اشک حسرت مادر فلسطینی برای در آغوش کشیدن فرزندان بادست قطع شده
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 24 خرداد 1405 - 14:46
به گزارش «آیه جوده»، خبرنگار تسنیم در نوار غزه، «سماح عفانه»، مادر 37 ساله فلسطینی در شهرک الزوایده باریکه غزه با دستی که در زمان بمباران های ارتش رژیم صهیونیستی قطع شده، نظارهگر فرزندش است که در مقابل دیدگانش قدم برمیدارد اما او حتی از در آغوش کشیدن فرزندش محروم است و این روزها حتی برای سادهترین مراقبتها از نوزاد تازه متولد شدهاش هم به کمک دیگران نیاز دارد.
سماح در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «وقتی مجروح شدم تقریباً بیهوش بودم. روز بعد از مجروحیتم به هوش آمدم و اولین سوالم از مادرم درباره وضعیت پسرم بود. مادرم گفت پسرت میخواهی یا دستت را ؟ خداوند دستت را از تو گرفت اما پسرت را برای تو نگه داشت. شرایط خیلی سخت بود، انسان فقط باید شکر خدا را به جا بیاورد. اینکه پسرم از زیر بمباران سالم بیرون آمد و آسیبی ندید بهتر از این است که به چیزهایی که از دست رفته فکر کنم. انسان وقتی بخشی از بدنش از او جدا میشود، هیچ کاری از دستش برنمیآید. بهویژه اینکه در آن زمان من این نوزاد را هم باردار بودم.»
جراحت سماح بسیار شدید بود و او بعد از این حمله بلافاصله برای درمان به بیمارستان شفا منتقل شد، اما تنها هشت روز توانست از تخت بیمارستان استفاده کند و ناچار شد با بدنی خسته و یک دست از دسترفته، مسیر آوارگی را در پیش بگیرد و به دنبال مکانی امنتر برای فرزندانش باشد.
این مادر رنجدیده فلسطینی میگوید: «پس از گذشت 8 روز از مجروح شدنم به این اردوگاه در منطقه الزوایده در استان مرکزی غزه آمدیم. اینکه مجروح و آسیبدیده باشم و به چادری بیایم که نه بیمارستانی من را بپذیرد و نه اقدامات درمانی لازم برای مجروحان انجام شود، واقعاً شرایط بسیار سختی بود. نه دارویی وجود داشت و نه مسکنی، آن هم در حالی که من باردار بودم. دستکم براساس توصیههای پزشکی به ویتامین نیاز داشتم، اما اصلاً هیچ یک از ملزومات مورد نیاز مادران باردار برای من در دسترس نبود. من از دو نوع درد رنج میبردم؛ درد خودِ جراحت و درد بارداری. علائم بارداری هم خودش قصه دیگری بود.»
امروز مادر و خواهر سماح مسئولیت مراقبت از فرزندان او را بر عهده دارند و از آماده کردن غذا گرفته تا در آغوش گرفتن نوزاد و رسیدگی به نیازهای چادر او را یاری میکنند. سماح با وجود این محدودیتها تلاش میکند تا به اندازهای که جراحتش اجازه میدهد، مشارکت داشته باشد.
او میگوید: «من از سادهترین چیزها هم محروم شدهام. از چادر بیرون نمیروم، دوست ندارم بیرون بروم، چون برای هر کار کوچکی به کسی نیاز دارم که کمکم کند. حتی نمیتوانم موهایم را شانه کنم، مگر اینکه کسی این کار را برایم انجام دهد. بستن شال را هم نمیتوانم انجام دهم. برای عوض کردن لباسهایم به کمک دیگران نیاز دارم. من از همه چیز محروم شدهام.»
فاصله قطع شدن دست سماح، این مادر مجروح و داغ دیده فلسطینی با انتقال به اردوگاه آوارگان در شهرک الزوایده غزه تنها هشت روز بود. از آن زمان تاکنون، سماح با کمک خانوادهاش زندگی میکند و تلاش میکند تا جایی که امکان دارد در کنار فرزندانش بماند و نقش مادری را به رغم جراحت خود ادامه دهد.
انتهای پیام/