عدالت در توزیع امکانات و مسیر بازسازی کشور پرسش کنند.با بیان این که این پرسشگری زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که در افق آینده مشترک تعریف شود،

جواد حیدری در پایان تأکید کرد:قدرت واقعی یک ملت تنها در توانایی مقابله با تهدیدهای بیرونی خلاصه نمی‌شود. ملت‌ها زمانی به بلوغ تاریخی دست می‌یابند که بتوانند در دشوارترین شرایط، دو ارزش بنیادین یعنی حق پرسشگری و مسئولیت همبستگی را همزمان حفظ کنند و جامعه‌ای که بتواند این تعادل را برقرار کند، نه‌تنها از جنگ عبور خواهد کرد، بلکه از دل بحران‌ها آگاه‌تر، منسجم‌تر و نیرومندتر بیرون می‌آید و در چنین شرایطی، مطالبه‌گری دیگر صرفاً یک حق مدنی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین اشکال مشارکت مردم در ساختن امنیت، تاب‌آوری و آینده ملی به شمار می‌رود.بنابراین راز ماندگاری ملت‌ها در نحوه مواجهه آنان با بحران‌ها نهفته است،زمانی که مطالبه‌گری از یک واکنش مقطعی به فضیلتی اجتماعی و مسئولیتی تاریخی تبدیل شود، جامعه قادر خواهد بود سرمایه اجتماعی خود را حفظ کرده و مسیر پیشرفت و بازسازی را با قدرت بیشتری ادامه دهد.

انتهای پیام/